مقدمه
بیماری ها را می توان به دو دسته بیماری های عمومی که با پیگیری اندک و مصرف دارو به سلامت بیمار می انجامد. و بیماری های صعب العلاج (incurable) که همواره با ریسک و خطر مرگ همراه است تقسیم کرد. از جمله بیماری های صعب العلاج می توان به انواع سرطان ها اشاره نمود. بیش از دویست نوع متفاوت از بیماری های سرطان وجود دارد که هر کدام به شیوه خاص ایجاد می شوند. اما چیزی که در همه آنها مشترک است این است که همه ی آنها با یک روش مشابه شروع می شوند، با یک تغییر در ساختار طبیعی یک سلول. سرطان زمانی شروع می شود که ساختار ژنتیکی سلول تغییر کند. در این حالت سلول های سرطانی سریعا رشد می کنند و تکثیر می شوند اما برعکس سلول های طبیعی بعد از زمان معین ، از بین نمی روند بلکه با ادامه رشد و تکثیر به هم می چسبند و ایجاد توده سلولی به نام تومور می کنند.
پس از اینکه تومور در بدن شکل گرفته و توسط متخصصین پزشکی تشخیص داده شد، بیمار و نیز نزدیکان بیمار در شرایط خاص روحی و روانی قرار می گیرند. در این شرایط و نیز در فرایند بیماری و درمان آن ، آنچنان که در کشورهای پیشرفته رایج شده است، نیاز مبرم به روانشناس و مشاور وجود دارد تا در کنار فرد قرار گرفته و نحوه مواجهه و کنار آمدن با بیماری و عوارض آن را با بیمار و نزدیکان وی ، به بحث بگذارد.
از لحلاظ روانی اولین و سخت ترین مرحله ای که بیمار و خانواده اش با آن روبرو هستند، اطلاع از ابتلا به بیماری است. از نظر کوبلر راس ، افرادی که به بیماری های صعب العلاج دچار می شوند پنج مرحله را سپری می کنند:
1. انکار : عدم پذیرش تشخیص پزشک و مراجعه از پزشکی به پزشک دیگر برای اطمینان از صحت تشخیص بیماری.
2.خشم: زمانی که صحت تشخیص تایید می شود، بیمار به شدت خشمگین و عصبانی می گردد.
3.چانه زنی: بیمار اگرچه احساس می کند که فرصت زیادی ندارد ولی تلاش می کند مدت بیشتری زنده بماند.
4.افسردگی: بیمار دچار یاس و ناامیدی می شود.
5.پذیرش: بیمار وضعیت خودش را می پذیرد و در انتظار شرایط بد می ماند که حالت مطلوبی نیست.
البته درمانگران عقلانی-عاطفی-رفتاری مثل آلبرت الیس معتقدند که وقتی حادثه ای روی می دهد افراد به شیوه های متفاوتی فکر می کنند و احساسات متفاوتی را تجربه می کنند و بر اساس آن رفتارهای متفاوتی را بروز می دهند. بنابراین تعمیم مراحلی که کوبلر مطرح ساخته در مورد همه بیماران صادق نیست. هر بیمار به نوع خاصی با مشکل مواجه می شود و از روش هایی برای رسیدن به آرامش نسبی و موقتی استفاده می کند . فردی با گریه کردن، دیگری با صحبت کردن، نفر سوم با سکوت کردن و خلوت کردن با خود و ... لذا بایستی به بیمار اجازه داده شود به شیوه خودش نسبت به مشکل به وجود آمده واکنش نشان دهد.
بسیار مهم است که درباره شیوه ی مناسب اطلاع رسانی به بیمار در مورد بیماری ، اندیشیده شود و متناسب با روحیه او این کار انجام شود. وقتی بیمار از بیماری اش اطلاع یافت به او فرصت دهید تا پس از کنار آمدن با بیماری اش درمان را شروع کند.مسلما روند درمان تغییراتی را در زندگی ایجاد می کند که ممکن است سریعا آمادگی روبرو شدن با آنها را نداشته باشد. در مورد شدت بیماری و مدت زمان لازم برای اماده شدن بیمار جهت درمان با پزشک معالج او صحبت کنید.
آشنایی اعضای خانواده با فنون برقراری ارتباط کلامی و غیر کلامی مناسب هم می تواند بیمار را در رسیدن به آرامش یاری دهد. لازمه برقراری ارتباط کلامی و غیر کلامی مناسب خانواده با بیمار ، گوش دادن فعال است. این مهارت می تواند یکی از روش های مؤثر برای کاهش ناراحتی بیمار باشد. وقتی بیمار درباره ی غم و اندوهش صحبت می کند ، بهتر است نزدیکان با توجه به او گوش دهند و به او بگویند:" درست است که ما به جای تو نیستیم اما می فهمیم که پذیرش این بیماری چقدر برایت سخت است، ما در تمام مراحل درمان همراهت هستیم و تو تنها نیستی".
آموزش فنون آرام سازی به بیمار ، طرح سوالات مناسب که موجب ابراز احساسات عمیق فرد نسبت به بیماریش می شود ، و تشویق بیمار به خاطر همکاری در روند درمان و پیشرفت بیمار در تغییر افکار استرس زا ، برخی از روش های مؤثر بر قراری ارتباط کلامی با گروه بیماران خاص است.
توجه:
دستور دادن و ارائه طریق ، آگاهاندن و ترساندن، اخلاقی کردن موضوع و نصیحت کردن، قضاوت کردن، روش های غیر موثری هستند و کمکی به بیمار نمی کنند.
بیماری های صعب العلاج من جمله سرطان ، تغییرات ، فشارها و تاثیرات متفاوتی بر زندگی بیمار و خانواده وی می گذارد. پاسخ به سرطان یا سایر بیماری های از این دست، به مواردی از جمله بیمار و ساختار روانشناختی وی ، خانواده و محیط اجتماعی ، میزان ناتوانی و بدشکلی های ایجاد شده بستگی دارد و می تواند بر تمام سطوح فعالیت های بیمار اثر بگذارد.
بحران های ناشی از این بیماری ها سبب عدم تعادل و ناهماهنگی فکر، جسم، و روح می شود. اما بیشترین حالت در این دوره برای بیمار احساس یاس و ناامیدی است. از واکنش های احتمالی دیگر افسردگی را می توان نام برد که در این افراد باعث می شود که دیگر برای زنده ماندن تلاش نکنند و فرصت های بهتر زندگی کردن در باقیمانده عمر را از دست بدهند. امید با شاخص های آسیب های روانی مرتبط با افسردگی و ناامیدی ، همبستگی منفی دارد. امید و امیدواری پیش بینی کننده شاخص های سلامت جسمی و روانی است. از این رو به نظر می رسد مداخلات روانشناختی بتوانند گامی مؤثر در جهت افزایش امید و کاهش افسردگی های ناشی از این دست بیماری های صعب العلاج بردارند.
در چند دهه اخیر روانشناسی مثبت گرا و روانشناسی سلامت به افزایش شادمانی، سلامت، و مطالعه علمی در مورد نقش نیرومندی های شخصی و سامانه های اجتماعی مثبت در ارتقای سلامت بهینه تاکید دارند. مضامین اصلی روانشناسی مثبت گرا شامل شادمانی ، امید، خلاقیت ، و خرد می باشند. در بررسی اثربخشی رویکرد امید درمانی بر مولفه های امید ، معنای زندگی ، عزت نفس، افسردگی ، و اضطراب نشان داد که این مداخله باعث افزایش امید ، معنای زندگی ، عزت نفس، و کاهش نشانگان افسردگی و اضطراب شده است.
دربین درمان های روان شناختی ، امید درمانی اسنایدر ، درمانی است که امید را به عنوان هدف اصلی درمان مد نظر قرار داده است. ریک اسنایدر بنیانگذار نظریه امید و درمان مبتنی بر آن ، امید را به عنوان سازه ای شامل دو مفهوم این گونه تعریف می کند:" توانایی طراحی گذرگاه هایی به سوی اهداف مطلوب به رغم موانع موجود و کارگزار یا عامل انگیزش لازم برای استفاده از این گذرگاه ها".
امید درمانی از نظریه امید اسنایدر و اندیشه های برگرفته از درمان شناختی-رفتاری ، درمان راه حل مدار ، داستان درمانی یا روایت درمانی مشتق می شود. و بر این هدف استوار است که به درمانجویان کمک کند تا اهداف را فرمول بندی کرده و گذرگاه های متعددی را برای رسیدن به آنها بسازند و خود را برای دنبال کردن اهداف برانگیزانند و موانع را به صورت چالش هایی برای غلبه از نو چهار چوب بندی کنند.
تفکر امید و بیماری های صعب العلاج به شدت با یکدیگر مرتبطند از آن جهت که افراد امیدوار بیشتر بر مشکل متمرکز شده و در حل آن فعالانه عمل می کنند و دوم اینکه در مواجهه با بیماری، پریشانی کمتر و تطابق بیشتری از خودشان نشان می دهند. در مراحل درمان نیز افراد امیدوار در تحمل درمان های دردناک و طولانی و عوارض شیمی درمانی یا پرتو درمانی از خود مقاومت بیشتری نشان می دهند و در مرحله بهبود نیز افراد امیدوارتر افکار مثبت تری راجع به زندگی شان دارند و گرایش بیشتری به شناسایی جنبه های مثبت از خود نشان می دهند.
معرفی امید و جنبه های مختلف آن
معرفی اهداف و انواع آن به عنوان بخشی از فرایند افزایش امید
ایجاد ساختاری برای کشف اهداف
ارائه راهکارها برای تنظیم هدف واضح و عملی در سطوح مختلف
تهیه لیست اهداف، اولویت بندی آنها و انتخاب یک هدف
آشنایی با شیوه های افزایش انگیزه و نیروی اراده جمعی در پیگیری اهداف
تغییر خودگویی های منفی
ساختن فیلم درونی با استفاده از تصویر سازی مثبت گرایانه و ارائه جملات و حکایات امیدبخش جهت تقویت نیروی اراده ذهنی
رژیم غذایی مناسب و فعالیت بدنی
استفاده از پیوستار پیشرفت برای ارزیابی فرایند پیگیری هدف و ارائه بازخورد مناسب
آشنایی با شیوه های غلبه بر موانع و چالش ها
ترسیم رابطه تفکر و احساس مثبت ناشی از رسیدن به هدف در افزایش امید
بیشتر بخوانید: پروتکل درمان سوگ
وقتی فردی با بیماری های صعب العلاجی همچون سرطان مواجه می شود ممکن است با تصور جسمش همچون یک دشمن، با آن احساس بیگانگی کند در این حالت توانمندی جسمش برای مبارزه با بیماری را نادیده می گیرد و یا به آن بی اعتماد می شود. لذا پیشنهاد می شود از روش تصورات ذهنی هدایت شده سیمونتن استفاده کرده و مراحل زیر را ، 3 بار در روز و هر بار به مدت 15-10 دقیقه انجام دهند.
روش تصویر سازی ذهنی هدایت شده سیمونتن
لطفا چشمانتان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید ، عضلات بدنتان را در وضعیت آرامی قرار دهید. بدنتان را کاملا رها کنید تا در صندلی فرو رود. حالا روی عضلات بدنتان متمرکز شوید و اگر عضله ای گرفتگی دارد آن را رها کنید تا به آرامش برسد مطمئن شوید دست ها، شانه ها، عضلات ناحیه صورت ، شکم ، و پاها در وضعیت راحت و آرامی قرار دارند.حالا روی تنفستان متمرکز شوید به اینکه چطور با ورود هوا به شش ها سینه و شکم شما بالا و پایین می رود. دقت کنید نفس عمیق بکشید و با هر نفس هوا را از بینی به درون شش ها بفرستید و از راه دهان به آرامی خارج سازید. سعی کنید هر نفس را با سه شماره به داخل شش ها ببرید و تا سه شماره نگه دارید و با سه شماره از راه دهان به بیرون بفرستید. تنش ها را از خود دور سازید و کاملا آرام باشید.
حالا تصور کنید مقابل درب بزرگی ایستاده اید آن را به آرامی باز کنید و وارد دنیای شگفت انگیز بدنتان شوید و به اندام های درونی بدنتان توجه کنید. نظمی که خداوند در آنها قرار داده است را با دقت نظاره کنید. همان طور که می دانید هر کدام از اندام های بدن از تعدادی سلول تشکیل شده است. حالا وارد سلول های بدنتان شوید مثل اینکه جنگ سختی بین سلول های بدن شما و سلول های سرطان یدرگرفته است . اصلا نگران نباشید چون سربازان شما بسیار مقاوم تر از سربازان دشمن هستند و با تمام قوا آنها را نابود خواهند کرد.
با هر درمانی که دریافت می کنید یک قدم به سلامتی کامل نزدیک می شوید. سرانجام پس از مبارزه سخت سلول های بدن ،تمامی عوامل بیماری زا را نابود می کنند ، بیماری از بین می رود و سلامتی به شما بر می گردد. سرطان را مجسم کنید که کوچک و کوچک تر می شود و در نهایت از بین می رود. سلول های سرطانی را تصور کنید که به صورت ادرار و مدفوع از بدن دفع می شوند و مجسم کنید که اکنون انرژی و اشتهای بیشتری دارید و احساس راحتی می کنید.
حالا روی سلامتی بدنتان متمرکز شوید و از سلامت ایجاد شده لذت ببرید ، لذت را با عمق وجودتان حس کنید. مطمئن باشید که سیستم ایمنی بدن شما قدرت مقابله با انواع بیماری ها را دارد. شما ذهن توانمندی دارید که می تواند روی این سیستم تاثیر مثبت بگذارد. پس با کمک ذهن قوی و سیستم توانمندی که در بدن دارید می توانید با انواع بیماری ها مبارزه کنید و در یک وضعیت سلامت از زندگیتان لذت ببرید پس هیچگاه درباره بیماری نگران نشوید. حالا کم کم آماده شوید تا از این سفر برگردید و از همان راهی که آمده بودید بر می گردید تا دوباره به جلوی درب بزرگ برسید ان را به آرامی باز کنید و از آن خارج شوید حالا چند نفس عمیق بکشید و با شمارش معکوس چشمانتان را به آرامی باز کنید 1،2،3،4،5 .
منابع:
کتاب کاربرد پذیری فنون مشاوره جهت بهزیستی بیماران سرطانی و خانواده هایشان تالیف دکتر عبدالله شفیع آبادی و دکتر کاترین فکری
مقاله بررسی اثر بخشی گروه درمانی مبتنی بر رویکرد امید درمانی بر افزایش میزان امید به زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان تالیف هانیه بیجاری و همکاران
نویسنده: نیره آزادی نقش کارشناس ارشد مشاوره توانبخشی از دانشگاه علامه طباطبایی
ارائه خدمات مشاوره تلفنی و حضوری در زمینه فردی ، خانواده و کودک 09305785683
جهت مشاهده ویدئوهای متنوع انگیزشی و موفقیت کلیک کنید
خصوصیات بحران
بحران عدم تعادل روان و اختلال درونی است که به دنبال حوادث تنش زا و عوامل تهدید کننده اتفاق می افتد. بحران وضعیتی است که فرد در نتیجه رویدادی غیر منتظره و بالقوه تهدید کننده و یا یک انتقال رشدی دشوار ( مثل بحران هویت دوران نوجوانی ) ،تعادل هیجانیش را از دست می دهد. عدم تعادل ، آشفتگی ، و گم گشتگی واکنش های هیجانی افراطی در مواقع بحران هستند و در نتیجه فرد دچار احساس گناه ، ناامیدی، کاهش عزت نفس، و افسردگی می گردد. چیزی که بحران را بحران می کند خود آن حادثه و اتفاق نیست بلکه واکنش افراد به آن رویداد است که بحران را می سازد. افراد بسته به سن ، تجارب ، موقعیت ، سبک زندگی ، و مهارت های مقابله ای ،در یک موقعیت ممکن است واکنش های متفاوتی نسبت به شرایط بحرانی نشان دهند. تفاوت استرس و بحران در این است که استرس ها تداوم دارند ، از این رو افراد به نوعی یاد می گیرند که چگونه با آنها روبرو شوند و یا اینکه به زندگی با استرس عادت می کنند، اما بحران ها به طور معمول غیر منتظره و غیر قابل پیش بینی هستند و شدت آنها نسبت به استرس ها بیشتر است.
در اوایل دهه 1940 در قالب روانپزشگی پیشگیری ، نظریه بحران به جهت حفظ سلامت روان فرد و جلوگیری از بیماری های روانی مطرح شد. که در این مورد به نظریه روانکاوی ساختار دادند و آن را برای کمک به افرادی که در طول زندگی دچار تنش و استرس بالا می شوند، به کار بردند. از چهره های شاخص در روانپزشگی پیشگیری اریک لیندمان می باشد. اریک لیندمان پس از حادثه آتش سوزی ( 1943 در بوستون) در کلوپ شبانه کوکنت گرو و مشاهده بازماندگان حادثه که دچار ترس و اندوه فراوان شده بودند بیان کرد که وقتی اتفاق تنش زا و بحرانی برای افراد پیش می آید افراد به دو صورت واکنش نشان می دهند: 1) با موقعیت کنار می آیند 2) توان روبرو شدن و کنار آمدن با مشکل را ندارند و تعادل و سلامت روان آنها به هم می ریزد.
مشاهدات لیندمان پایه ای شد برای ایجاد ساختار تئوریک در درک رفتار انسانی برای افرادی که در مواجهه با بحران ها دچار تنش و استرس می شوند. به طور کلی لیندمان نگاهش جامعه نگر بوده و برنامه ای هم که برای مقابله با بحران ارائه داد ، به پروژه ولسی معروف شد ، که اساس این پروژه دریافت کمک های روانی اولیه برای برخورد با بحران یا واقعه تنش زای غیر منتظره بود. همچنین در اوایل دهه 1940 تا سال 1960 فردی به نام جرالد کاپلان ، نظریه بحران را برای مقابله با بحران تعریف کرد . نگاه کاپلان متمرکز بر بیماری های روانی بود و مبنای کارش را بر اساس مفاهیم روانپزشکی پیشگیری قرار داد و بر این اساس پیشگیری نوع اول ، دوم ، و سوم را تعریف کرد.
پیشگیری نوع اول : وسیله ای است برای ارتقاء سلامت روان، بهداشت روانی افراد ، و کاهش بیماری های روانی. کاپلان معتقد است که در این نوع پیشگیری دو دسته عوامل هستند که می توانند در خدمت مقابله با بحران قرار گیرند. 1) عوامل اجتماعی 2) عوامل حاکم بر ارتباط بین فردی افراد
عوامل اجتماعی در زمینه کار با گروه های اجتماعی و سیاسی هستند در جهت نیل به اینکه اصلاحات مورد نیاز جامعه انجام شود. این اصلاحات حتی می تواند شامل اطلاع رسانی و آموزش در زمینه های مورد نظر باشد. برای مثال کمبود مسکن، نداشتن شغل، و نبود خدمات بهداشتی نوعی بحران محسوب می شود و در اینجا گروه های اجتماعی ، سیاسی، و دولت می توانند در این زمینه ها اصلاحاتی را ایجاد کنند. عامل دوم در زمینه مقابله با بحران هایی مثل مرگ ، بیماری ، و از دست دادن شغل است که به عوامل ارتباطی بر می گردد.
پیشگیری نوع دوم : وسیله ای برای کاهش تعداد موارد موجود بیماری های روانی است. یعنی اتفاقی افتاده و ما کارهایی انجام می دهیم تا از شیوع و تداوم آن جلوگیری کنیم. در پیشگیری نوع دوم از طریق برنامه ریزی ، مراجعه به موقع ، تشخیص و درمان فوری سعی می کنیم موارد مشکل کاهش پیدا کند. کاپلان عقیده داشت که اکثر بیماری های روانی حاد و کوتاه مدت هستند و باید خدمات درمانی آنها هم کوتاه مدت و سریع باشد که شامل مداخله اولیه در بحران می شود.
پیشگیری نوع سوم : میزان ناتوانی های مزمن که بعد از وقوع بیماری های روانی مورد بررسی قرار می گیرد که در این مرحله کاپلان عقیده دارد که برای بهبود افراد باید توانبخشی صورت گیرد. خدمات توانبخشی( جسمی و روانی) برای اکثر مشکلات و بحران ها انجام می شود.
در واقع هسته پیشگیری نوع اول آموزش است . در پیشگیری نوع دوم تشخیص به موقع که در بطن آن آموزش هم وجود دارد به همراه درمان فوری مد نظر است. پیشگیری نوع سوم ، نوع اول و دوم را نیز در خودش داردو سخت تر است، چون توانبخشی برای بهبود افراد است و همزمان باید پیشگیری نوع دوم و اول را نیز انجام داد تا افراد بیشتری مبتلا نشوند.
استفاده کوتاه مدت از مهارت ها و راهبردهای اختصاصی است برای کمک به افرادی که دچار بحران شده اند به جهت مقابله با آشفتگی ها و ناراحتی های ناشی از شرایط و رویدادهای اضطرابی خاص. با توجه به همین تعریف می توان گفت که مداخله در بحران رویکردی رهنمودی، کوتاه مدت ، مستقیم و فعال است که با فاصله کوتاهی بعد از بحران باید صورت گیرد.
در کل 6 نوع بحران عاطفی وجود دارد :
1) بحران های وضعیتی
بحران هایی هستند که ناشی از فقدان آگاهی های لازم می باشد مثل اینکه فرد بلاتکلیف و سردرگم است . نمی داند چه شغلی انتخاب کند و یا اینکه نمی داند برای درمان علائم خود پیش چه متخصصی برود ( علائم به سختی قابل تشخیص است) و یا اینکه در شرایط مختلف زندگی نمی داند چطور انتخاب کند و تصمیم بگیرد. کمک به این افراد از طریق بخصوص درمان های راه حل محور به راحتی صورت می گیرد و با یک سری ارائه اطلاعات فرد از سردرگمی بیرون می آید. ولی بایستی توجه داشت که گاهی این بلاتکلیفی به سایر جنبه های زندگی فرد هم سرایت کرده است برای مثال یک جوان سردرگم در زمینه تحصیل و اشتغال ممکن است مشکلش را به جنبه های دیگر تعمیم دهد و فرد دچار بحران شود، که در این زمینه هم با ارائه اطلاعات و روشن کردن نکات مثبت فرد برای او ، مشکلش حل می شود.
2) انتقال های قابل انتظار زندگی
لفظ قابل انتظار بودن از حیث شایع بودن و مشکلات متعاقب آن مطرح می شود. این نوع بحران ، بحران های هنجاری و رشدی هستند که در بیشتر جوامع شایع است مثل مشکلات میانسالی و پیری ، تغییرات شغلی در میانسالی، تغییر مدرسه ، طلاق، بیماری لاعلاج
3) استرس های تکان دهنده
این نوع بحران عاطفی در نتیجه موقعیت های استرس زای بیرونی که غیر منتظره ، غیر قابل کنترل و از نظر هیجانی و عاطفی درهم کوبنده است به وجود می آید مثل مرگ ناگهانی یک عزیز ، قربانی خشونت یا تجاوز شدن، به طور ناگهانی ورشکسته شدن یا از دست دادن پایگاه اجتماعی ، تصادفات شدید ، و جنگ.
در دوران های گذار زندگی ممکن است یک سری بحران های عمومی را تجربه کنیم و این بحران ها بیشتر منعکس کننده موضوعات وابستگی ، هویت جنسی ، تضاد ارزش ها ، صمیمیت عاطفی، و سطح خویشتن داری فرد است. بحران های رشدی به فرایند رشد و گذر از مراحل مختلف زندگی مربوط می شود و معمولا در الگوهای ارتباطی و یا مراحل حساس رشدی تظاهر پیدا می کنند. برای مثال از دست دادن مکرر شغل به دلیل اینکه فرد در کنار آمدن با سرپرستش ناتوان است. در اینجا فرد مهارت برقراری ارتباط مؤثر ، تحمل و خویشتن داری لازم را ندارد.
5) بحران های ناشی از آسیب روانی
بحران های عاطفی که در نتیجه آسیب روانی که از قبل موجود بوده، تسریع و تشدید شده اند. یعنی از قبل کارکرد روانی فرد مختل بوده و الآن مهارت مقابله فرد با موقعیت استرس زا ضعیف و دچار مشکل است و باعث می شود که موقعیت استرس زا تبدیل به یک بحران شود.
6) فوریت های روانپزشکی
موقعیت های بحرانی که در آن عملکرد کلی فرد دچار اختلال شدید شده و فرد قادر به مواظبت از خود و حفظ مسئولیت پذیری نیست. به عبارت دیگر فرد می تواند برای خود و دیگران خطرناک باشد. مثل کیس های خودکشی و یا افرادی که از مواد روان گردان استفاده می کنند.
طبقه بندی بحران های عاطفی به مشاور در درک بهتر ماهیت بحران و ارائه بهترین روش مداخله برای موقعیت بحرانی مورد نظر کمک می کند.
هم لیندمان و هم کاپلان هر دو معتقدند که افراد در مقابل بحران و حادثه ، دو واکنش بیشتر ندارند، یا انطباقی عمل می کنند یا غیر انطباقی. انطباقی ها شیوه های مسئله گشایی و حل مسئله را در مقابله با بحران ها ارائه می دهند. غیر انطباقی ها ، عوارض بحران برایشان می ماند و در مراحل بعدی و در بحران ها و اتفاقات بعدی این عوارض را با خود دارند و به صورت بزرگتر و شدیدتری نشان می دهند. به همین دلیل کاپلان مراحل بحران و بحث پیشرفت را مطرح می کند.
مرحله اول : تهدید یا واقعه ای که پیش می آید باعث ایجاد اضطراب شده و شخص شروع تنش را تجربه می کند. برای حل بحران و مقابله با آن از روش های رایج حل مسئله استفاده می کند تا بتواند تعادل هیجانی از دست رفته را جبران کند. حال اگر تلاش فرد در این مرحله مؤثر واقع نشود فرد به مرحله دوم ورود پیدا می کند.
مرحله دوم : در این مرحله به خاطر شکست راهبردهای مسئله گشایی ،تزلزل و از هم پاشیدگی در فرد افزایش پیدا می کند. در این صورت فرد برای رسیدن به تعادل و آرامش ،به روش های آزمون و خطا دست می زند. به عبارت دیگر خود را به آب و آتش می زند و می گوید هر کاری از دستم بر می آید انجام دهم. در واقع در این مرحله معمولا فرد نتیجه ای نمی گیرد و اوضاع وخیم تر می شود و فرد برای ورود به مرحله سوم آماده می شود.
مرحله سوم : فرد می گوید که باید از یک متخصص کمک بخواهم . اگر در این مرحله موفق شود و بتواند کمک درستی از متخصص بگیرد آنگاه می تواند مشکلش را بازیابی و تعریف کند و با آن کنار بیاید و آن را حل و فصل نماید. ولی اگر نتواند از متخصص کمک مناسب را بگیرد و تلاش برای حل بحران ناموفق باشد، در این مرحله اضطراب فرد افزایش می یابد و تبدیل به حالات هراس ، وحشت ، و اختلال شدید در رفتار ، احساس و ادراک فرد می شود. برای فرد دوره درمان کوتاه مدت برای رفع تنش های اولیه بحران لازم است که معمولا 6 هفته زمان نیاز است.
بحث پیشرفت: وقتی بحرانی اتفاق بیافتد و فرد مهارت های مقابله و سازگاری را برای مقابله با بحران نداشته باشد، در بحران های بعدی هم این ضعف مهارت و ناتوانی مقابله ای وارد می شود و شخص حتی شدیدتر و بیشتر از قبل در روبرو شدن با بحران دچار مشکل می شود.
فرد در وضعیت بحرانی ، با یک دوره کوتاه مدت درمانی می تواند آمادگی پذیرش تغییر را داشته باشد، چون پذیرش مشکل بخشی از پذیرش تغییر است. وقتی فرد آماده تغییر برای مواجهه با بحران می شود افراد مختلفی مانند مشاور، خانواده ، و دوستان مؤثرند. وقتی اتفاق بحرانی پیش می آید عوارض و فقدان و سوگواری های اولیه مثل از دست دادن شخص، رابطه ، امیال ، امنیت و ... رخ می دهد و بلاخره نه فقط عملکرد روزمره فرد را مختل می کنند بلکه روی بحران های بعدی زندگی فرد هم تأثیر می گذارند. بنابراین در این مرحله وقتی دیگران از جمله مشاور می خواهند به فرد کمک کنند ، لازم است از تجارب گذشته مراجع در مورد فقدان ها، ارتباطات، و سایر مشکلات گذشته ،سؤال کنند تا حدود کار دستشان بیاید.
هدف اصلی مداخله در بحران ارائه کمک و حمایت به افراد دچار بحران و خانواده های آنهاست تا بتوانند هر چه سریعتر تعادل روانشناختی خود را به دست آورند. بر اساس آنچه در مورد نظریه های بحران گفته ایم شش مؤلفه یا ویژگی را برای مداخله در بحران اشاره می کنیم:
نظریات بحران نسبت به بقیه نظریه های درمانی کوتاه مدت و سریع هستند. از نظریه های مشاوره و روان درمانی می توانیم در شرایط بحرانی و برای کمک به شخص دچار بحران ( بلایای طبیعی ، سوگ ، فقدان ،خودکشی ،طلاق، شکست عشقی ، تجاوز، بیماری لاعلاج، و ...) استفاده کنیم . برای مثال وقتی می خواهیم باورهای غیر منطقی فرد را به باورهای منطقی تبدیل کنیم از رویکرد شناختی- رفتاری بهره می گیریم . یا وقتی به درمانجو می گوییم این اتفاق یا بحران بطور بالقوه برای شما رشد دهنده است ،آن وقت از نظریه وجودی استفاده کرده ایم . یا زمانی که یک نفر اقدام به خودکشی داشته و ما در بررسی فرد ، ترتیب تولد ، مشکلات حین ضایمان( ضربه ها) ، و روابط بین فردی را بررسی می کنیم، از نظریه روان پویایی آدلر استفاده کرده ایم.
نویسنده : نیره آزادی نقش کارشناس ارشد مشاوره توانبخشی از دانشگاه علامه طباطبایی
با تشکر از دکتر آتوسا کلانتر هرمزی استاد دانشگاه علامه طباطبایی
بیشتر بخوانید : روان درمانی وجودی
برای مشاهده ویدئوهای انگیزشی و موفقیت کلیک کنید: نماشا، نگاه نو