خشم یکی از هیجان های پیچیده انسانی است. خشم واکنشی بهنجار و متداول نسبت به ناکامی و بدرفتاری است . همه ما در طول زندگی با موقعیت های خشم برانگیز روبرو شده ایم ، اما مسئله ی خشم این است که وقتی از کنترل فرد خارج می شود ، تخریب کننده بوده و می تواند مشکلاتی را در محل کار ، روابط بین فردی ، و به طور کلی در کیفیت زندگی به وجود بیاورد.
ارائه تعریفی از خشم دشوار است ، زیرا افراد از نظر زمان و علت خشم و نحوه واکنش به آن متفاوت هستند . هیجان هایی که غالبا همراه با خشم هستند عبارتند از : عصبانیت ، خشونت ، خصومت ، کینه توزی ف غضب ، تنفر ، تحریک ، حسادت ، رنجش ، غرض ، تحقیر و ناراحتی است. نکته مهم شناخت این مسئله است که چه وقت خشم برای شما مشکل ایجاد می کند و زندگی شما را به طور جدی به خطر می اندازد.
دلایل برانگیخته شدن هیجان خشم در افراد و موقعیت های مختلف متفاوت است . اما به طور کلی می توان آنها را به دو دسته دلایل بیرونی و درونی تقسیم کرد :
دلایل بیرونی : این عوامل به جهان بیرونی فرد مربوط می شود که معمولا معین و مشخص هستند. برای مثال پایمال گشتن حقوق ، بی حرمتی ها ، آسیب یا از دست رفتن دارایی ، درگیری های زناشویی و ...
دلایل درونی : گاهی هیچ عامل بیرونی مشخصی وجود ندارد که تبیین کننده خشم فرد باشد. معمولا چنین خشمی ناشی از دنیای درونی فرد است . برای مثال خشم ناشی از انتظارات نابجا از خود و دیگران ، خشم ناشی از احساس مقصر بودن و ...
نکته : یک رابطه چرخه ای می تواند بین دلایل بیرونی و درونی خشم وجود داشته باشد. یعنی دلایل بیرونی خشم می توانند عامل به وجود آورنده یا تشدید کننده عوامل درونی خشم باشند . برای مثال والدینی که با بدرفتاری با کودک خود موجب برانگیخته شدن احساس خشم او می شوند و کودکی را پرورش می دهند که مستعد خشمگین شدن نسبت به عوامل بیرونی است .
سردردها
نارسایی سیستم عصبی
ناراحتی های گوارشی
مشکلات قلبی -عروقی
تشدید علائم بیماری موجود در بدن
آرتروز
سکته های قلبی
اختلالات پوستی
فشار خون بالا
اعتیاد و ...
شیوه صحیح ابراز خشم ، رویارویی مثبت و قاطعانه است . یعنی پاسخ مستقیم و صریح نسبت به عامل خشم نشان دهیم به گونه ای که به خودمان و طرف مقابل آسیب نرسانیم و در ضمن احساس و دلایل برانگیخته شدن خشم خود را بیان کنیم.
در واقع بهترین روش برخورد با خشم این است که آن را بپذیریم و با کنترل و جهت دادن مثبت به آن ، این انرژی عظیم را مهار کرده و در پیشبرد اهداف سازنده از آن سود بریم.
آرامش آموزی
شیوه های آرامش آموزی مثل تنفس عمیق و تصویرسازی ذهنی آرامش ، می تواند احساس خشم شما را فرو کش کند. این روش ها برای بهبود روابط زوج هایی که هر دو تند مزاج هستند نیز مناسب است.
قدم هایی ساده برای کسب آرامش
نکته : تکنیک های فوق را به شکل روزانه تمرین کنید. یاد بگیرید تا در هنگام رویارویی با موقعیت های تنش زا به شکل اتوماتیک از این تکنیک ها استفاده کنید.
بازسازی شناختی
یعنی تغییر شیوه تفکر
افراد خشمگین و عصبانی تمایل به ناسزاگفتن ، با صدای بلند صحبت کردن ، و یا داد زدن دارند . این گونه رفتار منعکس کننده افکار درونی آنهاست. وقتی شما عصبی می شوید افکارتان بسیار اغراق شده و کاملا نمایشی می شود. سعی کنید تا افکار منطقی تری را جایگزین این گونه فکرها نمایید. مثلا به جای اینکه به خودتان بگویید : چقدر وحشتناک ! یا بدبخت شدم ! به خودتان بگویید ، این مسئله من را ناراحت کرد ، اما دنیا که به آخر نرسیده و عصبانی شدن هم که مشکلی را حل نمی کند.
مراقب استفاده از کلمات "هرگز " یا "همیشه " برای صحبت کردن در مورد خود و دیگران باشید . مثلا "تو همیشه فراموشکار هستی" و یا " من هرگز موفق نمی شوم". این طور فکر کردن در واقع توجیه کردن خشم است و به شما این احساس را می دهد که نمی توانید خشم خود را کنترل کنید. بهتر است به خاطر داشته باشید که عصبانیت مشکلی را حل نمی کند و احساس خوبی در شما به وجود نمی آورد بلکه اممکن است موجب سرزنش و تحقیر خود و دیگران شوید و یا روابط اجتماعی خود را تخریب کنید.
تخلیه انرژی
وقتی خشم بر شما مستولی می شود، تخلیه انرژی از طریق پرداختن به فعالیت های جسمی یا خلاق ، مفید و اثربخش است . فایده این کار این است که پس از تخلیه انرژی و خشم خودتان از طریق فعالیت های مفید ورزشی و یا خلاقانه ، می توانید در وضعیت ذهنی آرام مشکل خشم برانگیز خود را حل کنید.
حل مسئله
مراحل :
تغییر محیط
شاید در بعضی موقعیت ها هیچ چیز به اندازه فاصله گرفتن از محیط برانگیزنده خشم و انتخاب یک محیط آرام و بدون تنش برای کنترل خشم مفید نباشد. البته رها کردن موقعیت می تواند کاملا موقتی باشد و هنگامی که خود را برای مواجهه با موقعیت در شرایط مناسبی قرار دادید ف می توانید به نحو موثر تری با خشم خود و موقعیت کنار بیایید.
منبع : مجموعه آموزش مهارت های زندگی تالیف دکتر علیرضا جزایری و سید علی سینا رحیمی
پدر و مادر چه بخواهند و چه نخواهند اولین و مهم ترین مربیان فرزندان خود در تمام مراحل زندگی شان هستند. آنها با کلمات ، رفتارها ، و حتی سکوت خود دیدگاه ها و نگرش ها یشان را درباره موضوعات مختلف از جمله مسائل مربوط به جنس و جنسیت به کودکان و نوجوانان شان منتقل می کنند. برای گروهی از والدین و اعضای خانواده پذیرش این موضوع که آموزش جنسی کودکان باید از همان دوران کودکی آغاز شود ، کمی سخت و دشوار است . حتی گروهی از والدین که به اهمیت این آموزش ها در دوران کودکی واقف هستند ، خود را برای آن آماده نمی بینند.
والدین برای آموزش و انتقال دانسته های خود درباره مسائل جنسی فرزندانشان ، باید از همان نخستین سالهای کودکی با آنها صحبت کنند تا بتوانند با ایجاد فضایی باز و شفاف در خانواده ، مسائل مهم تری را در دوران بلوغ و نوجوانی با انها در میان گذارند. هرچند برای پدر و مادر ، دختر یا پسر بودن فرزندشان چندان تفاوتی نمی کند ، ولی باید اذعان داشت که جنسیت کودک ، تأثیر زیادی بر نحوه تربیت او دارد.
بدیهی است آموزش های جنسی والدین باید متناسب با سن ، توان فکری ، میزان کنجکاوی کودکان و نوجوانان و با در نظر گرفتن آداب و رسوم اجتماعی که در آن زندگی می کنند باشد ، تا موجب سلامت جسم و ذهن آنها گردد . آموزش های زودهنگام و نسنجیده والدین می تواند موجب اضطراب ، دلهره ، و همچنین کج فهمی و سوء تعبیر از مسائل جنسیتشان شود. از طرف دیگر اگر این آموزش ها دیر هنگام و اشتباه به آنها ارائه شود ، نه تنها نمی تواند جوابگوی نیازهای آنها باشد ، بلکه نمی تواند از مشکلات و آسیب هایی چون سوء استفاده جنسی ، بیماری های جسمی گوناگون ، و بحران عاطفی دوران بلوغ و جوانی پیشگیری نماید.
هنگام جواب گویی به پرسش های کودک به چند نکته توجه کنید :
در ادامه چند نمونه از پرسش های کودکان به همراه پاسخ مناسب ذکر شده است :
در پاسخ به کودک خردسالی که می پرسد : من از کجا آمده ام ؟ پاسخ ساده و قابل قبول می تواند این باشد : تو مثل تخم مرغ کوچکی در جایی ، در قسمتی از بدن مادر به نام رحم ، رشد کردی و زمانی که به اندازه لازم بزرگ شدی به دنیا آمدی.
در پاسخ به کودک خردسالی که میپرسد : چگونه کودک درون شکم مادرش زندگی می کند ؟ می توانیم بگوییم : بچه در شکم مادرش درون کیسه ای نرم و راحت زندگی می کند . او در آنجا به خوردن و نفس کشیدن احتیاج ندارد . وقتی به دنیا بیاید ، هم نفس می کشد و هم غذا خواهد خورد.
وقتی کودک خردسال می پرسد : چگونه کودک به دنیا می آید ؟ می توانیم بگوییم : زمانی که کودک به اندازه کافی بزرگ شود که بتواند خودش نفس بکشد و غذا بخورد ، با فشار آوردن به شکم مادر سعی می کند به دنیا بیاید. آنگاه مادر به بیمارستان می رود و پزشک ها و پرستارها به او کمک می کنند تا بچه اش را به سلامت به دنیا آورد.
یا زمانی که کودک می پرسد : بلوغ چیست ؟ در پاسخ می توانیم بگوییم : همه کودکان هنگام بزرگ شدن به مرحله ای از رشد خود می رسند که بدن آنها تغییرات زیادی می کند برای مثال دست ها ، پاها ، سر ، اجزای صورت و ... بزرگ می شوند . صدای پسرها بم می شود و صورتشان مو در می آورد . دختر ها قد می کشند و سینه هایشان بزرگ می شود.
نکته : البته در پاسخ به کودکانی که در آستانه سن بلوغ هستند مثلا 12-10 سال ،می توانیم متناسب با سن و در حد فهم آنها جزئیات بیشتری بگوییم اما لزومی ندارد که در مورد رابطه جنسی صحبت کنیم.
کودکان خردسال همان گونه که چشم ، بینی ، گوش ، انگشت پا و موی سرشان را کشف می کنند و از بازی کردن با آنها لذت می برند، همان گونه هم زمانی که دستشان به طور تصادفی به آلت تناسلی شان می رسد ، از بازی کردن و دستمالی آن احساس رضایت می کنند. ممکن است کودک در زمان تعویض پوشک و یا شستشو مدتی باز بماند و احساس راحتی و رضایت نماید ،گاهی این احساس در کودک و به ویژه در پسرها با دستمالی کردن آلت تناسلی اش هم زمان می شود.
تا قبل از 5-4 سالگی این رفتار کودک کاملا غیر ارادی است ،ولی از آن پس گاهی از این کار خود احساس آرامش و لذت می کند. توجه داشته باشید که این احساس لذت با احساس لذت جنسی بزرگسالان فرق دارد ، زیرا هنوز در بدن کودک هورمون جنسی ترشح نمی شود. تمامی این رفتارها در کودکان عادی و قابل انتظار هستند.
برخی از آنها این رفتار را کاملا بی اختیار و جلوی جمع انجام می دهند. کودکان 3-2 ساله درکی از محدودیت ها و چارچوب های اجتماعی ندارند و کودکان 5-4 ساله هم چنان سرگرم بازی می شوند که توجهی به خود و اطراف خود ندارند ، به خصوص اگر حوصله شان هم سر رفته باشد ، یا احساسات و عواطفشان به نوعی تحریک شده باشد مثلا غمگین باشند ، احساس تنهایی کنند ، نادیده گرفته شده یا بیمار باشند.
در برخی موارد ، دست زدن به آلت تناسلی ناشی از بیماری یا مشکل جسمی خاصی است ، مثل سوزش ، حساسیت ، خشکی ، عفونت و ... در برخی موارد هم زمانی که کودک دچار استرس و فشار روانی می شود برای مثال ترس یا نگرانی از موضوع خاص ، به آلت تناسلی اش دست می زند. در برخی موارد هم زمانی که کودک نیاز به دستشویی رفتن دارد به ویژه کودک پسر ، با آلت تناسلی اش بازی می کند. در هر صورت برای رفع این عادت ناخواسته ابتدا باید علت بررسی شود.
راهکار رفع مشکل :
اگر کودک هنوز مفهوم اندام های خصوصی بدن را درک نمی کند ، هنگام بروز این رفتار والدین می توانند از طریق بازی کردن با کودک و سرگرم کردن دست های کودک به وسیله بازی و فعالیت دیگر مثل نقاشی ، وکاردستی موجب کاهش این رفتار ناخواسته کودک شوند. به تدریج که کودک بزرگتر می شود ، والدین می توانند با راهنمایی و نه سرزنش و تنبیه، از او بخواهند که به اندام های تناسلی اش دست نزند تا به تدریج این عادت را ترک کند.
منبع : کتاب خانواده و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان ترجمه و تالیف ماندانا سلحشور
شخص پرخاشگر حقوق دیگران را نادیده می گیرد و آنها را تهدید می کند. افراد پرخاشگر دانسته یا نادانسته از دیگران سوء استفاده می کنند. طرز تکلم و شیوه سخن گفتن آنها طوری است که در دیگران احساس حقارت ، جهل ، نادانی ، خشم ، احساس گناه ، و ... ایجاد می کند.
در شیوه رفتاری منفعلانه شخص قادر به ابراز وجود نیست و با اتخاذ روشی منفعلانه به دیگران اجازه می دهد به راحتی حقوق و احساسات او را نادیده گرفته و زیر پا بگذارند. چنین شخصی در ظاهر فردی متواضع ، صبور ، ازخود گذشته ، و مهربان قلمداد می گردد ولی در درون همیشه از اینکه توسط دیگران مورد سوء استفاده قرار گرفته و حقوقش پایمال شده ناراحت می باشد.
فرد سلطه گر بدون پرخاشگری واضح ، حقوق دیگران را نادیده می گیرد و برای رسیدن به اهداف خود با احترام های افراطی و تملق گویی و دوستی های سطحی و ابراز احساسات مصنوعی ، از افراد استفاده ابزاری می نماید.
شخص ضمن احترام به حقوق دیگران و به رسمیت شناختن افکار و احساسات آنها بر حفظ حقوق شخصی خود ایستادگی می کند و برای افکار و احساساتش ارزش قائل است.
استفاده زیاد از سبک پرخاشگر در ابتدا سبب انجام سریع کارها و پیشرفت در امور و فرمانبرداری دیگران می شود ولی در بلند مدت باعث می شود که افراد از فرد پرخاشگر فاصله گرفته و با او صمیمی نباشند و احساس ترس و گناه در سایرین و انزوا و تنهایی در خود فرد پرخاشگر ایجاد شود.
فرد منفعل همواره در نظر دیگران مهربان ، آرام ، همراه ، صبور ، و مطیع جلوه می کند ولی در بلند مدت به دلیل سرکوب احساسات ، دچار مشکلات جسمی ، افسردگی ، و اضطراب می گردد.
فرد سلطه گر در کوتاه مدت ، جذاب ، مهربان و همراه دیده می شود ولی در بلند مدت رفتارهای وی موجب کمرنگ شدن احساسات او در روابط عاطفی و صمیمی شده و پس از اینکه سایرین متوجه نگاه ابزاری او در رسیدن به اهداف شدند ، سبب انزجار و جدایی دیگران از او می گردد.
جمع بندی
از آنجا که در سبک جرأتمندانه فرد به احساسات خود و دیگران احترام می گذارد ، آزادی عمل خود و دیگران را در نظر می گیرد ، نه اجازه پایمال شدن حقوق خود را میدهد و نه حقوق دیگران را ضایع می کند و همچنین احساساتش را به شکل سازنده بیان می کند ، این روش کارآمدترین سبک ارتباطی می باشد.
منبع : کتاب مهارتهای زندگی تالیف دکتر مهدی منوچهری و همکاران
به مانند نقشه راه است که در آن مجموعه سازمان یافته رسمی از واقعیت ها ، تعاریف ، و سازه ها با هم ارتباط معناداری دارند.
مفاهیم پیچیده که به لحاظ انتزاعی در سطح بالایی قرار دارند ازقبیل هوش ، انگیزش ، مفهوم خود ، اضطراب ، و قابلیت اجتماعی که به صورت مستقیم قابل مشاهده نمی باشند . سازه ها غالبا از نظریه ها مشتق می گردند و مشاهده آنها با ایجاد شرایط خاص و از طریق متغیرها امکان پذیر می باشد.
کمک به مشاور در انسجام بخشیدن به آراء و ایده های گوناگون ( منظم کردن یافته ها )
مشاور را به سمت آزمودن موارد و روابطی که از دید مراجع مخفی مانده است ، هدایت می کند.
نظریه ها به مشاورین رهنمودهای عملی و عملیاتی ارائه می دهند که از طریق آن می توانند خودرا به لحاظ حرفه ای ارزیابی کنند.
نظریه به مشاور در یافتن اهداف و داده های مرتبط کمک می کند. برای مثال قصه درمانی ، درمان راه حل محور ، و تئوری راجرز هر کدام به نوعی با post modern ارتباط دارند.
نظریه به مشاور به جهت هدایت و راهنمایی مراجع برای تغییر رفتار ، کمک می کند.
در آخر مهم ترین تأثیر نظریه کمک به مشاور و روانشناس در جهت ارزیابی شخصی است.
نکته : با وجود اینکه نظریه نقشه راه است و مشاور مبتنی بر آن پیش می رود اما هیچ نظریه ای مطلق و کامل نیست ، زیرا زندگینامه ، زمینه تاریخی ، و جهان بینی صاحب نظریه در شکل گیری نظریه تأثیرگذار بوده و امکان دارد برخی از جزئیات آن مورد قبول مشاور نباشد و یا احساس کند که به لحاظ فرهنگی همخوانی وجود ندارد.
روشن ، قابل فهم و دارای ماهیت منطقی و تعاملی باشد یعنی قسمتهای مختلف آن با هم تعارض نداشته باشد.
جامع باشد و تبیین های گوناگون برای طیف وسیعی از پدیده ها را در بر گیرد .
مفاهیم نظریه بایستی صریح و آشکار بوده و نقطه غامض و مبهمی نداشته باشد .
نظریه از بابت روشی که برای رسیدن به نتایج ارائه می دهد ، ویژه باشد. خصوصا به لحاظ طرح درمان و دیدگاهی که نسبت به انسان دارد.
نظریه های مشاوره و روان درمانی در توصیف پدیده های بالینی و همچنین سازماندهی داده ها به صورت مجموعه ای منسجم از دانش قابل فهم ، به مشاورین و درمانگران کمک کرده تا از این طریق بتوانند مسیر درمان را هدایت کنند.
1. انتظار مثبت مراجع ( دید مثبت مراجع ، پذیرش مشکل و تمایل برای درمان )
2. اهمیت رابطه درمانی تسهیل کننده
3. Hawthorne effect اثرهاوتورن ( توجه درمانگر به مراجع )
منظور بهتر شدن کارایی در اثر آگاهی فرد از اینکه اقداماتی برای بهتر کردن کار و کارایی در دست انجام است ، می باشد.
بیشتر بدانید: خلاصه نظریه شخصیت یونگ، تیپ های شخصیتی از نظر یونگ
نویسنده: نیره آزادی نقش کارشناس ارشد مشاوره توانبخشی از دانشگاه علامه طباطبایی
معرفی کتاب:
- کتاب نظریه های مشاوره و روان درمانی تالیف دکتر عبدالله شفیع آبادی و غلامرضا ناصری
- کتاب نظریه های مشاوره نوشته لوئیس شیلینگ ترجمه دکتر خدیجه آرین
اختلال وحشت زدگی همان طور که از نامش پیداست ، حملات مکرر وحشت یا اضطراب همراه با بعضی سمپتوم های فیزیکی از جمله تپش قلب ، تنفس سریع ، سرگیجه ، تعریق زیاد ، تهوع ، و لرزش می باشد. ممکن است فرد به شدت احساس رعب و دیپرسونالیزیشن نماید. دیپرسونالیزیشن حالتی است که در آن فرد احساس می کند، خودش نیست ، و اعمال خود را از نگاه فرد دیگری تماشا می کند و هیچ کنترلی روی شرایط محیطی ندارد. یا ممکن است فرد احساس دیریا لیزیشن ( احساس عدم واقعیت ) نماید ، یعنی احساس می کند که دیگران واقعی نیستند.
اکثر مردم در زندگی خود حداقل یک بار به حمله وحشت زدگی دچار می شوند اما اختلال وحشت زدگی زمانی دیاگنوز می شود که حملات وحشت زدگی به طور دائم و غیر منتظره روی بدهند و تا یک ماه بعد احتمال روی دادن دوباره آنها وجود داشته باشد.
1. ترس از اینکه مباداحملات وحشت زدگی علت های پزشکی حاد داشته باشند،( مثلا بیماری قلبی ، صرع)، هرچند آزمایش های پزشکی مکرر نشان می دهند که هیچ مشکل پزشکی وجود ندارد.
2. بعضی فکر می کنند که در حال از دست دادن کنترل بر زندگی خود و یا در حال دیوانه شدن هستند.
3. کسانی که از این اختلال رنج می برند در رفتار و زندگی خودتغییرات عمده ای به وجود می آورند. برای مثال همیشه اطمینان حاصل می کنند که محلی امن در دسترس است تا در صورت روی دادن حمله وحشت زدگی بتوانند به آنجا پناه ببرند و همین موضوع باعث می شود که آنها از موقعیت های اجتماعی دور شوند و حتی شغل خود را ترک کنند.
4. نگرانی درباره حملات آینده رفتارهای اجتنابی ( کناره گیری از مشکل به جای مواجه شدن یا روبرو شدن با آن ) ایجاد می کند و ترک امنیت خانه خود و رفتن به درون اجتماع را مشکل می سازد. در این صورت گفته می شود که فرد به اختلال وحشت زدگی و آگورافوبیا مبتلاست ( دو اختلال که اغلب کاموربید هستند).
تعداداندکی از موارد این اختلال در کودکی آغاز می شوند و شروع این اختلال بعد از 45 سالگی غیر معمول اما امکان پذیر است. هم در شیوع و هم در نحوه بروز اختلال وحشت زدگی تفاوت های فرهنگی وجود دارد. برای مثال در بعضی کشورهای آسیایی مثل تایوان شیوع اختلال وحشت زدگی بسیار پایین است و علت آن احتمالا استیگمای ( ننگ ، برچسب خوردن ) مربوط به اعتراف یا اعلام اختلالات روانی است.
در بعضی جوامع و فرهنگ ها اختلال وحشت زدگی به صورت سمپتوم های بسیار متفاوت نشان داده میشود مثلا پاراستسیاس( paresthesias ) احساس بی حس شدن یا سوزن سوزن شدن بدن ، در سیاهپوستان آمریکایی و احساس سرگیجه در زرد پوستان فراوانی بیشتری دارد.
منبع : کتاب آسیب شناسی روانی تالیف دکتر مهدی گنجی
مبادا چند ساعت دیرتر
به زندگی کردن فکر کنید
باید تاخت ، باید زد به سیم آخر
باید دل به دریا زد...
باید کرد آن کاری را که باید
باید خواست تا بشود...
هیچ چیز در این زندگی
آنقدر سخت نیست که هیچ وقت حل نشود...
هیچ چیز آنقدر تلخ نیست که رد نشود
هیچ چیز آنقدر بد نیست که خوب نشود