کاتاتونیا ( کاتاتونیک )به دوره هایی از بی حرکتی فیزیکی گفته می شود. کاتاتونیا یک حالت و وضعیتی روانی-حرکتی در فرد است که در آن به محرکهای خارجی واکنش نشان نمیدهد، در حالی که بیدار است قادر نیست اندامهای خود را به طور طبیعی تکان دهد. اصطلاحا مانند مجسمه میمانند و ممکن است ساعتها در یک وضعیت ثابت قرار بگیرند.
کاتاتونیا عارضه ای است که در آن فرد بی حرکت می ماند ، انگار که بدنش خشک شده است ، یا منگ است ، یا اینکه فعالیت ها و حرکات بدنی او به شدت زیاد است بدون آنکه این حرکات هدفی داشته باشند یا محرک هایی بیرونی آنها را به فعالیت درآورده باشند.
کاتاتونیا می تواند در زمینه چندین اختلال روانی روی دهد از جمله : اختلال افسردگی اساسی ، اختلال دو قطبی ، اسکیزوفرنی و سایر اختلالات سایکوتیک ، اختلالات عصبی -رشدی ، اختلال استرس پس از سانحه ، سوء مصرف دارو یا مواد.
افسردگی کاتاتونیک : زمانی اتفاق می افتد که عارضه و حالات کاتانونیک همزمان با افسردگی اتفاق می افتند.
کاتاتونیا همراه با اختلال روانی دیگر مانند افسردگی ، اختلال دوقطبی ، اسکیزوفرنی و ...
کاتاتونیا به علت وضعیت پزشکی (بیماری های جسمانی مثل کمبود فولیت مغزی، اختلالات خودایمنی )
کاتاتونیا نوع نامشخص
Catatonia نامشخص تمام مواردی است که در آن هیچ اختلالی روانی، عاطفی یا پزشکی وجود ندارد که قابل تشخیص باشد.
dsm-5 اسپسیفایر کاتاتونیا را مطرح می کند که علاوه بر اختلالات دو قطبی و افسردگی در بعضی اختلالات روانی نیز مشاهده می شود. برای تشخیص این عارضه وجود حداقل سه ویژگی از ویژگی های زیر لازم است :
کاتالپسی : زمانی است که بدن فرد کاملا خشک و بی حرکت می شود . اکثر اوقات بیماران در حالت نشسته یا سر پا می مانند و بسیار کم حرکت می کنند. مثلا در پدیده ای به نام بالش پسیکولوژیک ( psychological pillow ) ، فرد روی زمین خالی بدون بالش دراز می کشد اما سر و شلنه هایش اندکی بالاتر می مانند انگار که روی یک بالش نامرئی قرار دارند، و او در مقابل هر گونه تلاش برای پایین آوردن سرش مقاومت می کند.
انعطاف مومی شکل چیست
انعطاف پذیری مومی : بدن فرد بی حرکت می ماند اما اگر روانشناس، مثلا دست فرد را تکان دهد، دست در حالت جدید بدون حرکت خواهد ماند. روانشناس در ابتدا با یک مقاومت مواجه می شود ، اما این مقاومت خیلی زود جای خود را به یک آزاد شدن آهسته می دهد. انگار که روانشناس می خواهد یک شمع گرم را نرم کند.
استوپر : ( منگی ، نیمه کما ) حالتی است که در آن فرد مات و مبهوت است و نمی تواند به طور شفاف فکر کند، بشنود، یا حرف بزند.
نگاتیویسم : مشخصه اصلی آن مقاومت دایم بدون دلیل آشکار یا منطقی، در مقابل انجام دادن کارهای خود یا دستورات دیگران است. مثلا مقاومت در برابر روانشناس که می خواهد بازوی او را حرکت دهد ، یا مقاومت در مقابل تلاش پرستاران برای لباس پوشاندن ، استحمام کردن ، یا غذا خوردن .
میوتیسم : زمانی است که فرد بیدار و هشیار به نظر می رسد و ظاهرا حواسش جمع و سر جایش است ، اما ساکت و به طور خشک و انعطاف ناپذیر بی حرکت است .
پوسچرینگ : گرفتن یک ژست بر خلاف نیروی جاذبه زمین ، به طور خودجوش و سعی در حفظ آن.
مانریسم : در پیش گرفتن رفتارهایی شبیه رفتارهای عادی، اما به صورت عجیب و غریب ، خنده دار ، و در مواردی خاص. برای مثال راه رفتن روی نوک پاها ، ریتم گرفت با انگشتان ، دایم به قسمتی از بدن خود یا به اشیا دست کشیدن ، اخم کردن ، خیس کردن لب ها ، شکلک در آوردن ، چشم ها را ریز یا درشت کردن.
حرکات کلیشه ای : حرکات تکراری ، با فراوانی غیر عادی ،و بدون هدف یا فایده خاص. مثلا فرد دستش را به طور دایم به حالت بای بای کردن تکان می دهد یا دایم سرش را به دیوار می کوبد.
پر تحرکی بدون قرار گرفتن تحت تأثیر محرک های بیرونی
شکلک در آوردن
اکولالیا : فرد حرفهای دیگران را بلافاصله یا با تأخیر تقلید می کند.
اکوپراکسیا : فرد حرکات دیگران را بلافاصله یا با تأخیر تقلید می کند.
در حالی که مشخص نیست دقیقا چه چیزی باعث کاتاتونیا می شود، تعدادی از نظریه ها مطرح شده اند، از جمله:
درمان پزشکی ممکن است برای هر کسی که کاتاتونیک دارد متفاوت باشد، بسته به شرایط همراه .
بنزودیازپینها و درمان الکتروشوک ECT)) ، دو روش اصلی برای درمان کاتاتونیا هستند :
داروهای ضد افسردگی، ریلکس کننده های عضلانی و داروهای ضد روان پریشی نیز البته با احتیاط شدید ، معمولا برای درمان کاتاتونی استفاده می شوند. تشخیص سریع و درمان در ابتدای حالت کاتاتونیک برای بهترین نتایج ضروری است.
منابع :
کتاب چکیده روانپزشکی بالینی تالیف بنیامین سادوک ، و ویرجینیا سادوک
کتاب آسیب شناسی روانی بر اساس dsm-5 تالیف دکتر مهدی گنجی
بیشتر بخوانید :
اصطلاح اختلالات خلقی برای اشاره به اختلالات افسردگی و اختلالات دو قطبی به کار می رود.
DSM 5 از سه نوع معیار برای تشخیص اختلالات روانی مرتبط با خلق ( mood ) استفاده می کند :
1 ) اپیزودهای خلقی : به طور خلاصه ، اپیزود خلقی به هر دوره زمانی که فرد در آن به طرز غیر عادی احساس شادی یا غم می کند گفته می شود . اپیزودهای خلقی آجرهای ساختمانی هستند که بسیاری از اختلالات خلقی قابل کدگذاری از آنها ساخته می شوند. اکثر بیماران مبتلا به اختلالات خلقی حداقل یکی از این سه اپیزود را خواهند داشت :
اپیزود افسردگی عمده : به مدت حداقل دو هفته ، بیمار احساس می کند غمگین است یا نمی تواند از زندگی لذت ببرد ، در خوردن و خوابیدن مشکل دارد ، احساس گناه می کند ، بی حال و بی حوصله است ، در تمرکز حواس مشکل دارد ، و راجع به خود کشی فکر می کند.
اپیزود مانیک : به مدت حداقل یک هفته ، بیمار احساس می کند خیلی خوشحال است ( یا گاهی فقط تحریک پذیر و اعصابش خرد است ) ، ممکن است احساس خود بزرگ بینی کند ، پر حرف است ، بیش فعال است ، حواسش به آسانی پرت می شود ، قضاوت های غلط ( تصمیم گیری های اشتباه ) به ناکارآمدی در شغل یا مشکلات با دیگران منجر می شود به گونه ای که گاهی مسئولان مجبور می شوند این افراد را بستری کنند.
اپیزود هیپومانیک : عمدتا شبیه به اپیزود مانیک است ، اما کوتاه تر است و شدت کمتری دارد . این افراد نیاز به بستری شدن ندارند.
2 ) اختلالات خلقی: که عبارت است از مجموعه سمپتوم های ناشی از یک خلق غیر عادی یا آنرمال . اکثر بیماران مبتلا به اختلالات خلقی در یکی از طبقات قابل کدگذاری زیر قرار می گیرند .
الف ) اختلالات افسردگی ب ) اختلالات دو قطبی و اختلالات مرتبط با آنها
3 ) اسپسیفایرها : یعنی سمپتوم های اضافی ، این سمپتوم ها ممکن است به همراه اختلالات خلقی باشند و درمانگر باید ، در صورت حضور آنها ، این موضوع را دقیقا قید کند. اسپسیفایر ها ، در صورتی که به همراه اختلال خلقی باشند ، به درمانگر کمک می کنند تا بهترین درمان ممکن را انتخاب کند و خط سیر یا روند بیماری را بهتر حدس بزند.
انواع اسپسیفایرها :
با ویژگی های آتیپیکال ( غیر معمولی ) : بیماران مبتلا پرخوری می کنند و دچار اضافه وزن می شوند ، بیش از حد می خوابند ، احساس می کنند که تنبل ، کند یا زمین گیر شده اند ، انها معمولا نسبت به تحویل گرفته نشدن از جانب دیگران به شدت حساس هستند.
با ویژگی های ملانکولیک ( مالیخولیایی ) : بیماران مبتلا صبح زود بیدار می شوند و با پیشروی روز احساس می کنندحالشان بدتر می شود. آنها اشتها و وزن خود را ازدست می دهند ، احساس گناه ( عذاب وجدان ) می کنند، یا بیش ازحد کند هستند یا بیش از حد مشوش (حرکات تند دارند) ، وقتی رویدادی رخ می دهد که معمولا از آن خوششان می آید ، حالشان بهتر نمی شود.
با دیسترس اضطرابی : این بیماران سمپتوم های اضطراب ، تنش ، بی قراری ، نگرانی ، یا ترسی را که به همراه یک اپیزود خلقی می آید دارند.
با ویژگی های کاتاتونیک : حرکات بدنی فرد یا بیش فعالی دارند یا عدم فعالیت .
شاخصه کاتاتونیک، عدم توانایی حرکت دادن بدن به طور طبیعی می باشد. علائم آن نیز می تواند شامل موارد زیر باشد:
با ویژگی های مخلوط : اپیزودهای مانیک ، هیپومانیک ، یا افسردگی عمده ممکن است مخلوطی از سمپتوم های مانیک و افسردگی داشته باشند.
با آغاز پریپارتوم : زمانی است در طول بارداری یا در عرض یک ماه بعد از زایمان ، زنان اپیزود مانیک ، یا هیپومانیک ، یا افسردگی عمده یا یک اختلال سایکوتیک کوتاه مدت را تجربه می کنند.
با ویژگی های سایکوتیک : اپیزود مانیک و اپیزود افسردگی عمده ، فرقی نمیکند خفیف یا شدید ، ممکن است به همراه دیلوژن ها و هالوسینیشن ها باشند ، که می توانند وابسته به خلق باشند برای مثال شنیدن صداهایی که به فرد می گویند چقدر انسان بد و گناهکاری است . یا می توانند نا وابسته به خلق باشند برای مثال این باور که بدن فرد از درون در حال گندیدن است و در حال تبدیل شدن به هیچ.
به همراه چرخه سریع : در عرض یک سال ، بیمار حداقل چهار اپیزود داشته که معیارهای لازم برای اپیزودهای افسردگی عمده ، مانیک ، یا هیپومانیک را برآورده کرده اند( ممکن است فرد در یک اپیزود یک معیار را داشته اما در اپیزود دیگر یک معیار دیگر را داشته است) .
به همراه الگوی فصلی : این افراد به طور مرتب در مواقع خاصی از سال ، مثلا پاییز یا زمستان ، به اختلالات خلقی مبتلا می شوند.
اپیزود افسردگی عمده و اپیزود مانیک مجهز به اسپسیفایرهای شدت هستند :
خفیف
متوسط
شدید
در بهبود جزئی : این بیماران که قبلا همه معیارها را داشته اند ، اکنون تعداد سمپتوم هایشان کمتر از تعداد لازم است و یا اینکه هیچ سمپتومی نداشته اند اما مدت دوره بی سمپتومی کمتر از دو ماه است.
در بهبود کامل : این افراد به مدت حداقل دو ماه ، هیچیک از سمپتوم های مهم اپیزود خلقی مورد نظر را نداشته اند.
بیشتر بخوانید :
منبع : آسیب شناسی روانی بر اساس DSM-5 تالیف دکتر مهدی گنجی