نگاه نو

ارائه مطالب عمومی و تخصصی در حوزه روانشناسی و سبک زندگی سالم

نگاه نو

ارائه مطالب عمومی و تخصصی در حوزه روانشناسی و سبک زندگی سالم

درمان افسردگی بدون داروهای شیمیایی


درمان افسردگی با داروهای گیاهی

مقدمه

مدت هاست که برای درمان انواع افسردگی خصوصا برای درمان افسردگی شدید ، از انواع داروهای شیمیایی استفاده می شود. از آنجا که درمان افسردگی طولانی مدت بوده و چندین ماه یا گاها چندین سال طول می کشد و مصرف داروهای شیمیایی دارای عوارض جانبی بوده و قطع ناگهانی مصرف دارو موجب عود و برگشت علائم افسردگی میشود  و با توجه به افراد زیادی که در حال مصرف داروهای ضد افسردگی هستند، درمان افسردگی با گیاهان دارویی، بیشتر از هر زمان دیگری مورد نیاز است . لذا تحقیقات وسیعی روی گیاهان دارویی ضد افسردگی و اضطراب و آرام بخش صورت گرفته و تعدادی داروی گیاهی مؤثر و دارای حداقل عوارض جانبی به بازارهای جهانی عرضه شده است که شاید با مشورت و تحت نظر پزشک متخصص بتوانید به تدریج آنها را جایگزین داروهای شیمیایی کنید .


درمان گیاهی افسردگی

در ادامه به معرفی چند گیاه دارویی که می توانند برای تخفیف علائم افسردگی اثر بخش باشند ، می پردازیم:


گیاه اسطوخودوس (lavender)

اسطوخودوس


گیاه اسطوخودوس از جمله گیاهان مفید برای درمان افسردگی با گیاهان دارویی محسوب می‌شود. قرن ها است که روغن اسطوخودوس، به صورت استنشاقی - به اشکال اسپری، بالشتک های مخصوص عطرها، روغن ها و لوسیون ها - مورد استفاده قرار می گیرد. بوییدن آن، آرامش و خواب را القا می کند. امروزه، روغن اسطوخدوس، به شکل خوراکی نیز در دسترس است که درون حباب های میکروسکوپی جمع آوری می شود و در یک کپسول قرار داده می شود که به آن اجازه می دهد تا از سد روده ای عبور کند. به محض اینکه از دیواره روده عبور می کند، باعث ایجاد آرامش می شود و اضطراب را کاهش می دهد. این گیاه به شکل لاولا (lavela نیز در بازار موجود است. این روغن، اعتیاد آور یا خطرناک نیست. اسطوخودوس یک درمان کننده ی اضطراب است که شما را خسته (کسل) نمی کند ومی تواند در صورت نیاز، هر زمان که اضطراب افزایش پیدا می کند، یا به صورت منظم مصرف شود که بستگی به نیازهای شما دارد.


سنبل الطیب

سنبل الطیب


سنبل الطیب یکی از قدیمی ترین گیاهان دارویی است که در ایران و جهان از آن برای مصارف گوناگون دارویی، غذایی و بهداشتی استفاده می شود. این گیاه به صورت وحشی در جنگل های کم درخت در حاشیه جویبارها و گودال ها می روید. قسمت مورد استفاده این گیاه ریشه آن است و معمولا از ریشه گیاهی که بیش از 3 سال عمر دارد، استفاده می شود. سنبل الطیب پس از خشک شدن به رنگ قهوه ای در می آید و طعم آن تلخ ولی خوشبو و معطر است و عطر آن پس از خشک شدن، بیشتر می شود. بوی مطبوع این گیاه به قدری است که گربه آن را از فواصل دور هم تشخیص می دهد و به طرف آن می رود؛ به همین علت، به این گیاه علف گربه نیز می گویند.

تاثیر دارویی ریشه تازه این گیاه، 3 برابر خشک شده آن است. سنبل الطیب باید در حرارت کم، خشک شود زیرا حرارت بالا تمام اثر دارویی آن را از بین می برد. یکی از مهم ترین خواص دارویی این گیاه خاصیت آرام بخش بودن آن است. سنبل الطیب با داشتن خاصیت ضد تشنج در رفع ناراحتی های عصبی و کاهش صرع نیز مفید است. دلهره، تشویش و نگرانی را تا حد زیادی از بین می برد و جایگزین خوبی برای قرص ها و داروهای آرام بخش است .

این گیاه همچنین یک داروی گیاهی ضد اضطراب است، اما برخلاف اسطوخدوس ، در نهایت شما را خسته (کسل) می کند! سنبل‌الطیب یک گزینه ی خوب برای افسردگی های شدید است و بهتر است که اوایل شب مصرف شود یعنی زمانی که شما در حال رانندگی یا کار نیستید. سنبل‌الطیب می تواند در طی روز، در دوزهای خیلی کم، یعنی 20 میلی گرم یا کمتر مصرف شود. برای خواب آوری، یا درمان افسردگی های خیلی شدید، می توانید سرشب، دوزهای 600 میلی گرمی را مصرف کنید. مهم است یادآور شویم که نباید سنبل الطیب را با الکل یا سایر داروهای ضد افسردگی ترکیب کنید.

نحوه مصرف
مقدار 2 تا 4 گرم سنبل الطیب را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد. سپس آن را صاف کرده و روزی 3 بار، هر بار یک فنجان میل کنید. این نوشیدنی معالج تمام حالات عصبی، سرگیجه، ناآرامی های عصبی، ضد ترس شبانه اطفال و آرام بخش بسیار خوبی برای کارهای فکری زیاد است.


گل راعی ( علف چای)


گل راعی یا علف چای



یکی از بهترین داروهای گیاهی ضد افسردگی که خاصیت دارویی و خواص ارزنده دیگری نیز دارد، علف چای است. قدمت مصرف این گیاه بیش از 2 هزار سال است و نزد بیشتر اقوام و ملل جهان به عنوان بهترین داروی بیماری های عصبی مورد استفاده بوده است. اکنون بیش از 50 کارخانه داروسازی جهان از گیاه علف چای، داروهای مختلف ضد افسردگی تهیه می کنند و می توان از آن به عنوان قویترین داروی گیاهی ضد افسردگی نام برد. این گیاه در ایران با نام های دیگری نظیر گل راعی، علف هزار چشم و هوفاریقون شناخته می شود.

قسمت مورد استفاده این گیاه، سرشاخه گلدار گیاه تازه یا گیاه خشک شده و نیز گل های تازه گیاه است. علف چای در درمان افسردگی های خفیف عصبی همچون افسردگی های دوران یائسگی و درمان خستگی های عصبی موثر است. خاصیت این گیاه در درمان افسردگی به اثبات رسیده است. ماده موثر این گیاه هایپریسین است. این گیاه را نیز می توانید به صورت چای، دم کرده و نوش جان کنید.


درمان سریع افسردگی با زعفران

از عصر باستان تا امروز، تاریخچه زعفران مملو از کاربردهایی در غذاها، نوشیدنی‌ها، و درمان‌های گیاهی سنتی است. زعفران بومی نواحی مختلف آسیا، به ویژه جنوب غرب آسیا، جنوب اروپا و جنوب اسپانیاست . بر اساس یکی از گزارش ها سالیانه حدود ۲۳۰ تن زعفران در جهان تولید می شود. اما در بین تمام تولید کنندگان این ۲۳۰ تن زعفران در جهان و تولید کنندگان حرفه ای ایرانی، شهر قاین است که مرغوب ترین و بهترین زعفران جهان را تولید می کند و صاحب مقام اول در زمینه برترین زعفران در ایران و جهان است و همانطور که شنیده اید این شهر را با نام پایتخت زعفران ایران یاد می کنند.

 قسمت مورد استفاده این گیاه که به نام زعفران در بازار تجارت موجود است انتهای خامه و کلاله گل است. زعفران حاوی مواد چرب، املاح معدنی، موسیلاژ و اسانس های فراوانی است. رنگ زعفران مربوط به ماده ای به نام کرویسن است. مهمترین خاصیت زعفران که از قدیم مورد توجه بوده درمان افسردگی است.


زعفران بوی قوی و طعمی تلخ دارد، باعث تحریک اعصاب شده، اثر مسکن دارد و دارای خاصیت آرام بخشی و خواب آوری است و بالاخره اگر می خواهید همیشه شاد و خندان باشید، زعفران بخورید. زعفران را باید در شیشه های دربسته و دور از نور نگه داری کنید زیرا عطر و رنگ خود را در اثر نور از دست می دهد. اسانس زعفران تبخیر شدنی است و در صورت نگه داری نامناسب به مرور زمان اسانس آن تبخیر، از اثرات دارویی و طعم و مزه آن کاسته شده و مرغوبیت خود را نیز از دست می دهد.

با توجه به اینکه مواد معطر گیاه در حالت پودر شده، بسیار سریع تر از پودر نشده آن تبخیر می شود پس بهتر است زعفران را تا موقع مصرف پودر نکنید یا در صورت پودر کردن، در ظرف دربسته نگه داری کنید. از مضرات زعفران این است که روی سیستم تولید مثل اثر دارد؛ بنابراین زنان حامله باید در خوردن آن احتیاط کنند زیرا ممکن است مصرف زیاد آن موجب سقط جنین شود. در ضمن خوردن زیاد زعفران برای کلیه ها مضر است و اشتها را نیز کم می کند.


زعفران


طریقه مصرف زعفران برای درمان افسردگی

برای تاثیر گذاری زعفران باید به دو نکته بسیار مهم  توجه کرد. اول اینکه تاثیرگذاری زعفران بر روی افسردگی، نیازمند زمان و ادامه دادن مستمر آن است. دوم اینکه ، زعفرانی که استفاده می کنید، حتما باید زعفران اصل باشد. زیرا زعفران تقلبی نه تنها به شما کمکی نخواهد کرد بلکه برای سلامتی نیز مضر خواهد بود.

میزان مجاز مصرف روزانه زعفران 

طبق تحقیقات صورت گرفته مصرف ۳ گرم زعفران در ماه بسیار مفید است و باعث می شود خواص زعفران به صورت کامل به فرد منتقل شود . بیشترین حد مصرف زعفران برای هر فرد ۵ گرم در ماه است. مصرف بیشتر از این مقدار اصلا توصیه نمی شود زیرا مصرف بالای آن عوارض مختلفی را در پی خواهد داشت. بنابراین میزان مجاز مصرف روزانه زعفران یک دهم گرم خواهد بود.

در تحقیقی ، به این نتیجه رسیده اند که مصرف ۳۰ میلی گرم‌ ( ۳صدم گرم ) زعفران در روز می تواند اثری برابر با قرص سیتالوپرام یا فلوکسیتین یا ایمی پرامین، بر افسردگی داشته باشد. شما می توانید ۱۵ میلی گرم را در روز و ۱۵ میلی گرم دیگر آن را در شب استفاده کنید. مصرف این ۳۰ میلی گرم زعفران ( یعنی تقریبا یک تا دو شاخه زعفران ) باید مدت ۶ تا ۸ هفته ادامه پیدا کند تا بتواند تاثیرگذار باشد. 

طرز دم کردن زعفران

این ۳۰ میلی گرم زعفران را می توانید به روشهای مختلف در روز استفاده کنید. در ساده ترین حالت می توانید آن را به صورت دم کرده میل کنید. برای این کار باید ابتدا مقداری اب را جوشانده و سپس ۳۰ میلی گرم زعفران ( تقریبا یک شاخه تا دو شاخه زعفران ) را پودر کرده و داخل اب جوش بریزید. ترکیب اب جوش و زعفران باید مدت ۱۰ دقیقه بر روی حرارت ملایم غیر مستقیم دم بکشد. پس از آن می توانید زعفران دم کرده را میل کنید. روش های دیگری نیز برای استفاده این مقدار زعفران وجود دارد . که از جمله آنها می توان به تهیه چایی زعفران اشاره کرد .


خواص گلاب برای اعصاب

وقتی که حرف از افسردگی می شود، در بین توصیه ها از گلاب نیز استفاده می شود.گلاب شهدی است که از گل محمدی گرفته می شود. گلاب اولین چیزی است که معمولا هنگام غم و فوت افراد به اطرافیان تعارف می شود.این کار دیدگاه سنتی دارد اما در اصل به خاطر این است که گلاب در درمان غم و افسردگی نافع است.

گلاب


بهترین شیوه های استفاده از گلاب در درمان افسردگی

1) به صورت دمنوش

 دمنوش چای و گلاب: هنگام دم گذاشتن چای، کمی گلاب یا کمی از پودر برگهای صورتی گل محمدی را در آن بریزید و صبر کنید تا چای دم بکشد. شما می توانید هر روز از این دمنوش میل کنید.

دمنوش گلاب و زعفران: گلاب را گرم کنید و کمی زعفران در آن بریزید تا رنگ گلاب زرد رنگ شود. سپس مقدار کمی از این دمنوش را به تنهایی و یا در داخل شربت ریخته و میل کنید.

2) استشمام بوی گلاب نیز در درمان افسردگی موثر است و از شدت غم و ناراحتی می کاهد.

3) اگر فصل بهار است و برایتان امکان پذیر است ، در باغ های گل محمدی پرسه بزنید تا از آثار شادی بخش آن بهره مند شوید.


مویز ضد افسردگی

به حبه های درشت خشک شده انگور سیاه، مویز گفته می شود.مویز سرشار از ویتامین های A،B،E، و املاحی مانند کلسیم ، فسفر ، و پتاسیم است.همچنین مویز دارای اسید چرب امگا3 و امگا 6 می باشد و از ابتلا به آلزایمر ، سرطان ، و دیابت جلوگیری می کند.

مویز


تقویت اعصاب و روحیه با مویز

مداومت بر خوردن مویز و کشمش انسان را خوش می کند، پس اگر کسانی که ناراحتی اعصاب دارند  و همیشه افسرده و ناراحتند، به طور مداوم کشمش و مویز بخورند، همّ و غمشان برطرف می شود.

از یاد نباید برد که اساس و تمرکز کشمش و مویز، حول درمان مشکلات روحی، روانی و عصبی می چرخد. مویز و کشمش بیماری ها را درمان می کند، مشروط بر اینکه بر خوردنش مداومت شود، مثلاً باید هر روز ۲۱ دانه مویز قرمز با جدا کردن هسته اش خورده شود.

پیامبر اکرم ( ص ) می فرمایند: بر شما باد مویز، چرا که تلخه را می زداید، بلغم را می برد ، پی را استحکام می دهد، رنجیدگی و خستگی را از میان می برد، خوی را خوش می سازد، دل را پاک و پیراسته می دارد و اندوه را می برد.

بابونه

بابونه برای افرادی که مبتلا به اضطراب و افسردگی هستند بسیار سودمند است و از گیاهان خوب برای فرآیند درمان افسردگی با گیاهان دارویی به شمار می‌رود. اخیرا، یک مطالعه انجام شده است که عصاره ی بابونه را در مقابل یک دارونما برای درمان اختلال اضطراب عمومی مورد مقایسه قرار داده است. بعداز 8 هفته از انجام این مطالعه ، نتایج نشان دادند که سطح اضطراب در افرادی که از این گیاه استفاده کرده‌اند، کاهش پیدا کرده است. طریقه مصرف به صورت دمنوش و یا چای بابونه می باشد.

بابونه



رزماری

رزماری از دیگر گیاهانی است که برای درمان افسردگی با گیاهان دارویی، بسیار مفید است. رزماری یک گیاه چوبی است و برگ های آن برای طعم دادن به گوشت، سیب زمینی، روغن های پخت و پز و غیره مورد استفاده قرار می گیرند. این چاشنی، اثرات خوبی به عنوان یک ضد افسردگی  دارد. ترکیبات فعال آن شامل رزمانول، سیرکیمارتین و سالویژنین هستند. رزماری، در بسیاری از سینی های غذای مردم خاورمیانه دیده می شود و همچنین می تواند در پخت غذاهایی مانند نخود فرنگی، گوشت بره، گوشت گوساله و ماهی مورد استفاده قرار بگیرد.

رزماری



آویشن

آویشن


گیاه آویشن از گزینه‌های عالی برای درمان افسردگی با گیاهان دارویی است. گیاه آویشن یک منبع عالی از لیتیوم و تریپتوفان است. هر دوی این ها، در دزهای کم (یعنی همان مقداری که به عنوان چاشنی در غذاها مورد استفاده قرار می گیرند)، می توانند به عنوان تثبیت‌کننده خلق و خو و بهبود دهنده ی خواب و آرام بخش، کمک کننده باشند. از آویشن و سیر برای طعم دادن به کباب ها استفاده کنید. مصرف آویشن همراه با بادمجان نیز خوب است و طعمی شبیه فلفل را ایجاد می کند که بسیار مطبوع است.


نویسنده : نیره آزادی نقش کارشناس ارشد مشاوره از دانشگاه علامه طباطبایی


بیشتر بخوانید:

فواید تغذیه سالم


منابع:

کتاب "طب الکبیر" اثر محسن شکری پینوندی

کتاب "خواص درمانی گیاهان" اثر محمد جزینی

کتاب "گیاهان دارویی" تالیف علی توکلی

کتاب "دمنوش های گیاهی و کاربردهای آن" اثر معصومه درویشی



درمان افسردگی



بخش اول

درمان دارویی افسردگی مقاوم به درمان


لیست داروهای ضد افسردگی

  1. داروهای سه حلقه ای مثل ایمیپرامین
  2. بازدارنده های مونوآمین اکسیداز ( MAOI ها)،  مثل ترانیلسپرومین
  3. بازدارنده های انتخابی باز جذب سروتونین ( SSRI ها ) ، مثل پروزاک ( فلوکستین)


مکانیزم اثر داروهای ضد افسردگی

داروهای نوع 1 و 2 هم میزان سروتونین و هم میزان نور اپی نفرین مغز را افزایش می دهند، ولی SSRI ها فقط سروتونین را انتخاب می کنند و اجازه نمی دهند که نورون های پری سیناپتیک آنها را دوباره جذب کنند. همه دارو های ذکر شده انتقال نوروترانسمیترها بین نورون ها را تسهیل می کنند.

یکی از مزایای SSRI ها ، در مقایسه با داروهای سه حلقه ای و MAOI ها این است که عوارض جانبی آنها کم ، و احتمال اوردوز شدن آنها کمتر است و به همین دلیل میتوان گفت پرمصرف ترین داروی ضد افسردگی ، SSRI ها مثل فلوکستین ( پروزاک) می باشند.

عوارض قرص های اعصاب بر بدن

هر چند دارو ها نسبتا مفید واقع می شوند، چند نوع عوارض جانبی فیزیکی و روانی مهم نیز دارند.

عوارض جانبی داروهای سه حلقه ای مثل ایمیپرامین عبارتند از: بینایی تار و مبهم دیدن ، اضطراب ، خستگی مفرط، خشکی دهان ، افزایش احتمال حمله قلبی و سکته مغزی ، یبوست ، ناراحتی معده، کاهش فشار خون، اختلالات جنسی، افزایش وزن.

عوارض جانبی بازدارنده های مونوآمین اکسیداز مثل ترانیلسپرومین عبارتند ازافزایش فشار خون، خشکی دهان ، سرگیجه، سردرد ،و حالت تهوع

عوارض جانبی بازدارنده های باز جذب انتخابی سروتونین(SSRI ها) مثل فلوکستین عبارتند از اضطراب ، خستگی مفرط ، اختلال در معده ، سردرد ، سرگیجه، اختلال خواب

فرا تحلیل های جدید نشان داده است که استفاده از SSRI ها خطر خود کشی را افزایش می دهد ولی تأثیر SSRI ها در درمان افسردگی نیز بسیار زیاد است . از این رو در انتخاب درمان مناسب برای افسردگی و همچنین تجویز دارو بایستی این موارد مد نظر قرار گیرند و بین منافع حاصل از مصرف دارو و عوارض دارو برای فرد افسرده ، تعادل برقرار شود.

درمان سریع افسردگی حاد

به رغم همه عارضه های جانبی منفی ، داروهای ضد افسردگی واقعا مؤثرند و در اکثر موارد از شدت علائم می کاهند. حدود نیمی از افرادی که آنها را مصرف می کنند به سرعت از شدت علائمشان کم می شود. این داروها نه تنها از شدت افسردگی عمده می کاهند، بلکه به درمان افسردگی های طولانی مدت، مثل اختلال افسردگی دایم ( دیستیمیا) ، نیز کمک می کنند. اما یکی از مشکلات این است که وقتی درمان دارویی متوقف می شودافسردگی معمولا عود می کند و درمان مؤثر تر این است که دارودرمانی با نوع دیگری از روان درمانی مثلا CBT ( درمان شناختی-رفتاری)، ترکیب شود.

درمان دارویی افسردگی دوقطبی

یک داروی پر طرفدار کربنات لیتیوم است . این دارو می تواند هم از سمپتوم های اپیزود افسردگی عمده و هم از سمپتوم های اپیزود مانی بکاهد. به اکثر کسانی که از لیتیوم استفاده می کنند توصیه می شود که استفاده از آن را همیشه ادامه دهند زیرا توقف استفاده ممکن است باعث بازگشت اختلال شود. اشکال دیگر لیتیوم این است که تجویز مقدار یا دوز مناسب برای تک تک درمانجویان بسیار دشوار است. لیتیوم یک ماده سمی است و دوز مؤثر برای بهبود سمپتوم های افسردگی اغلب نزدیک به مرز سمی است. در نتیجه مقدار زیاد آن ممکن است هالوسینیشن ( توهم) و تشنج به همراه آورد و در موارد نادر ، منجر به مرگ شود.


نویسنده : نیره آزادی نقش کارشناس ارشد مشاوره توانبخشی 


بیشتر بخوانید:

اختلال افسردگی چیست ؟ علائم افسردگی کدامند؟


منبع:

برگرفته از کتاب آسیب شناسی روانی تالیف دکتر مهدی گنجی

پرورش خلاقیت


خلاقیت چیست


خلاقیت


خلاقیت و نوآوری محرک اصلی تمدن هاست . خلاقیت یعنی مبتکر بودن ، یعنی مولد بودن ، یعنی تولید افکار نو.

نگاه متفاوت افراد به اطراف شان می تواند آنها را به خلاق بودن و مولد و مبتکر بودن سوق دهد. مک کینان می نویسد : خلاقیت عبارت است از حل مساله به نحوی که ماهیتی بدیع و نو داشته باشد. 

کیلفورد دانشمند آمریکایی تعریف جامع تری از خلاقیت عرضه کرده است . او خلاقیت را با تفکر واگرا ( دست یافتن به رهیافت های جدید و متنوع برای مسائل ) در مقابل تفکر همگرا ( دست یافتن به یک پاسخ ) مترادف دانسته است. افرادی که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با دیگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور می شوند. روش های خلاق و جدید را به کار می برند.

 

افراد خلاق چه خصوصیاتی دارند

  • در ابراز عقیده خود جرأت زیادی دارند
  • تازگی و بدیع بودن مسأله را ترجیح می دهند و مسائل پیچیده توجه آنها را جلب می کند
  • پشتکار فراوانی دارند
  • در یکی کردن تفکر کلامی با تفکر بصری و تفکر منطقی و تخیلی سرآمدتر از افراد غیر خلاق هستند
  • دارای انگیزه درونی بوده و ذاتا به عوامل درونی توجه بیشتری دارند
  • با دقت به محیط اطراف خود نظاره می کنند و به چیزهایی توجه دارند که افراد عادی به آنها توجه ندارند
  • بسیار کنجکاو بوده و سوال های زیادی مطرح می کنند
  • از قدرت زیادی برای تحمل مشکلات و مصائب برخوردارند واین قدرت آنها را به ادامه و اتمام کارها تشویق می کند
  • از ذهن و شخصیتی انعطاف پذیر برخوردارند
  • اعتماد به نفس بالا و افکار مستقلی دارند 
  • کارهای پیچیده را به اعمال ساده ترجیح می دهند
  • سلاست فکر دارند یعنی همزمان در مورد یک مسأله چندین فکر و راه حل را پیش روی دارند

راه های پرورش خلاقیت در کودکان


1 )
ایجاد و حفظ انگیزه درونی

برای این منظور بایستی کنجکاوی کودک را برانگیخت تا تمایل به داشتن و ایجاد کارهای تازه در او به وجود آید مثلا از کودک بپرسیم : دوست داری چه کاره شوی؟! یا رسیم : به نظر تو برای مبارزه با فلان بیماری چه کارهایی می توان انجام داد؟

راهکار دیگر شرکت دادن کودکان در مجامع علمی است.

2 ) دامن زدن به تخیلات

برای نمونه از طریق تماشای برنامه های مستند و جالب ، تقویت مهارت شنیداری ، و تشویق کودک و نوجوان به طراحی دستگاه های جدید

3 ) کشیدن نقاشی از روی تخیل و یا تکمیل نقاشی های نیمه کاره

4 ) شبیه سازی کردن

 از کودک بخواهیم دنبال چیزهای مشابه بگردد

5 ) ترغیب کودکان و یا دانش آموزان به ابداع بازی های جدید

6 ) تحریک فرد برای افزایش ذوق

والدین با صحبت هایی از روی اشتیاق و تفحص ، می توانند ذوق کودکان خود را شکوفا کنند

7 ) تشویق به کارهای هنری و بدیع 

8 ) افزایش ادراک

از طریق طرح سوال های هدفمند 

9 ) تمرین خواندن و نوشتن

10 ) تئاتر و پانتومیم

اجرای نمایش باعث تخلیه فرد به لحاظ روانی می شود

11 ) بحث های فلسفی با کودکان

با تاکید برایجاد ارتباط موثر و تعامل در کلاس و خلق فضایی باز برای مطرح کردن نظرات و حل و فصل سازنده مشکلات



منبع :  کتاب پرورش خلاقیت تالیف مرتضی ثابت قدم و پریسا بهرامیان

زندگی زناشویی خود را چطور رضایت بخش تر کنم؟


قدرت یک نفر

زندگی خوب با تو شروع می شود! اولین گام در غنی کردن زندگی مشترک این است که مسئولیت رفتارتان را بپذیرید . به این ترتیب تصدیق کرده اید که قدرت انتخاب دارید . آدمها با جمله "من نمیتوانم" این قدرت را انکار می کنند و از آن غافل می شوند. اگر چه کنترل تمام و کمال زندگی مشترک در دست ما نیست ولی کنترل نگرشمان در مورد زندگی مشترک در دست خودمان است.


شناخت الگوهای ارتباطی غیر اثر بخش

ارتباط زوجین


دکتر جان گاتمن روانشناس دانشگاه واشنگتون متوجه شده است طرفین وقتی رابطه رضایت بخشی ندارند که تعاملات منفی خاصی داشته باشند. در اینجا به چهار مورد از این تعاملات منفی اشاره می کنیم :


1 ) انتقاد : یکسره گله و شکایت کردن ، سرزنش ، توهین و تخریب شخصیت طرف مقابل

2 ) بی احترامی :نیشدار حرف زدن ، بدبینی

3 ) دفاع : با توجیه موضع خود در واقع همسرمان را سرزنش می کنیم 

4 ) دیوار کشیدن : یکی از طرفین عملا از گفتگو فرار کرده و صحنه را ترک می کند 


اهداف رفتار زناشویی مثبت

رابطه زوجین


  • پذیرفتن مسئولیت اعمال خود 
  • همکاری 
  • سهم داشتن در رابطه
  • دلگرم کردن یکدیگر

اهداف رابطه خراب کن

به نظر دکتر رودولف درایکورس آدم های دلسرد معمولا در راستای یکی از این چهار هدف حرکت می کنند :

  • توجیه ضعف های خود و سرزنش همسر
  • جلب توجه 
  • قدرت طلبی 
  • انتقام




منبع : کتاب "برای زن و شوهرها وقت زندگی بهتر رسیده" نوشته جان کارلسون و دان دینک مایر


اعتیاد به مواد مخدر( انواع مواد مخدر و مضرات آن)

سابقه استعمال مواد مخدر به قدمت زمانی که بشر به خواص طبی برخی گیاهان روی آورد و متوجه تغییر احساسات و هیجانات پس از مصرف آنها شد بر می گردد. به تدریج سوء مصرف مواد جزئی از اسلوب زندگی شد. برخی از مواد ماندگاری ، مقبولیت ، و شیوع بیشتری پیدا کرد مثل تریاک ، هروئین ، الکل ، سیگار ، حشیش ، کوکائین ، و ...

مواد مخدر


 فرایند اعتیاد به مواد مخدر 

1 ) مصرف تفریحی و تفننی 

2 ) کاهش فاصله مصرف و افزایش مقدار مصرف

3 ) وابستگی به مواد و مصرف اجباری 

4 ) شکل گیری دوره های تحمل و محرومیت


وابستگی به مواد

انجمن روانپزشکی آمریکا علائم وابستگی به مواد را مجموعه ای از علائم شناختی ، رفتاری ، و فیزیولوژیک دانسته است که بر اساس آن فرد علیرغم داشتن اختلالات وابسته به مواد ، مصرف آن را ادامه می دهد. در چنین مواردی الگویی برای مصرف وجود دارد که معمولا منجر به تحمل ، محرومیت ، و رفتار اجباری برای مصرف مواد می شود.

تحمل : 

نیاز به مقدار بیشتر مواد برای رسیدن به تاثیر مورد نظر

محرومیت :

تغییرات رفتاری سازش نایافته با پیامدهای فیزیولوژیک و شناختی که بر اثر کاهش تجمع یک ماده در خون یا بافت فرد معتاد پدید می آید. 


 طبقه بندی مواد اعتیاد آور

1 ) مواد خانواده تریاک ( گروه مورفین )  opioids

مثال : مورفین ، تریاک ، شیره ، هروئین ، کدئین ، متادون ، ترامادول ، دیفنوکسیلات

2 ) کند کننده ها

مثال : داروهای آرام بخش ( خانواده پام ) ، آلپرازولام ( زاناکس ) ، TCA( آمی تریپتیلین ، نور تیلیپتیلین ، دوکسپین ) ، زولپیدم ( زولپیرکس ) ، الکل

3 ) توهم زاها

مثال : خانواده کانابیس ( حشیش و ...) ، قارچ ، اسید ، X ، LSD 

4 ) محرک ها

مثال : کوکائین ، متامفتامین ( شیشه ) ، ریتالین ، کافئین ، سیگار


 عوارض کلی و عمومی مصرف مواد

  • تحلیل بدنی و فیزیکی
  • افت کارکرد فردی به لحاظ تحصیلی ، شغلی و ...
  • افول ظاهری و بی تفاوتی نسبت به آراستگی ظاهر
  • گوشه گیری و انزوا از فعالیت های جمعی
  • تخریب روابط بین فردی
  • شکل گیری سبک زندگی منجمد و انعطاف ناپذیر
  • افزایش حالات فریبکاری ، بدقولی ، بهانه تراشی ، و پنهان کاری
  • بیان مکرر مطالب کذب و دروغگویی
  • زمانهای از دست رفته در فعالیت های روزمره بیمار
  • خواب آشفته ، نوسان خلق ، پرخاشگری 
  • بی حوصلگی و افسردگی
  • بی برنامگی و نبود آینده نگری
  • اهمال کاری
  • کاهش صبر و تحمل
  • رفتارهای مخرب ناگهانی و مکرر
  • عدم تعهد و فرار از مسئولیت
  • اختلال رابطه جنسی 
  • اعتماد به نفس کاذب 
  • علائم روانپزشکی مثل اضطراب ، توهم ، هذیان


منابع : کتاب "اعتیاد و فرایند پیشگیری "تالیف دکتر هادی بهرامی احسان

پرورش قدرت تخیل


 مقدمه

قوه تخیل نخستین گام به سوی شکوفایی است.

آیا می دانید تفکر ما برمبنای تصاویری شکل می گیرند که در ذهن مجسم می کنیم و کلمات در آن نقشی ندارند؟ برای مثال وقتی می گوییم گل سرخ ، حروف گ - ل –س– ر-خ  به ذهن شما نمی آید، بلکه تصویری ازگل سرخ در ذهن شما ایجاد می شود. بزرگترین خدمت روانشناسان در قرن کنونی به بشریت کشف این حقیقت است که تصویرذهنی همانند یک تجربه به ذهن سپرده می شود.

 وقتی شما تصویری را در ذهن مجسم می کنید ضمیر باطن دستیابی به آن را قطعی تلقی می کند و آن را تجربه ای در نظر می گیرد که پیشاپیش انجام پذیرفته است.همه توانایی های شما از جمله سلامتی و موفقیت به این امر بستگی دارد که چگونه خود را در ذهنیت خود ببینید. بسیاری از افراد به خاطر شرایط نامساعد تربیتی تصویری ضعیف و ناتوان از خود در ذهن دارند. گفتن عباراتی مانند : دست و پا چلفتی هستم ، عصبی هستم ، کمرو و خجالتی هستم  ، کشش ریاضی ندارم ، و ... نشان دهنده آن است که فرد دایره فعالیت خود را در ذهنش محدود ترسیم کرده است.

فراموش نکنید که شما مسئول باورها و معتقدات خود هستید از این رو اگر به نادرست بودن سخنانی که بزرگترها در دوران طفولیت به شما گفته اند یقین دارید مجبور نیستید همچنان آنها را بپذیرید. باورها و آموخته های نادرست را از ذهن خود بیرون کنید تا ذهنتان برای پذیرفتن واقعیتهای تازه آماده شود ( برگرفته از کتاب عظمت خود را در یابید اثر وین دایر ).


راهکارهایی برای تقویت قدرت تخیل


1 . تمرین های تمرکز

از قدرت تجسم خود استفاده کنید. به طور ذاتی همه افراد می توانند آنچه را که دیده یا درک کرده اند در ذهن خود تجسم کنند. فرض کنید به یک مرکز خرید بزرگ رفته اید از لحظه ورود شروع کنید و به ترتیب به نام فروشگاه هایی که می بینید ، دقت کنید. هنگام بازگشت زمانی که در اتومبیل نشسته اید ، سعی کنید نام فروشگاه ها را به همان ترتیبی که به خاطر سپرده اید ، به یاد آورید.

تکنیک دیگر برای تصویرسازی این است که جدولی تهیه کنید. در هر خانه هر کلمه ای که به ذهنتان می رسد را بنویسید . سعی کنید کلمات از حوزه های مختلف باشند مثل: آیینه ، قطار ، کیبورد ، بشقاب ، و ...نوشتن کلمات را تا جایی که خانه های جدول پر شوند ادامه دهید. اکنون با کلمات نوشته شده داستانی بسازید و آن را در ذهن خود تصویر سازی کنید.

2. رویاپردازی

رویاپردازی به خلاقیت ذهنی و ارتقاء عملکرد ذهن کمک می کند. تخیل در بخش های مختلف مغز جریان پیدا می کند و اطلاعاتی را گردآوری می کند که در آینده هر کدام از این داده ها می توانند سرنخی برای یک نظریه خلاقانه باشند. برای مثال در مورد کسب و کار و یا موقعیت شغلی مورد علاقه خودتان ، رویاپردازی کنید.

3. مطالعه و خواندن مطالب مفید

سعی کنید با توجه به علایق خود کتاب هایی را انتخاب کنید و هر روز حداقل نیم ساعت را صرف مطالعه نمایید. خواندن و زمزمه اشعار را فراموش نکنید.

4. گوش دادن به موسیقی

موسیقی تاثیر مثبت و مستقیمی روی حافظه دارد و قدرت تخیل و تمرکز را پرورش می دهد. موسیقی هایی که به شما آرامش می دهند و از شنیدن آنها احساس لذت می کنید را در فواصل کاری ، هنگام استراحت و حتی قبل از خواب گوش کنید. صدای بلند موسیقی مثل محیط شلوغ و نامنظم است و توانایی پردازش و خلاقیت ذهن را مختل می کند.

5. استفاده از تکنیک مدیتیشن (meditation)

فرد از این طریق می تواند توجه خود را به درون متمرکز کرده و احساس آرامش جسمی و ذهنی کند.این تکنیک موجب می شود تا ذهن و احساسات به هماهنگی رسیده و بهتر از قدرت خود بهره گیرند.

6.ریسک پذیر باشید

افراد خلاق تنها به یک روش معمول اکتفا نکرده و راهکار های جدید را تجربه می کنند. برای مثال هنگام رفتن به محل کار همیشه از یک مسیر نروید و سعی کنید مسیرهای دیگر را نیز تجربه کنید. 

در کسب و کار ریسک پذیر بودن و پرورش خلاقیت به شما کمک می کند تا نیازها و علایق مشتریان را در نظر گرفته و کالای به روزتر و بهتری را ارایه کرده و سود بیشتری بدست آورید.



معرفی کتاب :

"قدرت ذهن و تجسم" تالیف پریسا آقا رفیعی


سه گام اساسی برای دستیابی به شانس و ثروت


 برای جذب شانس و نعمت و رونق پیدا کردن کاسبی تان بایستی سه گام اساسی بردارید :

گام اول: درباره حرفه و شغلتان هیچ تصویر منفی در ذهن نداشته باشید و مخصوصا از بیان عباراتی مانند : دیگر نمی توانم حتی اجاره مغازه را بدهم ، نمی دانم آخر و عاقبتم چه می شود ، کار و بارم خیلی خراب است ، و غیره به شدت پرهیز کنید. به محض اینکه از این نوع فکرهای منفی به ذهنتان آمد ، آن را با تفکرات مثبت عوض کنید و سریعا به خودتان بگویید : "من گنجی در نهان دارم و تا آنجا که بتوانم از آن بر می دارم".

حتی اگر نیاز باشد در روز 50 بار این جمله را بگویید تا اثرات تلقین تفکرات منفی را از فکرتان دور کنید.

گام دوم : در تمامی ساعات روز مغزتان را با این افکار پر کنید و هر بار تکرار کنید تا برایتان عادی شود : "پروردگار در هر لحظه برای کمک به من آماده است و حمایت کننده من است و در هر وضعیتی به کمکم می آید و مرا از بدبختی و بیچارگی رها می کند".

گام سوم : هر شب هنگام خواب این جملات را با خود بگویید و با این حقیقت به خواب بروید : "من نعمت های پروردگار را سپاس می گویم و به خاطر چیزهایی که به من داده از او متشکرم".


برگرفته از کتاب تکنیک های دگرگون کننده زندگی اثر ژوزف مورفی

موفقیت ، روش زندگی افراد موفق

  چگونه موفق شویم؟


موفقیت معجزه ومادرزادی نیست،ربطی به شانس هم ندارد.افراد موفق خود را مانند الماس با ارزش می دانند،یعنی آنقدر برای خودشان ارزش قائل هستند که وقتی را صرف بهتر شدن خو د نمایند مثل الماس آنقدر سخت و صبور هستند که راه موفقیت را با تمام مشکلاتش بپیمایند و علاوه بر خودشان اطرافیانشان را به سوی خوشبختی بکشند.

افراد نخبه و موفق می دانند تنها کسی که می تواند آنها را به آرزویشان برساند فقط خودشان هستند. شما نیز وقتی این موضوع را خوب درک می کنید دیگر هیچ عامل بیرونی نمی تواند سد راه خوشبختی و موفقیت شما گردد. محدودیت های بیرونی و دیگران شاید گاهی بتوانند راه شما را سد کنند ، اما محدودیت های ذهنی درون شما می تواند برای همیشه شما را از خوشبختی و موفقیت محروم نماید.

افراد موفق هدف را واضح و روشن انتخاب کرده و سپس تمام پتانسیل و نیروی خود را برای رسیدن به آن متمرکز میکنند. شمانیز می توانید همین کار را انجام دهید. مهمترین امتیاز افراد موفق و نخبه نسبت به انسان های ناموفق و متوسط ، قدرت ذهنی آنهاست. وگرنه کسی به واسطه ثروت پدری ، پیروزی و موفقیت را در خود احساس نکرده است و اتفاقا زمانی انسان به موفقیت می رسد که مشکلی را که دیگران قادر به حل آن نبوده اند برطرف نماید.

این یک حقیقت است که خوشبختی و احساس شادمانی قابل تعریف نیست اما می توان احساس ارزشمندی  ،همراه با آرامش درونی را به خوشبختی تعبیر کرد تلاش کردن برای کسب خوشبختی لذتی دارد که کمتر از خوشبختی نیست. زیرا دست روی دست گذاشتن و بلاتکلیفی همیشه همراه با خودخوری ، خون دل خوردن و نگرانی کشنده است.


پس تمام انسان های موفق تنها دو کار انجام میدهند: ابتدا با تفکر انتخاب می کنند و سپس با تلاش ، انتخابشان را به ثمر می رسانند.این نکته نیز واضح است که اگر نخواهید تلاش کنید هیچ کس نمی تواند شما را خوشبخت کند.در این صورت شما همیشه یا در غم فرصت های از دست رفته هستید و یانگران آینده تا زمان مرگ فرا رسد.

با افراد موفق دوست شوید ، و باآنان نشست و بر خاست کنید مطمئن باشید که روحیه خوب آنها در شما تاثیر زیبا و خوبی خواهد داشت. اگر واقعا خواستار تغییر در خود باشید مطمئنا تغییری شگرف در زندگی شما ایجاد می شود که خودتان و خانواده تان را به وجد خواهد آورد. با تمرین می توانید خصوصیات افراد موفق و خوشبخت که در جدول زیر آمده است را در خود ایجاد کنید.

خصوصیات و ویژگی های افراد موفق و خوشبخت

ویژگی های افراد ناموفق

دارای هدف مشخص و نوشته شدهبدون هدف مشخص و مکتوب
دارای برنامه ریزی مکتوبباری به هر جهت
دارای اعتماد به نفسعدم اعتماد به نفس
دارای استقلال شخصیتنیازمند به تایید دیگران
متشخص و منظمباری به هر جهت و بی نظم
مشغول به کارهای مهم و رو به بالامنتظر و یا مشغول به کارهای غیر مهم و بیهوده
دارای کنترل درونیدارای کنترل بیرونی
به دنبال کسب موفقیت و ثروتبه دنبال امرار معاش
عاشق کار و تلاشکار در حد انجام وظیفه
احساس ارزشمندیاحساس شرمندگی
استفاده مناسب از وقت وزمانتلف کردن وقت
مسلط بر محیط و اطرافیانتسلط محیط و جو بر آنها
سر حال و پر نشاط بودنتنبل و منتظر
به دنبال وضع مطلوبسازش با شرایط فعلی
همیشه در حال یاد گیری و آموزشعدم احساس نیاز به یادگیری
اهل مسابقه و رقابتتماشاچی
داشتن احساس رهبری و فرماندهیمنتظر دستور از دیگران
خطر پذیر و ریسک پذیرترس از سرمایه گذاری



منبع:

سعادت کیش ، داود . مهارت زندگی در جامعه امروز . تهران: انتشارات مادوتا ، 1391

مقایسه روش شناسی پژوهش کمی و کیفی در علوم رفتاری




پژوهشگران کمی



پژوهشگران کیفی


یک واقعیت عینی اجتماعی را فرض می گیرند.فرض می گیرند که واقعیت اجتماعی به وسیله مشارکت کنندگان در آن ساخته می شود.
فرض می گیرند که واقعیت اجتماعی ، طی زمان و موقعیت ها نسبتا ثابت است.فرض می گیرند که واقعیت اجتماعی به طور پیوسته در موقعیت های محلی شناخته می شوند.
روابط علی میان پدیده های اجتماعی را از منظری افزاروار می نگرند.در تبیین روابط علی میان پدیده های اجتماعی ، نقشی عمده به مقاصد بشری می دهند.
فاصله ای ملموس نسبت به شرکت کنندگان در پژوهش و موقعیت آنها اتخاذ می کنند.شخصا با شرکت کندگان در پژوهش ارتباط برقرار می کنند تا آنجا که دیدگاههای مشترکی بیابند و نگرشی همدلانه داشته باشند.
جامعه ها و نمونه هایی را که نماینده جامعه اند مطالعه می کنند.موارد را مطالعه می کنند.
رفتار یا سایر پدیده های قابل مشاهده را مطالعه می کنند.معناهایی را که افراد می آفرینند و پدیده های درونی دیگر را مطالعه می کنند.
رفتار آدمی را در موقعیت های طبیعی و تصنعی مطالعه می کنند.اعمال آدمی را در موقعیت های طبیعی مطالعه می کنند.
واقعیت اجتماعی را به متغیر ها تبدیل می کنند.مشاهدات کل گرایانه درمورد آن زمینه کلی انجام می دهند که اعمال اجتماعی در آن رخ می دهد.
از مفاهیم و نظریه های پیش پنداشته استفاده می کنند تا معین کنند چه داده هایی گرداوری خواهند شد.بعد از آن که داده ها گردآوری شده اند ، مفاهیم و نظریه هایی را کشف می کنند.
داده های عددی برای بازنمود محیط اجتماعی فراهم می آورند.داده های کلامی و تصویری برای بازنمود محیط اجتماعی فراهم می آورند.
از روش های آماری برای تحلیل داده ها استفاده می کنند.از استقراء تحلیلی برای تحلیل داده ها استفاده می کنند.
از شیوه های استنباط آماری استفاده می کنند تا یافته ها را از یک نمونه به جامعه ای تعریف شده تعمیم دهد.یافته های موردی را از طریق جست و جوی موارد مشابه دیگر تعمیم می دهند.
گزارش های غیر شخصی و عینی از یافته های پژوهشی فراهم می آورند.

گزارش های تفسیری فراهم می آورند که منعکس کنند سازه های  پژوهشگران از داده هاست و آگاهی مبنی بر اینکه خوانندگان از آنچه گزارش شده ، سازه های خود را شکل خواهند داد.



منبع :

گال، مردیت ، بورگ، والتر و گال، جویس .روش های تحقیق کمی و کیفی در علوم تربیتی و روان شناسی.ترجمه احمد رضا نصر و دیگران.تهران :نشر نی ،1384


رویکرد درس پژوهی

درس پژوهی الگویی برای پرورش حرفه ای معلمان

دکتر ابوالفضل بختیاری

پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش

کبری مصدقی نیک

مدرس دانشگاه و پژوهشگر آموزش و پرورش منطقه 1 تهران

درس پژوهی موضوعی است که در چند دهه گذشته کارگزاران آموزشی ، به ویژه معلمان و دبیران بیش از پیش به آن توجه کرده اند. یکی از دغدغه های مربیان تربیتی ، صاحب نظران ، کارشناسان و سیاست گذاران ، بهبود فرایند یاددهی - یادگیری است. تبدیل مدرسه به سازمان یادگیرنده و اینکه همه از هم و دبیران هم از همتایان خود یاد بگیرند ، ایده و الگویی است که در درس پژوهی قابل مشاهده است. در این نوشتار درس پژوهی به عنوان شیوه ای برای پژوهش مشارکتی دبیران و روشی برای پرورش حرفه ای معلمان و کارگزاران آموزشی مطرح می شود.

این بخش مقدمه مقاله ای با عنوان (درس پژوهی ، الگویی برای پرورش حرفه ای معلمان) است . متن کامل این مقاله در لینک زیر قابل مشاهده می باشد :

منبع :

بختیاری ، ابوالفضل و مصدقی نیک ، کبری . درس پژوهی الگویی برای پرورش حرفه ای معلمان .مجله رشد آموزش متوسطه . شماره 1 ، مهر 1392

قابل دسترس در وبگاه زیر :

http://www.roshdmag.ir

زندگی زیباست وقتی...

  

زندگی زیباست


بازی زندگی و چگونگی انجام آن

اغلب مردم زندگی را مبارزه می پندارند.اما بر خلاف این تصور زندگی همانند یک بازی است که مثل هر بازی دیگری اگر از قواعد آن آگاه نباشیم ، بازنده می شویم. صحنه زندگی یک بازی بزرگ بده و بستان است و از همان ضرب المثل قدیمی« آدمی هر چه بکارد همان را درو خواهد کرد.» تبعیت می کند.

در بازی زندگی هر چه می گوییم ، هر کاری انجام می دهیم و به هر چیزی که فکر می کنیم ، به صورت واضح به خودمان برمی گردد. برای مثال اگر در این بازی عشق و محبت نثار دیگران کنیم ، از آن ها عشق و محبت دریافت خواهیم کرد و برعکس اگر با کینه و نفرت زندگی کنیم ، کینه و نفرت دریافت می کنیم.در این بازی قوه تخیل نقش بسیار مهمی دارد.تخیل در واقع قیچی ذهن است و همواره در حال بریدن الگوهای ذهنی است.خود شناسی و شناسایی ذهن باعث می شود که بتوانیم از قوه تخیل خود بهتر بهره برداری کنیم.

باید آگاه باشیم که تصاویر و الگوهای ذهنی غالب ، دیر یا زود در دنیای واقعی نمود عینی پیدا می کند. تخیل همانند نیرویی خلاق و بی پایان است که هر چه بخواهیم می توانیم از آن بدست آوریم. پس بهتر است خود را در سلامت و فراوانی تصور کنیم و دنیا را جایی زیبا و امن ببینیم و تدبیر امور را بدست پروردگار حکیم بسپاریم.

 نفوذ کلام 

انسان با هر کلامی که بر زبان می آورد به طور مداوم قوانینی را برای خود وضع می کند.در واقع انسان بسته به نوع کلامش پیشاپیش برای خود شکست یا پیروزی را به ارمغان می آورد. به علت توانایی و تأثیری که در کلام وجود دارد ، هر چه انسان به زبان می آورد همان را به سوی خود جذب می کند. بی دلیل نیست افرادی که مدام از بیماری و کسالت صحبت می کنند اغلب خود بیمار هستند ودر مقابل افرادی که همواره راجع به پول صحبت می کنند ثروتمند هستند.بنابراین بیایید درباره آنچه دوست داریم باهم صحبت کنیم نه آن چیزهایی که دوست نداریم. انسان به واسطه کلام روشن خود می تواند شفا و برکت و سعادت را به سوی خود جذب کند. در این میان هر چه برای دیگران بخواهیم خودمان هم از آن بهره مند می شویم.

آدمی می تواند با سحر کلامش وضعیت نابسامانش را بسامان نماید ، مشروط بر آنکه در کلامش به جای غم و اندوه، شادی و سرور، به جای بیماری ، سلامتی و به جای فقر و تنگ دستی ، برکت و فراوانی باشد.نکته پایانی و بسیار مهم این است که رسیدن به این اهداف بدون کنترل افکار و گفتار منفی که حاکی از ترس ، اضطراب ، تردید ، عصبانیت می باشند ، امکان پذیر نیست.


منبع : اسکاول شین ، فلورانس.نوشته هایی از فلورانس اسکاول شین.ترجمه پروین قائمی.تهران : انتشارات نور،1389 

تحقیق درباره مدارس ژاپن

 جستاری در فرهنگ مدارس در ژاپن


سیستم آموزشی مدارس ژاپن

مدارس ژاپن



در این نوشتار که نویسنده طی چندین سال به مطالعه و مشاھده سرزمین آفتاب تابان (ژاپن) پرداخته، درسھایی از فرھنگ آموزش و مدارس ژاپنی ھا را به صورت خلاصه ارائه کرده است :

اشاره

در دھه ھای اخیر دستاوردھا و پیشرفت ھای شگرف ژاپن موجب حیرت و حسرت جهانیان شده است. بطوریکه بسیاری از پژوھشگران راز موفقیت و توفیق ژاپنی ھا را در فرھنگ آموزش و پرورش آن جستجو می کنند. در این نوشتار که نویسنده (از کارشناسان پژوھشگاه آموزش و پرورش است) طی چندین سال به مطالعه و مشاھده سرزمین آفتاب تابان (ژاپن) پرداخته، درسهائی از فرھنگ آموزش و مدارس ژاپنی ھا را به صورت خلاصه ارائه کرده، که تقدیم می شود:

مقدمه

پژوھش ھای انجام شده در خصوص فرھنگ آموزش و فرھنگ مدارس ژاپنی ھا، اعجاب جهانیان را برانگیخته است. بطوریکه در چندین آزمون بین المللی ھمچنین مطالعات تطبیقی آموزش و پرورش نشان می دھد)، آموزش و پرورش ژاپن جز کشورھای برتر جهان بوده است .

من از موفقیت های ژاپن طی دو دھه اخیر که آموزش و پرورش عمومی به ویژه دوره ابتدائی از کیفیت بسیار بالائی برخوردار است شگفت زده شده بودم(سرکارآرانی، ۱۳۸۴ ).

“اَزرا ووگل” (استاد دانشگاه ھاروارد) که حدود ۲۰ سال در آنجا به مطالعه مشغول بوده می نویسد:من از موفقیت ھای ژاپن ، ازخودم می پرسیدم چرا ژاپن، بی آنکه منابع طبیعی داشته باشد، تا این حد در حل مشکلاتی که برای جامعه آمریکا ناگشوده مانده موفق بوده است؟! اما به راستی راز موفقیت ژاپن در چیست و کدام ویژگی باعث شده تا بسیاری از آگاھان، قرن بیست و یکم را قرن ژاپن بدانند و آن را کشور شماره ۱ بشناسند؟

 مدارس ابتدایی ژاپن 

مدارس ابتدائی در ژاپن بسیار جالب و دیدنی ھستند، ساختار و نظام آموزش ابتدایی ژاپن به پرورش شخصیت کودک در این دوره بسیار توجه دارند. فضای فیزیکی مدارس ابتدایی بسیار مجهز و درخور توجه ھست، بطوریکه اکثر مدارس ابتدایی در ژاپن استخر دارند و فضای فیزیکی بسیار تمیز و با طراوت ھستند. اما چرا مدارس ابتدائی؟

اکثر پژوھشگران آموزش و پرورش ژاپن، مدارس ابتدائی ژاپن را بسیار سرزنده، بزرگ، جالب و جاذب توصیف کرده اند، برای مثال “کومینگر می گوید:

مدارس ابتدایی، گل سرسبد آموزش و پرورش ژاپن ھستند. ژاپن در مقایسه با ایالات متحده آمریکا، سهم بیشتری از تولید ناخالص ملی خود را در مقاطع ۱۲ سال تحصیلی (ابتدایی تا دبیرستان) و مقدار کم تری از آن را در آموزش دانشگاھی خویش، ھزینه می کند در طول بیش از یکصد سال، رھبران و دولتمردان ژاپنی به دوره آموزش ابتدایی به عنوان محوری سرنوشت ساز در توسعه ملی، نظر داشتند، چنانکه آری نوری، موری (معمار مدرنیزاسیون ژاپن) در سال ۱۸۸۵ می نویسد:

۹۹ درصد دانش آموزان دوره ابتدایی در ژاپن در مدارس ابتدایی دولتی، در محل اقامت خود درس می خوانند در این دوره تحصیلات، آموزش رایگان است و فرزندان تمام ساکنان محل، اجازه ثبت نام دارند (لوئیس ترجمه افشین منش و ایلبگی طاھر ، (.۱۳۸۵

در ژاپن ۹۰ درصد دانش آموزان، کلاس دوازدھم را با موفقیت پشت سر می گذرانند (این نسبت در آمریکا ۷۳ درصد و در اروپا ۵۰ درصد است.) رولن و بیورک ۱۹۹۸ ، ترجمه رعیتی دماوندی ، ۱۳۸۳

 نکات جالب درباره مدارس ژاپن

اھمیت بسیار زیاد مردم و دولت ژاپن به آموزش و پرورش (دولت ژاپن بیشترین سهم از تولید ناخالص

ملی را صرف دوره ھای آموزش پیش دبستانی و ابتدایی می کند)

تاکید بر کارگروھی (تیمی)- (ووگل ۱۹۷۹ ، لوئیس ۱۹۹۵ ، سرکارآرانی ۱۳۸۱ ، بختیاری ۱۳۸۷)

انعطاف فکری و نوپذیری نوسازی اعجاز آمیز ژاپن(ووگل ۱۹۷۹)

نظام آموزشی کارآمد – کیفیت بالای آموزش (ھرمان کان)

پشتکار، صبر و حوصله، انضباط درونی

احترام به دیگران

روح ھمکاری دسته جمعی

انضباط و شوق به کار

ثبات

شوق یادگیری

اخلاق کار و تلاش

در زمینه مدیریت، ژاپنی ھا به رھبری جمعی گرایش دارند

تاکید بر جنبه ی کاربردی آموزش

شیوه آموزش عملگرا، تاکید بر آزمایش و پژوھش

دانش آموزان در کارھای مدرسه مشارکت فعال دارند (تعاون، ھمراھی گروھی)

مدرسه در ژاپن محل زندگی دانش آموزان است

در مدارس سعی در بالابردن “اعتماد به نفس” فراگیران(دانش آموزان) است

مدارس ژاپنی تلاش برای رشد خلاقیت، رشد روحیه کارگروھی می کنند

بازی ھای آزاد در مدارس مورد توجه است

مدارس ژاپنی- بچه ھا را برای زندگی در جامعه تربیت می کند

پرورش حس اعتماد به نفس

شکوفائی خلاقیت

مشارکت و درگیرکردن بچه ھا به صورت عملی

پرورش حس مسئولیت پذیری

تاکید بر رفاقت بین دانش آموزان به جای رقابت

تاکید بر دوستی و ھمکاری بین بچه ھا

ھمکاری در نظافت مدرسه

ھمکاری بسیار نزدیک خانواده (اولیاء) با مدرسه

تاکید بر دوستی و رفاقت در مدارس (لوئیس ۱۹۸۵)

توجه به خودفرمانی یا خود مدیریتی (لوئیس - ۳۰)

تاکید بررشد اجتماعی(بنجامین ۱۹۹۷ )،سهم زیادی از آموزش در ژاپن به زندگی اجتماعی و رشد

اجتماعی می پردازد

ایجاد فرصت ھای مساوی برای ھمگان

آموزش (پرورش) تمامی کودکان با یک روش

معلمان مربی اند نه مستبد (معلم در نقش ھادی و راھنما)

در مدارس ژاپن تفریح و شادی ضروری است

در مدارس با تفریح و شادی دانش آموزان را وارد به مشارکت و ھمکاری می کنند

در ژاپن کلاسها به گروه ھای کوچک تقسیم می شود

ژاپنی ھا کوشیده اند شادی و لذت را به فرایند یادگیری بیامیزند

در کلاسهای درسی ژاپن تعارض و دشمنی بین معلم و شاگرد وجود ندارد

ھیچ دانش آموزی در ابتدایی مردود نمی شود – ھیچ دانش آموزی از مشارکت در فعالیت ھا منع نمی

شود. (بنجامین ۱۹۹)

ژاپنی ھا اعتقاد دارند تجربه ھا، تأثیر بلند مدت در رشد دارد لذا برای پرورش افراد تجارب مهم ھستند

برنامه درسی ملی در بردارنده راھکارھایی برای فعالیتهای غیردرسی دانش آموزان می باشد (برنامه *

نظافت مدرسه) از آنجا که در مدارس ژاپنی، سرایداری وجود ندارد، پاکیزه نگه داشتن کلاسها، راھروھا یا

سرویس ھای بهداشتی، زمین ھای بازی بر عهده دانش آموزان است.

نگارنده که خود به مشاھده از مدارس ژاپن پرداخته، بسیاری از دانش آموزان ابتدایی و پیش دبستانی را در

حال نظافت کلاس و مدرسه دیده است. در یکی از مدارس ابتدایی در کیوتو و یک مرکز پیش دبستانی در

توکیو شاھد دستمال کشیدن بچه ھا در راھرو و کلاس بوده است.

به زعم برخی پژوھشگران (لوئیس، سرکار آرانی، دوای و دیگران) در مدارس ژاپن آموزش قلب ھا واندیشه ھای بچه ھا مدنظر است.

پژوھش لوئیس ( ۱۹۹۵ )، نشانگر تجلی فرھنگ ژاپنی در فرآیند آموزش ویادگیری در مدارس ژاپن است، و در مدارس ژاپن به صورت حیرت انگیزی آموزش و یادگیری در قالبسناریوھای فرھنگی مدیریت می شود و آموزش و پرورش ژاپن تا حدود زیادی فرھنگی است و مبتنی بر فرھنگ ژاپنی است.

آموزش و پرورش ژاپن با ھمه محاسن که می تواند برای ما آموزنده باشد و از آن تجارب موفق درس گرفت ولی در دھه ھای اخیر با مشکلاتی مواجه بوده که منجر به تفکر و تعقل صاحبنظران علوم تربیتی ژاپنی شده است ازجمله (اذیت و آزار بچه ھا)، کمی انگیزه دانش آموزان برای ادامه تحصیل، (پرفسور نقی زاده)، عدم توجه به فردیت ، در ژاپن به کار گروھی و تیمی بسیار توجه می شود، در نتیجه فرد و خواسته ھای فردی کمتر مورد توجه است و همین موضوع موجب مشکلاتی شده است، که درخور توجه است.

ویژگی مهم فضای فرھنگی مدارس ابتدایی ژاپن، سرزندگی، شلوغی، شادابی، شادی و جار و جنجال کلاس است. معلمان ژاپنی بر خلاف ھمکاران خود درسایر کشورھا تلاشی برای سکوت و ساکت وبی حرکت نگه داشتن دانش آموزان خود نمیکنند.

از آنجا که دانش آموز مجاز است با بغل دستی خود صحبت کند برای تراشیدن مدادش از جا بلند شود یا پرده ھا را بکشد. این قبیل کارھا، اختلال در نظم کلاس بشمارنمی رود. بنابراین نظم و انضباط تحمیلی نیست و در نتیجه کلاسها نیز شلوغ و پر جار و جنجال است و این امر از نظر معلمان، بی اشکال است.

ووگل (استاد دانشگاه ھاروارد)، معتقد است نوسازی ژاپن از اواسط قرن نوزدھم(یعنی عصر امپراتوری “می جی” در سال ۱۸۶۸ ) آغاز شده و از این زمان ژاپنی ھا به طور جدی با فرھنگ غرب آشنا شدند و از ترکیب و تلفیق عناصر فرھنگی خود، فرھنگ نوین ژاپن را ساختند.روش ژاپنی ھا در این ترکیب فرھنگی، ھشیارانه و آگاھانه بود (ووگل ۱۹۷۹ ، ترجمه خوارزمی و اسدی ۱۳۷۱ ).ژاپنی ھا تمدن و فرھنگ کهن خود را با دانش نوین در آمیختند و کهن را دور نینداختند. حاصل این آمیزش بسیار اثربخش بود و فرھنگ ژاپن شکوفا شد. ھمچنین ویژگی ھا ھمچون پشتکار، صبر و حوصله، انضباط درونی، حساسیت و احترام به دیگران، تاکید بر کارگروھی (تیمی) در موفقیت آنها سهم داشته، ولی “ووگل” معتقد است:

پیشرفت ھای ژاپنی ھا بیشتر دستاورھای ساختارھای سازمانی، سیاستگذاری و برنامه ریزی درست آنهاست. شاید بتوان گفت “مدیریت ژاپنی” که زبانزد جهانیان است در این توفیق سهم بسزایی داشته است. بسیاری از پژوھشگران علل توفیق ژاپن را به نظام آموزش و پرورش کارآ، با کیفیت و سرمایه گذاری زیاد روی پرورش منابع انسانی، سختکوشی و وفاداری افراد به سازمان ھائی که در آن کار می کنند، احساس تعهد در جهت رشد و پیشرفت، فداکاری و آمادگی برای اصلاح نارسائی ھا و اشتباھات خود، سازماندھی ومدیریت بسیار خوب و کارساز نسبت میدھند (ھرمن کان).

ھمچنین برخی اندیشمندان می گویند: مردم ژاپن به آموزش و پروردن منابع انسانی خود بسیار توجه و تاکید دارند (طوسی، ۱۳۸۴ )، برخی دیگر پژوھشگران جهش ژاپن را ناشی از ویژگی ھای فرھنگی خاص ژاپنی ھا می دانند و برخی نویسندگان توانائی ھاژاپنی ھا را برای “کار گروھی” کلید موفقیت آنها می دانند.



پی نویس *

بخشی از نوشتار حاضر، حاصل مشاھده، مصاحبه وحضور نگارنده در مدارس ژاپن است که با مساعدت پژوھشگاه مطالعات آموزش و پرورش، سفارت ژاپن در ایران و ایران در ژاپن، اساتیدی ھمچون دکتر سرکارآرانی، دکتر خرازی، دکتر عراقچی، دکتر گواھی، استاد صافی ، پرفسور محمد نقی زاده، پرفسور اوکاموتو (Okamoto)، کویاما خانم موریتا (Morita) انجام شده است.

 منابع :

سرکار آرانی، محمدرضا ( ۱۳۸۱ ). فرھنگ آموزش در ژاپن. تهران : روزنگار -

ماتسوشیتا، کونوسوکه ( ۱۳۷۷ ). مشت آھنین در دستکش مخملی: ۱۰۱ ویژگی دیگر مدیریت و-رھبری ترجمه محمدعلی طوسی. تهران: سخن

بختیاری، ابوالفضل (تیره، ۱۳۸۶ ). درسهائی از ژاپن. خبرنامه انجمن دوستی ایران و ژاپن، سال-ھفتم شماره ۱۶

طوسی، محمدعلی ( ۱۳۸۴ ). درسنامه فرھنگ سازمانی: دوره دکتری مدیریت آموزشی. تهران: -واحد علوم و تحقیقات

لوئیس، کاترین ( ۱۹۹۵ ). آموزش قلب ھا و اندیشه ھا. ترجمه ح. افشین منش و ش. ایلبگی طاھر. -تهران: ساز و کار، چاپ چهارم ۱۳۸۵

گواھی، عبدالرحیم ( ۱۳۸۶ ). شینتوئیزم. تهران: علم

دوای، لوئیس، سوگا، ماتسودا ( ۱۳۸۸ ). آموزش به مثابه فرھنگ. ترجمه سرکار آرانی، شی می زوو موریتا. تهران : تربیت

Monbusho (1995). Education in Japan. Tokyo: Monbusho

Monbukagakusho (2008) Minstry of Education,culture sport,science and

technology.Tokyo: Minstry of Education,culture sport,science and

technology.Tokyo

دکتر ابوالفضل بختیاری؛ پژوھشگاه آموزش وپرورش –– پژوھشکده خانواده*

خلاصه ای از کتاب هنر بیان برایان تریسی

به نام حق ...                  

هنر بیان

کتاب هنر بیان ( چگونه در هر موقعیتی قدرتمند ظاهر شویم ؟ ) ، نوشته برایان تریسی و ترجمه زهرا نسیمی  می باشد. برایان تریسی یکی از سخنوران برجسته آمریکا در امور تجاری ، یکی از پرفروش ترین نویسندگان و یکی از مشاوران و مربیان برجسته در زمینه رشد فردی و حرفه ای در جهان امروز است. وی سالانه در حضور 250000 نفر از مردم در مورد مسائل مختلف از موفقیت و مدیریت فردی گرفته تا مدیریت کارآمد ، خلاقیت و فروش به ایراد نطق می پردازد. وی بیش از 40 کتاب به رشته تحریر درآورده و بیش از 350 برنامه آموزشی صوتی و تصویری تهیه نموده است.

توانایی سخن گفتن با مخاطب عامل مهمی در موفقیت هر فرد به شمار می آید. خوب سخن گفتن می تواند احترام دیگران را به همراه داشته باشد ، ارزش و اعتبار شما را افزایش دهد و توجه افرادی را که می توانند شما را یاری رسانده و درها را به رویتان بگشایند ، جلب نماید. باارزش ترین دارایی شما چیست ؟ البته ذهن شما ! یکی از با ارزش ترین مهارت هایی که در اختیار دارید ، توانایی خوب اندیشیدن و ابراز خود به صورت آشکار است. تنها راهی که می توانید از آن طریق ، مهارت خود را در یک زمینه نشان دهید ، بیان نظرات و عقاید تان به طور آشکار و به صورت نوشتاری است. هنگامی که خوب سخن بگویید ، مردم می گویند : « او واقعاً در مورد آنچه سخن می گوید آگاهی کامل دارد.»

برایان تریسی در کتاب هنر بیان در مورد اهمیت تقویت و استفاده از ذهن به منظور سازمان دادن به افکار و جملات درجهت کسب آگاهی و هشیاری نسبت به اظهارات و نحوه بیان ، سخن می گوید. فصل اول کتاب در مورد هنر سخنوری و بلاغت و توانایی متقاعد کردن دیگران است.  فصل دوم در مورد برنامه ریزی و آمادگی برای یک سخنرانی موفقیت آمیز می باشد. تریسی در فصل سوم درمورد تقویت مهارت ذهنی و افزایش اعتماد به نفس به منظور از بین بردن ترس از سخنرانی در حضور جمع سخن گفته است. در فصول چهارم و پنجم در مورد شروع سخنرانی به شکلی مقتدارنه و تأثیر گذار و همچنین در مورد چگونگی تسلط بر جلسات سخنرانی در حضور تعداد کمی از افراد صحبت شده است. برایان تریسی در فصول بعدی کتاب در مورد تحت تأثیر قرار دادن جمع کثیری از مخاطبان ، تکنیک های صوتی قدرتمند و همچنین تکنیک های سخنرانان ماهر ، راهنمایی ها و راهبردهای جالبی  ارائه داده است. مطالعه این کتاب را به علاقه مندان توصیه می کنم و در ادامه خلاصه ای از فصل هفتم کتاب را آورده ام :

 سکوی مهارت : تحت تأثیر قرار دادن جمع کثیری از مخاطبان     

مهارت سخنرانی در جمع

لازم به ذکر است که هر چقدر سخنرانی کوتاه تر باشد ، آمادگی و دقت بیشتری لازم است تا بتوانید در مدت زمانی که به شما اختصاص داده شده است آن را انجام دهید. اگر تمام روز فرصت دارید سخنرانی کنید ، می توانید این زمان را با بیان داستان ها ، مثالها و نکات مختلف درباره موضوع سخنرانی پر کنید. اگر تنها 20 دقیقه فرصت دارید ، باید با تأمل تنها بر بخشهای اصلی که برای فهماندن پیام تان به مخاطب لازم است تمرکز کنید.

عناصر اصلی هر سخنرانی موفق

مقدمه و سرآغاز : هنگامی که برای ایراد نطق از جا برمی خیزید می توانید اولین تأثیر مثبت را به خوبی در مخاطبانتان ایجاد کنید. در اینجا آمادگی نقش اساسی دارد. برای این کار می توانید بالای یک برگه عنوان سخنرانی را یادداشت کرده و سپس هر نکته ای را که می توانید  به آن اشاره کنید یا در سخنانتان بگنجانید ، یادداشت نمایید سپس نکات مختلف را بازبینی کنید و به مرتب کردن و دسته بندی آنها بر اساس نکات اصلی سخنرانی بپردازید. مجدداً مطالب را ویرایش کنید تا جایی که از آهنگ ، ساختار و روان بودن کلام آن رضایت داشته باشید. می توانید مطالب را ضبط کرده و به آنها گوش دهید تا بتوانید مطالب مهم را مجدداً بازنویسی کنید.

تمرین بسیار ، کار را عالی می سازد : بسیاری از افراد معتقدند که نطق آبراهام لینکلن ، بهترین قطعه خطابه به زبان انگلیسی می باشد. وی جمله و عبارات مختلفی را تمرین کرده بود تا سرانجام توانست نطق عالی اش را ایراد کند.

مکان را بررسی کنید : ترجیحاً یک روز قبل ، به محل سخنرانی سری بزنید و در آنجا قدم بزنید و با تمام جزئیات آنجا آشنا شوید. جایگاه سخنرانی ، سیستم صوتی ، روشنایی و جایگاه مخاطبان را بررسی کنید.

با مخاطبان اختلاط کنید : قبل از شروع سخنرانی با برنامه ریزی جلسه ، میزبان ها و در صورت امکان برخی از افرادی که در میان مخاطبان خواهند بود اختلاط کنید. خود را معرفی کنید ، نامشان را جویا شوید ، و بکوشید کمی در مورد آنها اطلاعات کسب کنید. هدف شما این است که احساسی در شرکت کنندگان ایجاد کنید. می خواهید بدانید آنها چه افکار و احساسی دارند و از همه مهم تر ، مایلید احساس کنند که شما و آنها در یک سطح قرار دارید.

به سخنرانی های قبل گوش دهید : اگر سخنرانی شما بعد از یک یا چند سخنرانی دیگر انجام می شود ، این نکته اهمیت دارد که زودتر به جلسه بیایید و به سخنرانان قبلی گوش فرا دهید و از آنچه قبل از شما به مخاطبان گفته شده است اطلاع داشته باشید.

محدوده سخنرانی خود را مشخص کنید. لازم است صحبت هایتان را از قبل برنامه ریزی و تنظیم و بازبینی نمایید.

زمان نمایش : هنگامی که معرفی شدید نفس عمیقی بکشید و جسورانه و با اطمینان به روی جایگاه قدم بگذارید. از معرف خود با دست دادن قدردانی نمایید و لبخندزنان رو به مخاطبان نمایید. چند لحظه ساکت بمانید ، بگذارید مخاطبان در جای خودشان مستقر شوند و توجه شان را به شما معطوف کنند. بگذارید چشمانتان به آرامی روی تمام مخاطبان به گردش درآید. آنها را به چهار بخش تقسیم نمایید : دو قسمت در جلو و دو قسمت در عقب. فردی را در وسط هر بخش انتخاب کنید و با چشمانتان به طور مرتب روی وی تمرکز کرده و سپس بازگردید. سخن خود را با جمله ای آغاز کنید که به سرعت توجه مخاطبان را به شما جلب کند ، به خواسته ، نگرانی یا مشکل مشترک مخاطبان اشاره نمایید.

چند نکته مهم جهت انتقال مناسب پیام به مخاطبان 

1) به منظور تفهیم بهتر مطالب ، به نقل داستانی مرتبط با موضوع بپردازید.

2) هر دو نیمکره مغز را فعال کنید : نیمکره چپ مغز منطقی ، کاربردی ، تحلیلی و غیر احساسی است. ما از این بخش از مغز به منظور دریافت همه نوع اطلاعات استفاده می کنیم. از طرف دیگر نیمکره راست مغز ، با استفاده از تصاویر ، احساسات ، موسیقی و داستان فعال می شود. انسان ها با استفاده از نیمکره راست خود تصمیم می گیرند. وظیفه شما این است که تا آنجا که امکان دارد نیمکره راست مغز مخاطبان را فعال کنید. ، تا بتوانید توجه مخاطبان را برانگیزید.

3) مستقیماً به مخاطبان بنگرید: هنگامی که مستقیماً به شخص نگاه می کنید ، هر فردی که پشت سر وی به شکل (V)  شکل نشسته است ، احساس می کند دارید به طور مستقیم با وی صحبت می کنید. هر چقدر افراد بیشتر احساس کنند با آنها صحبت می کنید و به طور مستقیم با آنها در ارتباط هستید ، بیشتر به شما و به آنچه می گویید توجه خواهند کرد.

4) بایستید و سخنرانی کنید: هنگامی که در حضور تعداد زیادی از مخاطبان سخنرانی می کنید ، مربعی یک در یک یا یک و نیم در یک و نیم متر در نظر بگیرید و در داخل آن مربع بایستید. از قدم زدن به عقب و جلو به طور مرتب خودداری کنید. این حرکات معمولاً ناشی از عصبی بودن فرد است. اجازه دهید بازوانتان به طور طبیعی در طرفین بدنتان قرار گیرند. با لباسهایتان ور نروید و دستانتان را درون جیب های لباس تان فرو نکنید. هنگامی که به نکته ای اشاره می کنید ، به طور طبیعی دستانتان را به سمت بالا و سپس دوباره به طور طبیعی آنها را به سمت پهلوها پایین آورید.

5) به آرامی از نکته ای به نکته دیگر بپردازید : این کار شبیه عوض کردن دنده است ، برای مثال می توانید بگویید « اکنون ، در ادامه صحبت هایم قصد دارم با شما در مورد این مطلب سخن بگویم که ... »

6) حفظ انسجام : مردم از نظر روانی تمایل شدیدی به احساس منطق ، برهان و نظم در جهان طبیعت دارند. این امر « حس انسجام » نامیده می شود. هنگامی که به گونه ای سخن می گویید که آشکارا از نکته ای به نکته دیگر می پردازید ، این نیاز را برطرف میکنید. در نتیجه مخاطبان در کنار شما احساس آرامش می کنند.

7) از قدرت عدد سه استفاده کنید: یکی از قدرتمند ترین ابزار سخنرانی استفاده از عبارات سه کلمه ای است. برای مثال ، سخنرانی جان.اف.کندی در مراسم افتتاحیه حاوی این کلمات بود. « پرداختن هر قیمت ، حمل هر بار ، رویارویی با هر دشواری. »

8) زمانبندی و سرعت مناسب : مقدار اطلاعاتی که در سخنرانی تان می گنجانید به وسیله مقدار زمانی که به شما اختصاص داده می شود ، تعیین می گردد. قانونی که معمولاً سخنرانان حرفه ای از آن تبعیت می کنند این است که برای یک سخنرانی 30 دقیقه ای ، سخنرانی را حول محور سه نکته تنظیم می کنند و برای یک سخنرانی 60 دقیقه ای ، سخنرانی را حول محور پنج نکته تنظیم می کنند.

9) مخلص و ختم کلام : ساده ترین راه پایان دادن به سخنرانی ، جمع بندی و تکرار نکات مهم ، به صورت یک به یک و سپس نتیجه گیری طبیعی از محتوای کلام است. مهم ترین اصل این است که کلامتان را با قوت تمام به پایان برسانید.

هنگامی که سخنرانی تان را پایان می دهید مکث کنید ، ساکت بایستید و به مخاطبان لبخند بزنید.

  دو ویژگی سخنرانان برجسته  

1) انرژی و سرزندگی بسیار زیاد : آنها افرادی خونگرم ، صمیمی و دوشت داشتنی اند و به گفتگوی پر شور و اشتیاق با مخاطبانشان می پردازند.

2) محتوا و نطق بسیار عالی : از آنجا که گوش دادن به یک سخنرانی شکلی از کسب اطلاعات است و افراد همواره علاقه مند به شنیدن و آموختن ایده های جدید هستند ، سخنوران برجسته مطالب عالی و برجسته را با مخاطبانشان در میان می گذارند (تریسی ، 1390 ، صص 194 و 195 )


بیشتر بخوانید:

مهارت ارتباط مؤثر


منبع :

-  تریسی ، برایان(1944) . هنر بیان ، ترجمه زهرا نسیمی . تهران : پدیده دانش ، چاپ سوم ، 1390

ویژگی های یک مقاله علمی -پژوهشی معتبر

به نام خدا

 ویژگی های یک مقاله معتبر

مقدمه

به منظور موفقیت در انتشار مقاله های علمی – پژوهشی علاوه بر اینکه مؤلف مقاله باید در موضوع مورد مطالعه از تخصص کافی برخوردار باشد ، لازم است با اصول و قواعد مقاله نویسی و نگارش آشنایی کامل داشته باشد. نوشته حاضر با هدف معرفی مهمترین عناصر تشکیل دهنده مقالات علمی ، به اجزایی اشاره دارد که در بیشتر رشته های علمی عمومیت دارند و توجه به آنها در موفقیت مقالات نقش به سزایی ایفا می کند. علی رغم تفاوت های جزئی در ساختار برخی از مقالات ،مشاهده شده که اکثر مقالات علمی – پژوهشی ساختار مشابهی دارند که در ذیل بیست عنصر ساختاری مقاله به همراه مؤلفه های مؤثر در ارزیابی آنها ذکر می شود :

در نوشتن مقاله چه نکاتی باید رعایت شود

1-اصالت موضوع :  یکی از ملاک های مهم در امتیاز دهی به یک مقاله اصالت موضوع است. یعنی موضوع مقاله باید جدید باشد. در اینجا مواردی اشاره می کنیم که هر یک از آنها می باید بیانگر اصالت موضوع مقاله باشد :

الف) تحقیق برای نخستین بار در دنیا یا در کشور انجام گرفته باشد

ب) موضوع مقاله بیانگر ایده ای نو باشد و سهمی در دانش افزایی در حیطه مورد مطالعه داشته باشد.

ج) تحلیل و نتیجه گیری از ایده ها و نظرات دیگران از زوایای جدید صورت گیرد.

د) محقق از روش خلاقانه و ابداعی در تحقیق استفاده کند.

ه)  کار محقق استمرار و ادامه کار اصیل دیگری باشد و با این کار زمینه فعالیت گسترده را برای آیندگان فراهم سازد.


2-عنوان : نخستین بخش هر مقاله که توسط خوانندگان دیده می شود عنوان است. معمولا نیز نخستین قضاوت خواننده درباره محتوای مقاله از مطالعه عنوان حاصل می شود. عنوان مقاله که در واقع هویت مقاله و هدف آن ر ا به نمایش می گذارد ، باید روشن ، گویا ، جامع ، مانع و تاحد ممکن مختصر باشد. ( فتوحی ، 1385 ، ص 125 . موحد ، 1387 ،ص 53 و چهرئی ، 1386 ،ص 5)

در ارزیابی عنوان مقاله سؤالات زیر مطرح می شوند :

الف)  آیا عنوان مقاله منعکس کننده محتوای آن می باشد ؟

ب) آیا عنوان مقاله حاوی کلیدواژه های مهم بوده و امکان جستجوی عنوان براساس کلید واژه ها وجود دارد ؟

ج) آیا عناون مقاله گویا و روشن بوده و نکته مبهمی در آن وجود ندارد؟

د) آیا در عنوان از به کار بردن کلمات غیر ضروری و اضافی پرهیز شده است ؟


3-چکیده : چکیده باید حاوی مهمترین موارد مطرح شده در متن اصلی مقاله باشد. ویژگی های زیر در ارزیابی مقاله مورد توجه قرار می گیرند :

الف) چکیده تصویر روشنی از محتوای مقاله ترسیم کند.

ب) اجزای چکیده با ساختار مقاله اصلی هماهنگی داشته باشد.

ج) چکیده به خواننده در تصمیم گیری برای مطالعه متن کامل کمک کند.

د) چکیده حاوی متنی منسجم باشد.


4-کلید واژه ها : برای انتخاب کلید واژه ها لازم است ترکیبی از واژگان عمومی و اختصاصی که بیشترین و نزدیکترین رابطه معنایی را با محتوای مقاله دارند ، انتخاب کنیم. انتخاب کلید واژه مناسب در مقاله احتمال بازیابی بیشتر مقاله را توسط دیگران در آینده افزایش می دهد و در نتیجه به دریافت استناد بیشتر به مقاله کمک می کند. (فتوحی ،1385،ص 129). نکته مهم این است که کلید واژه های انتخاب شده از لحاظ موضوعی باید کاملا مرتبط با محتوای مقاله باشند.


5-مقدمه : در واقع خواننده برای ورود به مبحث اصلی و درک اهمیت مقاله نیازمند خواندن مقدمه آن است. ویژگی های زیر در ارزیابی مقدمه مد نظر قرار می گیرد :

الف) آیا مقدمه فاقد کلمات کلیشه ای است؟

ب) آیا مطالعه مقدمه ذهن خواننده را برای مطالعه متن اصلی آماده می کند؟

ج) آیا مقدمه سلیس و روان بوده و خواننده را به مطالعه ادامه مطلب تشویق می کند؟

د) آیا حجم مقدمه متناسب با حجم سایر قسمتهای مقاله است؟


6-بیان مسأله : در این قسمت تبیین دقیق و گویای انگیزه اصلی نگارش مقاله و اجرای طرح پژوهشی مورد نظر می باشد. ویژگی های مورد ارزیابی :

الف) آیا مسأله اصلی به روشنی بیان شده و برای خواننده راضی کننده است؟

ب) آیا مسأله مطرح شده ارتباطی با سایر مسائل در حوزه مورد نظر دارد ؟

ج) آیا مسأله مطرح شده از اهمیت لازم برخوردار است؟

د) آیا در بیان مسأله به عنصر ایجاز و خلاصه گویی توجه شده است؟


7-بیان هدف / اهداف پژوهش 

هدف مقاله لازم است :

الف) به روشنی توصیف و بیان شود.

ب)  متناسب با بیان مسأله باشد.

ج) واقع بینانه باشد.

د) خواننده بتواند به راحتی هدف را در متن مقاله بیابد.

ه) در پایان مقاله مؤلف به اهداف مورد نظر دست یابد.


8-سؤالات / فرضیه های پژوهش 

سؤالات لازم است به روشنی در مقاله ذکر شوند و متناسب با هدف و مسأله مورد بررسی باشند. فرضیه ها نیز باید روشن و گویا و آزمون پذیر بوده و براساس شیوه های صحیح فرضیه نویسی تنظیم شوند.


9-پیشینه پژوهش 

دلایل متعددی برای اشاره به پیشینه پژوهش وجود دارد که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد :

نشان دادن پیوند پژوهش حاضر با پژوهش های قبلی ، نشان دادن احاطه نویسنده / نویسندگان حوزه موضوعی مورد مطالعه ، رهنمون ساختن خواننده به مطالعه منابع بیشتر و به تصویر کشیدن رویکرد های حاکم بر حوزه موضوعی مورد نظر و ترسیم ارتباط آنها با رویکرد مقاله (پریرخ و فتاحی ،1384). بهترین روش در مرور نوشتارها برای مقالات علمی روش تحلیل و گزیده است چون در این روش ضمن رعایت اختصار ، خود نویسنده نیز می تواند روند حاکم بر حوزه موضوعی را تحلیل کند.


10-معرفی پروژه تحقیقاتی

برای این کار لازم است :

الف) مؤلف خصوصیات متمایز کننده تحقیق حاضر با موارد مشابه را بیان کند.

ب) اطلاعات لازم درباره سابقه پروژه تحقیقاتی و مراحل اجرای آن ذکر شود.

ج) لازم است حجم این بخش با سایر قسمت ها تناسب داشته باشد.

د) مشخصات کسانی که در پروژه تحقیقاتی نقش داشته اند به اختصار ذکر شوند.


11-شرح رویکرد و روش شناسی مورد استفاده در مقاله

برای این کار لازم است :

الف) روش مورد استفاده به وضوح توصیف و دلایل انتخاب آن بیان شود.

ب) سازگاری روش مورد استفاده با اهداف پژوهش بیان شود.

ج) شواهد انتخاب این روش از سوی سایر پژوهش گران و دلایل عدم استقاده از روش های دیگر بیان شود.


12-ابزار گردآوری و تحلیل داده ها

در این مورد لازم است :

الف) ابزار گردآوری داده ها و روش تحلیل آنها به وضوح معرفی شود . به میزان روایی و پایایی آنها اشاره شود.

ب) محاسن و معایب ابزار مورد استفاده و نمونه هایی از کاربرد آنها در سایر تحقیقات ذکر گردد.


13-توصیف ویژگی های جامعه پژوهش و مشخصات نمونه

در این مورد لازم است خصوصیات جامعه و دلایل انتخاب آن و ارتباط آن با هدف مقاله ذکر شود. دیگر آنکه روش نمونه گیری و دلایل انتخاب آن بیان شود. نکته دیگر آن است که باید روش نمونه گیری با روش شناسی تحقیق هماهنگی داشته و خصوصیات نمونه مورد نظر به جامعه انتخابی قابل تعمیم باشد.


14-بیان محدوده و محدودیت های پژوهش

لازمه هر طرح پژوهشی آن است که محقق دامنه کار را محدود کند تا هم طرح انجام پذیر باشد و هم کار پژوهشگر توأم با نظم منطقی گردد. از طرف دیگر محدودیت های دیگری از جمله محدودیت های محیطی وجود دارد که خارج از کنترل پژوهشگر است که در این مورد پژوهشگر سعی می کند با انتخاب روش مناسب این محدودیت ها را به حداقل برساند.


15-ارائه یافته ها

در این بخش پژوهشگر یافته ها و نتایج پژوهش را به وضوح توصیف کرده و سپس آنها را تجزیه و تحلیل می کند. در این قسمت درج نمودارها و جداول به روشنی مطالب کمک فراوانی می کنند و از همه مهمتر آنکه یافته های مقاله باید در جهت تأمین اهداف اولیه مقاله باشد.


16-بحث و نتیجه گیری

این دو بخش ممکن است به طور جداگانه و یا همراه با هم بیایند. در این بخش پژوهشگر به پاسخ سؤالات تحقیق و نتیجه گیری نهایی خود از تحقیق می پردازد. در آخر نتایج مقاله حاظر با نتایج نوشتارهای قبلی که در پیشینه ذکر شده مقایسه می گردند.


17-پیشنهادات

لازم است هر مقاله علمی با پیشنهادات کاربردی مفید و ایده های تازه برای سایر پژوهشگران به پایان برسد.


18-تقدیر و تشکر

معمولا در پایان مقالات علمی به نام افراد یا سازمانهایی که به نحوی در اجرای پژوهش گزارش شده نقش داشته اند ، اشاره می شود.(فتوحی ، 1385،ص 138). البته برای ذکر نام افراد مثلا نام مصاحبه شوندگان لازم است قبلا از آنها اجازه بگیریم.


19-منابع مورد استفاده و ذکر منابعی برای مطالعه بیشتر

تمام منابعی که به نحوی در مقاله استفاده شده اند ، باید با ذکر مشخصات کتاب شناختی و براساس شیوه نامه مجله مورد نظر در این بخش ذکر شوند.


20- پیوست ها

ویژگی های پیوست مناسب چیست ؟

مورد نیاز خواننده بوده و متناسب با محتوای مقاله باشند. به عبارت دیگر با ارائه اطلاعات تکمیلی بر جامعیت و گویایی مقاله افزوده و به درک بهتر خواننده از مقاله کمک می کنند.





منبع :  برگرفته از مقاله ای باعنوان" صد ویژگی یک مقاله علمی- پژوهشی خوب " نوشته دکتر یزدان منصوریان عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت   معلم .




کاتاتونیا، افسردگی کاتاتونیک، درمان بیماری کاتاتونیک، علائم کاتاتونیک


 کاتاتونیا چیست؟

 معنی کلمه کاتاتونیک 

کاتاتونیا ( کاتاتونیک )به دوره هایی از بی حرکتی فیزیکی گفته می شود. کاتاتونیا یک حالت و وضعیتی روانی-حرکتی در فرد است که در آن به محرک‌های خارجی واکنش نشان نمی‌دهد، در حالی که بیدار است قادر نیست اندام‌های خود را به طور طبیعی تکان دهد. اصطلاحا مانند مجسمه می‌مانند و ممکن است ساعت‌ها در یک وضعیت ثابت قرار بگیرند.

کاتاتونیا

کاتاتونیا عارضه ای است که در آن فرد بی حرکت می ماند ، انگار که بدنش خشک شده است ، یا منگ است ، یا اینکه فعالیت ها و حرکات بدنی او به شدت زیاد است بدون آنکه این حرکات هدفی داشته باشند یا محرک هایی بیرونی آنها را به فعالیت درآورده باشند.

کاتاتونیا می تواند در زمینه چندین اختلال روانی روی دهد از جمله : اختلال افسردگی اساسی ، اختلال دو قطبی ، اسکیزوفرنی و سایر اختلالات سایکوتیک ، اختلالات عصبی -رشدی ، اختلال استرس پس از سانحه ، سوء مصرف دارو یا مواد.

افسردگی کاتاتونیکزمانی اتفاق می افتد که عارضه و حالات کاتانونیک همزمان با افسردگی اتفاق می افتند.


 انواع کاتاتونیا 

  •  کاتاتونیا همراه با اختلال روانی دیگر مانند افسردگی ،  اختلال دوقطبی ، اسکیزوفرنی و ...

  •  کاتاتونیا به علت وضعیت پزشکی (بیماری­ های جسمانی مثل کمبود فولیت مغزی، اختلالات خودایمنی )

  •  کاتاتونیا نوع نامشخص

 Catatonia نامشخص تمام مواردی است که در آن هیچ اختلالی روانی، عاطفی یا پزشکی وجود ندارد که   قابل تشخیص باشد.


 علائم کاتاتونیک 

dsm-5 اسپسیفایر کاتاتونیا را مطرح می کند که علاوه بر اختلالات دو قطبی و افسردگی در بعضی اختلالات روانی نیز مشاهده می شود. برای تشخیص این عارضه وجود حداقل سه ویژگی از ویژگی های زیر لازم است :

کاتالپسی : زمانی است که بدن فرد کاملا خشک و بی حرکت می شود . اکثر اوقات بیماران در حالت نشسته یا سر پا می مانند و بسیار کم حرکت می کنند. مثلا در پدیده ای به نام بالش پسیکولوژیک ( psychological pillow ) ، فرد روی زمین خالی بدون بالش دراز می کشد اما سر و شلنه هایش اندکی بالاتر می مانند انگار که روی یک بالش نامرئی قرار دارند، و او در مقابل هر گونه تلاش برای پایین آوردن سرش مقاومت می کند.

انعطاف مومی شکل چیست

 انعطاف پذیری مومی : بدن فرد بی حرکت می ماند اما اگر روانشناس، مثلا دست فرد را تکان دهد، دست در حالت جدید بدون حرکت خواهد ماند. روانشناس در ابتدا با یک مقاومت مواجه می شود ، اما این مقاومت خیلی زود جای خود را به یک آزاد شدن آهسته می دهد. انگار که روانشناس می خواهد یک شمع گرم را نرم کند.

استوپر : ( منگی ، نیمه کما ) حالتی است که در آن فرد مات و مبهوت است و نمی تواند به طور شفاف فکر کند، بشنود، یا حرف بزند. 

نگاتیویسم : مشخصه اصلی آن مقاومت دایم بدون دلیل آشکار یا منطقی، در مقابل انجام دادن کارهای خود یا دستورات دیگران است. مثلا مقاومت در برابر روانشناس که می خواهد بازوی او را حرکت دهد ، یا مقاومت در مقابل تلاش پرستاران برای لباس پوشاندن ، استحمام کردن ، یا غذا خوردن .

میوتیسم : زمانی است که فرد بیدار و هشیار به نظر می رسد و ظاهرا حواسش جمع و سر جایش است ، اما ساکت و به طور خشک و انعطاف ناپذیر بی حرکت است .

پوسچرینگ : گرفتن یک ژست بر خلاف نیروی جاذبه زمین ، به طور خودجوش و سعی در حفظ آن.

مانریسم : در پیش گرفتن رفتارهایی شبیه رفتارهای عادی، اما به صورت عجیب و غریب ، خنده دار ، و در مواردی خاص.  برای مثال راه رفتن روی نوک پاها ، ریتم گرفت با انگشتان ، دایم به قسمتی از بدن خود یا به اشیا دست کشیدن ، اخم کردن ، خیس کردن لب ها ، شکلک در آوردن ، چشم ها را ریز یا درشت کردن.

حرکات کلیشه ای : حرکات تکراری ، با فراوانی غیر عادی ،و بدون هدف یا فایده خاص. مثلا فرد دستش را به طور دایم به حالت بای بای کردن تکان می دهد یا دایم سرش را به دیوار می کوبد.

پر تحرکی بدون قرار گرفتن تحت تأثیر محرک های بیرونی

شکلک در آوردن

اکولالیا : فرد حرفهای دیگران را بلافاصله یا با تأخیر تقلید می کند.

اکوپراکسیا : فرد حرکات دیگران را بلافاصله یا با تأخیر تقلید می کند.


علل کاتاتونی چیست؟

در حالی که مشخص نیست دقیقا چه چیزی باعث کاتاتونیا می شود، تعدادی از نظریه ها مطرح شده اند، از جمله:

درمان بیماری کاتاتونیک

درمان پزشکی ممکن است برای هر کسی که کاتاتونیک دارد متفاوت باشد، بسته به شرایط همراه . 

بنزودیازپینها و درمان الکتروشوک ECT)) ، دو روش اصلی برای درمان کاتاتونیا هستند :


  • بنزودیازپین ها - بنزودیازپین ها اولین انتخاب برای درمان کاتاتونی هستند. آنها با افزایش اثرات انتقال دهنده عصبی GABA کار می کنند. این نوع دارو همچنین قادر است به سرعت از عوارض جانبی مانند اضطراب، بی خوابی، آشفتگی و اسپاسم عضلانی بکاهد . حدود 70 درصد افراد مبتلا به کاتاتونیا با بنزودیازپین به نام لورازپام خوب عمل می کنند.
  • درمان الکتروشوک - ECT بهترین درمان برای catatonia است. برای حدود 85 درصد از بیماران کار می کند. بنزودیازپین ها معمولا برای اولین بار مورد آزمایش قرار می گیرند. دو درمان ممکن است ترکیب شوند.

داروهای ضد افسردگی، ریلکس کننده های عضلانی و داروهای ضد روان پریشی نیز البته با احتیاط  شدید ، معمولا برای درمان کاتاتونی استفاده می شوند. تشخیص سریع و درمان در ابتدای حالت کاتاتونیک برای بهترین نتایج ضروری است.



منابع :

کتاب چکیده روانپزشکی بالینی تالیف بنیامین سادوک ، و ویرجینیا سادوک

کتاب آسیب شناسی روانی بر اساس dsm-5 تالیف دکتر مهدی گنجی

مهمترین علت افسردگی



علل افسردگی / چرا افسرده می شویم؟

بیشتر بدانید:

افسردگی


 بررسی علل افسردگی از دیدگاه نظریه های مختلف 


 نظریه زیست شناختی ( بررسی عوامل نوروبیولوژیک ) 

  1. عوامل ژنتیک : بر طبق شواهد افسردگی در خانواده ها از نسلی به نسل دیگر ادامه می یابد. مطالعات دو قلوها نیز نشان می دهد که در اختلالات خلقی عامل ارثی دخیل است.
  2. عوامل نوروشیمیایی : افسردگی و اختلالات خلقی می توانند با ناهنجاری در سطح نوروترانسمیترهای مغز ، از جمله سروتونین و نوراپی نفرین ارتباط داشته باشند. افسردگی یا به علت فعالیت اندک نوراپی نفرین یا به علت فعالیت اندک سروتونین به وجود می آید. میزان سروتونین ، در افسردگی عمده نقش اساسی دارد . در مقابل این باور نیز وجود دارد که در اختلال دو قطبی  میزان نور اپی نفرین نقش مهمتری بر عهده دارد، به این ترتیب که میزان اندک نوراپی نفرین با افسردگی ، و میزان بالای آن با مانی ارتباط دارد. بعضی محققان عقیده دارند که علت اصلی افسردگی ، عدم تعادل بین نوروترانسمیترهاست و نه کمبود در بعضی از آنها. 

           در اینجا به برخی از علل کم شدن هورمون سروتونین در مغز که می تواند در بروز

        افسردگی اثرگذار باشد می پردازیم:

        الف ) سطوح پایین اسید آمینه ال تریپتوفان در مواد غذایی مصرفی

        ال تریپتوفان مورد نیاز بدن را می توانیم از طریق مصرف این موادغذایی تأمین کنیم :

        شیر و پنیر ، گوشت کم چربی گوسفند ،سینه مرغ ، بوقلمون ، ماهی تن ،

        ساردین ، آزاد ، سرخو ، میگو ، تخم کتان ، تخمه کدو ، گردو ،جو دوسر ،

        و میوه هایی مثل موز ، سیب ، پرتقال

        ب ) کمبود ویتامین ب6 در رژیم غذایی

        برخی مواد غذایی حاوی  ویتامین ب6 : موز ، حبوبات ، گوشت گاو ، آجیل ها ، مرغ

        ، آووکادو ، ذرت

        ج ) مصرف تانن

        یک اسید آمینه که در برگ چای سبز فراوان است و مصرف ان موجب کاهش ترشح

        سروتونین در مغز می شود.

        د ) قرار گرفتن در معرض سوء استفاده جسمی و روحی در دوران کودکی


 3. نابهنجاری های مغزی : سطح بسیار پایین فعالیت کورتکس پریفرانتال ، کاهش فعالیت کورتکس آنتریور سینگولیت ، اختلال عملکرد در هیپوکامپ ، و ناهنجاری های ساختاری و عملکردی خصوصا افزایش فعالیت در آمیگدالا( بادامه ) زمینه ساز بروز مشکلاتی است که در اکثر افراد افسرده وجود دارد از جمله :

  • ناتوانی در پیش بینی محرک ها و مشوق ها و ناتوانی در آماده سازی خود برای مقابله با آنها
  • ضعف در تلاش ذهنی به منظور انجام تکلیف یا حل مسئله
  • احساس غم و ناراحتی ، مستقل از شرایط محیطی
  • اولویت دادن به پردازش محرک های تهدید آمیز و تفسیر منفی آنها
  1. عوامل نورو آندوکرین : نابهنجاری های هیپوکامپی معمولا با سطح بالای هورمون کورتیزول همراه است. افزایش بیش از حد کورتیزول باعث می شود که غده های آدرنال بزرگ شوند و در نتیجه، فراوانی انتقال دهنده های سروتونین در مغز کاهش یابد و به دنبال آن ، افسردگی به وجود آید. همچنین کورتیزول هورمون استرس است و اینکه دوره های افسردگی معمولا بلافاصله بعد از دوره های استرس روی می دهند، تصادفی نیست.

 نظریه های پسیکولوژیک 


نظریه های سایکودینامیک : در مورد افسردگی چند نظریه مبتنی بر اصول سایکودینامیک وجود دارد . مهمترین آنها نظریه زیگموند فروید و کارل آبراهام است. طبق این نظریه افسردگی نوعی واکنش در مقابل فقدان ( از دست دادن ) است ، خصوصا واکنش به از دست دادن یکی از عزیزان مثل پدر یا مادر. اولین مرحله این واکنش درون فکنی ((introjection است که طی آن ، فرد به مرحله دهانی رشد برمی گردد تا بتواند هویت کسی را که از دست داده است با هویت خود ادغام کند.

همچنین درون فکنی اجازه می دهد که افراد احساساتی مانند خشم و عذاب وجدان را که نسبت به عزیز از دست رفته دارند به سمت خود معطوف کنند . این افراد به تدریج از خود متنفر شده و به دنبال آن عزت نفس شان پایین می آید و به دنبال آن احساس افسردگی و درماندگی خواهند کرد.

روان کاوی اعتقاد دارد که افسردگی نوعی وظیفه  دارد که بایستی ایفا کند : برگرداندن افراد به دوره ای از زندگی که در آن به دیگران ( والدین ) خود نیازمند بوده اند. آنها در دوره افسردگی ،به علت بازگشت به مرحله دهانی ، فرصت پیدا می کنند که به روابط خود با دیگران وابسته شوند تا از حمایت ناشی از این کار بهره مند شوند.

فروید مفهوم از دست دادن سمبولیک را ارائه داد. مفهومی که در آن انواع دیگر از دست دادن ها ( مثلا از دست دادن شغل) معادل از دست دادن یکی از عزیزان به حساب می آید. و باعث می شود که فرد به دوره دهانی رشد برگردد و به این فکر بیافتد که در کودکی از طرف والدین خود حمایت کافی دریافت نکرده است. از این رو از دست دادن پدر یا مادر شرط لازم برای ایجاد افسردگی تلقی نمی شود بلکه کیفیت پایین تربیت فرزندان عامل خطر مهمتری محسوب می شود.

چنانچه  مطالعات نشان داده اند بین خطر ابتلا به افسردگی و سبک فرزند پروری کنترل بدون عاطفه ، رابطه وجود دارد. در این سبک تربیتی والد یا والدین بیش از حد مواظب کودکان هستندو در عین حال از خود محبت و صمیمیت نشان نمی دهند.


 نظریه های رفتارگرا 

بارزترین ویژگی های افراد افسرده عبارت است از نداشتن انگیزه و ابتکار عمل( پیشقدم شدن در کارها) ، خزانه رفتاری بسیار ضعیف ، و این نگرش که آینده عاری از نکات و تجربیات مثبت است. به عقیده بعضی روانشناسان ویژگی های فوق نشان می دهند که افسردگی در اثر عدم تقویت مناسب رفتارهای مثبت و سازنده به وجود می آید. عدم تقویت رفتارهای مثبت و سازنده موجب خاموشی آنها و نوعی خلأ رفتاری می شود که باعث انزوا و خمودگی فرد می شود.

فقدان ها و از دست دادن ها موجب کاهش رویدادهای تقویت کننده برای افراد می شود و از طرفی انزواطلبی و پیش قدم نشدن در کارها در فرد افسرده نیز موجب عدم دریافت تقویت اجتماعی و به تبع آن افسردگی در فرد می شود.

افراد افسرده در مقایسه با افراد سالم ، بیشتر باعث ایجاد واکنش های منفی در دیگران می شوند . در تعامل با دیگران مهارت های کمتری دارند. آنها معمولا افکار منفی خود را به دیگران انتقال می دهند. منزوی هستند و به پیشنهادات دیگران واکنش سریع و مناسب نشان نمی دهند ، و دایما از دیگران تایید و حمایت می خواهند. در واقع افراد افسرده در یک دور باطل می افتند. رفتار و افکار منفی فرد افسرده موجب بروز واکنش های منفی در دیگران ( بستگان ، دوستان و ...) شده و در ادامه موجب تشدید سمپتوم ها ( علائم) افسردگی می شود.

مسئله دیگر ناتوانی افراد افسرده در دلگرمی گرفتن از کسانی است که با آنها حرف می زنند. از انجا که افراد افسرده نسبت به خودشان ، دنیا ، و آینده باورهای منفی دارند، این موضوع باعث می شود که در مورد هرگونه دلگرمی دریافتی از جانب دوستان و بستگان تردید کنند. این شک دایمی باعث ناراحتی دوستان و بستگان می شود و در نتیجه آنهادست از دلگرمی دادن بر می دارند.


 نظریه های شناخت گرا 

نظریه شناختی آرون بک می گوید : افسردگی ممکن است به علت سوگیری در پردازش اطلاعات و طرز تفکر به وجود آید. افراد افسرده دایما در حال تفکر منفی هستند و در مقایسه با افراد سالم بیشتر دستخوش افکار مزاحم و ناخواسته می شوند. طرز تفکر همراه با سوگیری ، باعث ظهور سمپتوم های افسردگی مثل نابسامانی در عملکرد انگیزشی ، عاطفی ،شناختی ، و رفتاری می شود.

به نظر بک اسکیما یا طرحواره منفی افراد افسرده موجب شکل گیری مثلث شناختی منفی در آنها می شود. 1 ) افراد افسرده درباره خودشان افکار منفی دارند مثلا" من زشت هستم".  2) درباره آینده بدبینانه فکر می کنند مثلا " هرگز در هیچ کاری موفق نخواهم شد" .  

3) درباره دنیا نیز عقاید منفی دارند مثلا " دنیا مکان خطرناک و پر از دشمنی است ". این مثلث منفی افکار موجب بروز تعدادی سوگیری (تحریف) شناختی در افراد افسرده می شود .


 تحریف های شناختی 

قضاوت شتابزده : نتیجه گیری عجولانه بر اساس شواهد ناکافی. برای مثال " مردم از من خوششان نمی آید چون در اتوبوس یا آسانسور با من حرف نمی زنند".

انتزاع گزینشی : انتخاب و جدا کردن یکی از جزئیات از کل جزئیات یک رویداد و ناتوانی در دیدن کل ماجرا. مثلا یک ایراد جزئی از فرد گرفته می شود و او این موضوع را دلیلی بر بی عرضگی  و بی لیاقتی خود می داند.

تعمیم بیش از حد : فرد بر اساس فقط یک بار وقوع یک اتفاق ، بدون دلیل منطقی ،آن را به سایر رویدادها تعمیم می دهد. برای مثال فرد در یک درس نمره پایینی گرفته و نتیجه می گیرد که نمی تواند به شغل مورد علاقه اش برسد.

بزرگنمایی و کوچک نمایی : فرد اتفاقات را یا کاملا بد یا کاملا خنثی و بی اهمیت می بیند. فاجعه انگاری یا اصطلاح " از کاه کوه ساختن" نمونه ای از بزرگ نمایی است. مثلا یک خراش کوچک روی اتومبیل را به معنی اوراق شدن آن می داند.

شخصی سازی : یعنی به خود گرفتن ، مثلا در جمعی یک نفر لحظه ای اخم می کند و فرد نتیجه می گیرد که از دست او عصبانی و ناراحت است.

تفکر همه یا هیچ : فرد رویدادها را سیاه یا سفید می بیند. همه چیز یا خوب است یا بد . یا عالی است یا تاسف بار. مثلا می گوید : اگر نمی توانم کاری را به بهترین نحو انجام دهم ، بهتر است ان را انجام ندهم.


طرحواره های افراد افسرده 

  1. مرتبط با وابستگی ( از دست دادن ها باعث آغاز افسردگی می شوند )
  2. مرتبط با انتقاد ( عدم موفقیت ها یا شکست ها باعث آغاز افسردگی می شوند)

 درماندگی آموخته شده 

مارتین سلیگمن معتقد است که رویدادهای منفی غیر قابل کنترل و غیر قابل اجتناب با افسردگی ارتباط خاصی دارند و باعث ایجاد یک ذهنیت ثابت در افراد می شوند.  افراد یاد می گیرند درمانده ، خموده، و افسرده شوند چون درآنها این باور منفی به وجود آمده که هر کاری کنند نمی توانند از وقوع رویدادهای منفی پیشگیری کنند.

اسنادها : توضیحاتی که افراد در مورد رفتارها و رویدادهایی که برایشان اتفاق می افتد، ارائه می دهند.


 نظریه های اسناد در مورد افسردگی 

به نظر سلیگمن و همکارانش کسانی که احتمال افسرده شدن دارند معمولا رویدادهای منفی زندگی را به موارد زیر نسبت ( اسناد ) می دهند:

  1.  عوامل درونی ( صفات شخصی )
  2. عوامل ثابت ( عواملی که احتمال تغییر آنها در آینده وجود ندارد).
  3. عوامل کلی  (عواملی که در بسیاری از زمینه های زندگی آنها تأثیر می گذارند ).

همه اینها به تفکر بدبینانه که از ویژگی های اصلی افسردگی است منجر می شوند. برعکس کسانی که رویدادهای منفی را به عوامل بیرونی ، متغیر ، و خاص نسبت می دهند کمتر احتمال دارد که به افسردگی مبتلا شوند.

       نظریه ناامیدی 

ناامیدی یعنی انتظار این که نتایج مثبت هرگز حاصل نخواهد شد، نتایج منفی حتما حاصل خواهند شد، و فرد هیچ کاری از دستش بر نمی آید تا بتواند این حالت را عوض کند.

بعضی از روانشناسان معتقدند که تمایل به نسبت دادن رویدادهای منفی به علت های کلی و ثابت نوعی diathesis   (دیاتز : آمادگی ، آسیب پذیری) است که باحضور رویدادهای منفی زندگی و عزت نفس پایین در فرد ، می تواند موجب افزایش آسیب پذیری در مقابل گروهی از سمپتوم ها ( نشانه ها) ی افسردگی مثل تأخیر در واکنش، بی حسی ، بی رمقی، کم تحرکی روانی –فیزیکی ، وناتوانی در تصمیم گیری شود که این مجموعه سمپتوم های ناامیدی نامیده می شوند.

ناامیدی علاوه بر پیش بینی بسیاری از سمپتوم های افسردگی ، می تواند تمایل به خودکشی ، و مخصوصا اقدام به خودکشی یا خودکشی موفقیت آمیز را نیز پیش بینی کند.


 نظریه نشخوار فکری 

نظریه مثلث شناختی آرون بک و نظریه درماندگی آموخته شده سلیگمن ، روی ماهیت افکار تمرکز کرده اند اما سوزان نولن – هوکسما روی نحوه تفکر تاکید دارد. او می گوید یک طرز تفکر خاص به نام نشخوار فکری می تواند احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش دهد.

نشخوار فکری یعنی تمایل به فکر کردن دایم به تجربه ها و افکار غمگین ، یا جویدن مکرر افکار. افرادی که به طور دایم به این فکر می کنند که چرا فلان اتفاق بد روی داد یا چرا چنین مشکلی برای آنان به وجود آمده است ، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند.

شاید به دلیل هنجارهای اجتماعی –فرهنگی موجود درباره احساسات و نحوه ابراز آنها ، زنان بیشتر از مردان به نشخوار فکری مبادرت می ورزند. همین موضوع می تواند به توضیح این واقعیت کمک کند که چرا نرخ افسردگی در زنان بیشتر از مردان است.


 عوامل اجتماعی 

  1. رویدادهای استرس زای زندگی : 70 درصد دوره های افسردگی عمده بعد از یک رویداد استرس زای مهم در زندگی روی می دهند. مثل اخراج شدن از کار یا از دست دادن یک رابطه میان فردی مهم. البته این احتمال وجود دارد که افسردگی و عوامل استرس زای محیطی ، ارتباط متقابل داشته باشند.
  2. طرد اجتماعی : افرادی که به حاشیه اجتماع رانده می شوند و یا از سوی دیگران تحویل گرفته نمی شوند ، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند. برای مثال مبتلایان به ایدز ، سالمندان ، کسانی که به طبقات فقیر تعلق دارند ، کسانی که در بزرگسالی به دلیل سکته مغزی یا آسیب به سر معلول می شوند ، بیشتر در خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند.
  3. تعامل اجتماعی : احساسات و هیجانات تا اندازه ای می توانند مسری باشند. وقتی مردم با افراد افسرده نشست و برخاست می کنند ممکن است به افسردگی ، غم ، اضطراب ، یا خشم دچار شوند.

         افسرده دل ، افسرده کند انجمنی را.


بیشتر بخوانید:

کاتاتونیا، افسردگی کاتاتونیک، درمان بیماری کاتاتونیک


منبع : کتاب آسیب شناسی روانی براساس dsm-5 تالیف دکتر مهدی گنجی ، نشر ساوالان

انواع افسردگی


 انواع افسردگی 


بیشتر بخوانید:


افسردگی


 اختلال افسردگی عمده 

برای تشخیص اختلال افسردگی عمده ،حضور حداقل پنج نشانه از نشانه های زیر در طول یک دوره دو هفته ای که حداقل یکی از معیارها نشانه 1 یا 2 باشد ، لازم است:

1) فرد بیشتر روز و تقریبا هر روز خلق افسرده دارد. این موضوع را خودش اظهار می کند ( احساس می کند غمگین ، تهی و خالی ، یا ناامید است ) یا دیگران می بینند ( دایم گریه می کند ، در شرف گریه کردن است ، یا چشمهایش همیشه پر اشک هستند ). در مورد کودکان این حالت ممکن است به صورت زودرنجی ، زود خشمی و خلق تحریک پذیر نشان داده شود.

2) فرد بیشتر طول روز و تقریبا هر روز به تقریبا تمام فعالیت ها به شدت بی علاقه است ( این موضوع را خود او می گوید یا دیگران مشاهده می کنند).

3) تغییر در اشتها و لاغر یا چاق شدن چشمگیر به گونه ای که فرد در عرض یک ماه بیش از 5% وزن خود را از دست بدهد یا بیش از 5% به وزنش اضافه شود. در مورد کودکان ممکن است اضافه وزنی را که از مرحله رشدی آنها انتظار می رود نشان ندهند.

4) بی خوابی یا پر خوابی تقریبا در همه روزها

5)کم تحرکی روانی-حرکتی یا پر تحرکی روانی-حرکتی

6) تقریبا هر روز احساس می کند بی حال و بی رمق است یا انرژی از دست داده است.

7) تقریبا هر روز احساس می کند بی ارزش است یا بی دلیل احساس گناه یا عذاب وجدان شدید می کند ( این احساس گناه علاوه بر احساس گناه به خاطر بیماربودن است).

8) تقریبا هر روز توانایی فکر کردن یا تمرکز حواس ضعیف است، یا نمی تواند تصمیم بگیرد و یا قاطع باشد ( بنا به گفته خود فرد یا اظهار دیگران ).

9) به طور دایم به مرگ فکر می کند( این فکر به ترس از مرگ محدود نمی شود )،به طور دایم به خودکشی فکر می کند بدون آنکه برنامه مشخصی برای آن داشته باشد، یا اقدام به خودکشی می کند یا برنامه مشخصی برای خودکشی دارد.

سایر معیارهای لازم برای تشخیص بیماری:

  • سمپتوم ها (نشانه ها) باعث می شوند فرد به رنج یا نابسامانی شدید در عملکرد تحصیلی ،شغلی ، اجتماعی ، یا سایر جنبه های مهم زندگی دچار شود.
  • علت این دوره افسردگی را نتوان به اثر فیزیولوژیک و مستقیم یک ماده یا یک عارضه پزشکی دیگر نسبت داد.
  • لازم است روانشناس یا روانپزشک از قضاوت بالینی خود بر اساس سابقه فرد و هنجارهای فرهنگی برای ابراز رنج به هنگام فقدان ، استفاده کند.
  • سایر اختلالات مثل اختلال اسکیزو افکتیو ، اسکیزوفرنی ، اختلال اسکیزوفرنی فرم ، اختلال دیلوژنال ، یا سایر اختلالات سایکوتیک مشخص یا نا مشخص دلیل بهتری برای دوره افسردگی فرد نباشند.
  • فرد هرگز یک دوره مانیک یا هیپومانیک را تجربه نکرده باشد. ولی اگر دوره های مانی -مانند، مخلوط-مانند،هیپومانی-مانند به علت مصرف بعضی مواد یا نوعی روان درمانی ، یا به علت تأثیر فیزیولوژیک و مستقیم یک عارضه پزشکی به وجود آمده باشند ، این استثنا کاربرد ندارد.

مشخص کردن دقیق اسپسیفایرها( نشانه های توصیفی اضافی) در صورت لزوم :

  •  شدت بر اساس تعداد نشانه ها و میزان رنج و نابسامانی عملکرد فرد تعیین می شود:

خفیف ، متوسط ، شدید

  •  بهبودی:

بهبودی جزئی ، بهبودی کامل

  • با دیسترس اضطرابی 
  • با ویژگی های مخلوط 
  • با ویژگی های ملانکولیک ( مالیخولیایی)
  • با ویژگی های آتیپیکال (غیر معمولی)
  • با ویژگی های سایکوتیک
  • با کاتاتونیا
  • با آغاز پریپارتوم
  • با الگوی فصلی

بیشتر بخوانید:

انواع اختلالات خلقی در dsm 5


 اختلال افسردگی دایم 

بیماران مبتلا اختلال افسردگی دائم به طور مزمن افسرده هستند. ویژگی اصلی اختلال افسردگی دایم مود افسرده است که اکثر ساعات روز و اکثر روزها ، به مدت حداقل دو سال روی می دهد( حداقل یک سال برای کودکان و نوجوانان). این یک اختلال جدید در DSM-5 است که از ترکیب دو اختلال قدیمی ، اختلال افسردگی عمده مزمن و اختلال دیستیمیک شکل گرفته است. قبل از اختلال افسردگی دایم ممکن استاختلال افسردگی عمده روی دهد و در طول اختلال افسردگی دایم ، ممکن است اپیزودها( دوره ها)ی افسردگی عمده روی دهند.

double depression : افرادی که به مدت دو سال علائمشان با معیارهای افسردگی عمده مطابقت دارند ، می توان هم مبتلا به افسردگی دایم و هم مبتلا به اختلال افسردگی عمده اعلام کرد.

افراد مبتلا به اختلال افسردگی دائم تقریبا همیشه غمگین هستند. آنها به مدت چند سال ، بسیاری از نشانههایی را که در دورههای افسردگی عمده یافت می شوند دارند، از جمله خلق پایین(افسرده)، احساس خستگی مفرط ، ناامیدی، دشواری در تمرکز حواس و تصمیم گیری ، مشکلاتی در اشتها و خواب، و عزت نفس پایین . اما احساس گناه بی مورد و فکر کردن به مرگ ، و یا افکار انتحاری وجود ندارند. اکثر این افراد ممکن است یک بیماری داشته باشند که مداوم اما نسبتا خفیف است. تفاوت افسردگی عمده با افسردگی دایم در تعداد علائم و همچنین مزمنیت آنهاست.

علاوه بر اسپسیفایرهایی که در مبحث اختلال افسردگی عمده به آنها اشاره شد و در صورت وجود بایستی دقیقا مشخص شوند، در اختلال افسردگی دایم ، اسپسیفایرهای  زیر نیز بایستی قید شوند:

 آغاز زودهنگام ( قبل از 21 سالگی )

 آغاز دیر هنگام ( بعد از 21 سالگی )

به همراه سندروم دیستیمیک خالص: در حداقل دو سال گذشته ، همه معیارهای لازم برای یک اپیزود افسردگی عمده برآورده نشده اند.

به همراه اپیزود افسردگی عمده دایم : در سرتاسر دو سال گذشته ، همه معیارهای لازم برای یک اپیزود افسردگی عمده برآورد شده اند.

به همراه اپیزودهای افسردگی عمده متناوب ، با اپیزود کنونی: در حال حاضر همه معیارهای لازم برای یک اپیزود افسردگی دایم برآورد شده اند، اما در حداقل دو سال گذشته ، دوره های حداقل 8 هفته ای وجود داشته اند که در انها سمپتوم های فرد زیر سطح آستانه لازم برای یک اپیزود افسردگی عمده تمام عیار قرار داشتند.

به همراه اپیزودهای افسردگی عمده متناوب ، بدون اپیزود کنونی : در حال حاضر ، فرد همه معیارهای لازم برای یک اپیزود افسردگی عمده را ندارد ، اما در حداقل دو سال گذشته ، حداقل یک اپیزود افسردگی عمده وجود داشته است.


 اختلال عاطفی فصلی (SAD)

اختلال عاطفی فصلی سمپتومی است که در طول زمستان پیش می آید ، در بهار یا تابستان سال بعد بهبود می یابد و از این رو به آن افسردگی زمستانی هم گفته می شود. علائم اصلی آن عبارتند از غمگینی ، بی رمقی ، پر خوابی ، اشتها و هوس شدید به هیدرات های کربن ، پرخوری و افزایش وزن . بر اساس شواهد علت ابتلای بعضی افراد به افسردگی فصلی احتمالا این است که دوره های طولانی تاریکی در زمستان ترشح هورمون ملاتونین را افزایش می دهد و افزایش ترشح این هورمون باعث کند شدن این افراد و در نتیجه احساس خواب آلودگی و بی رمقی می شود. 

برای درمان این اختلال می توان از نوردرمانی استفاده کرد. برای این منظور افراد را چند روز در هفته و هر بار چند ساعت ،زیر نور مصنوعی و شبیه نور خورشید قرار می دهند. 

لازم به ذکر است که در DSM-5 اسپسیفایر "الگوی فصلی "این اختلال را پوشش می دهد.


 سندروم خستگی مزمن(CFS)

در این سندروم هم افسردگی و نوسانات خلقی، و هم سمپتوم های فیزیکی مثل خستگی شدید، درد عضلات ، درد سینه ، سردرد، حساسیت به نور و صدا دیده می شود. علت CFS ( سندروم خستگی مزمن) هنوز شناسایی نشده است ، هرچند بعضی نظریه ها معتقدند عوامل ویروسی یا ایمونولوژیک و عوامل استرس زای محیطی مثل آلودگی هوا یا ارگانوفسفات ها، در آن دخالت دارند. رسیدگی به عوامل روانی در CFS می تواند در درمان موفقیت آمیز این سندروم نقش مهمی داشته باشد.


 اختلال دیسفوریای پیش از قاعدگی (PMDD)

در مورد زنانی به کار می رود که در هفت روز قبل از آغاز قاعدگی سمپتوم های روانشناختی قابل ملاحظه ای را تجربه می کنند( و در عرض چند روز بعد از شروع علائم ، از شدت آنها کاسته می شود و نهایتا از بین می روند).

دیسفوریا : ملال ، اندوه ، افسردگی

برای تشخیص این اختلال وجود حداقل پنج نشانه از نشانه های زیر لازم است که بایستی حداقل یک نشانه، از موارد1 تا 4 باشد :

1) عدم ثبات هیجانی (عاطفی) شدید برای مثال احساس غم ناگهانی یا جمع شدن اشک در چشم و یا گریه کردن ، یا افزایش حساسیت به بی محبتی یا تحویل گرفته نشدن از سوی دیگران

2) تحریک پذیری یا خشم شدید یا افزایش کشمکش های میان فردی و رفتار تند با دیگران

3) خلق افسرده قابل توجه، احساس ناامیدی ،و افکار خود تحقیری

4) اضطراب ، تنش ، و یا احساس عصبی بودن یا تحت فشار قرار داشتن ، و بی قراری کردن

5) کاهش علاقه به فعالیت های عادی ( مثل مدرسه ، شغل ، دوستان ، و سرگرمی ها)

6) دشواری در تمرکز حواس( البته این موضوع را خودش حس می کند و ممکن است دیگران متوجه آن نباشند)

7) بی رمقی یا عدم شوق ، احساس خستگی یا عدم انرژی به میزان قابل توجه

8) تغییر قابل توجه در اشتها( پرخوری یا هوس شدید برای بعضی خوراکی های خاص

9) پر خوابی یا بی خوابی

10) احساس کلافگی یا از دست دادن کنترل

11) علائم فیزیکی مثل دردناک شدن یا متورم شدن پستان ها ، درد مفاصل یا عضلات ، احساس بادکردگی بدن یا افزایش وزن


نکات مهم:

  • علائم بایستی در اکثر قاعدگی های ماهانه در یک سال گذشته حضور داشته باشند.
  • علائم با رنج شدید بالینی یا اجتناب از فعالیت های اجتماعی، کاهش کارایی و بازده در شغل ، تحصیل ( مدرسه یا دانشگاه) ، و یا خانه مرتبط هستند.
  • علائم قابل نسبت دادن به تاثیرات فیزیولوژیک یک ماده سوء مصرفی ، داروی تجویزی ، یا یک عارضه پزشکی دیگر نیستند.
  • علائم 1 تا 4 بایستی توسط رتبه بندی های روزانه پروسپکتیو در طول حداقل دو دوره قاعدگی که علائم حضور دارند، تایید شوند.

پروسپکتیو به این موضوع اشاره دارد که درمانجویان شدت سمپتوم های جسمی و روانی و روند بروز آنها ( زمان و ترتیب بروز علائم ) را درجه بندی و یادداشت می کنند و در ملاقات بعدی با پزشک یا روانشناس ، این علائم ارزیابی خواهند شد.


 اختلال نامنظمی خلقی اخلال گرانه (DMDD)

ویژگی اصلی عبارت است از تحریک پذیری دایمی و شدید که به دو شیوه نشان داده می شود:

1) انفجارهای خشم به دفعات که معمولا در واکنش به ناکامی روی می دهندو می توانند کلامی یا رفتاری باشند. این انفجارهای خشم باید حداقل سه بار در هفته روی دهند و به مدت حداقل یک سال ادامه داشته باشند و در حداقل دو محیط از سه محیط مطرح شده ( خانه ، مدرسه ، جمع دوستان ) حضور داشته باشند. و نباید با سن کودک مطابقت داشته باشند.

2) در فاصله انفجارهای شدید خشم، فرد به طور دایم تحریک پذیر یا عصبانی است، و این حالت اکثر ساعات روز، تقریبا هر روز وجود دارد و اطرافیان کودک به آسانی متوجه آن می شوند.

نکته : قبل از 6 سالگی و بعد از 18 سالگی نباید برای اولین بار این اختلال برای فرد تشخیص داده شود. بر اساس سوابق فرد یا مشاهده از سوی دیگران ، شروع علائم قبل از 10 سالگی است.

نکته : قرار دادن اختلال نامنظمی خلقی اخلال گرانه(DMDD) در طبقه اختلالات افسردگی سه علت دارد:

  • سمپتوم های خلقی در این اختلال بارز هستند.
  • بسیاری از کودکان مبتلا به آن بعدها به اختلالات افسردگی و اختلالات اضطرابی مبتلا می گردند.
  • کودکان مبتلا به تحریک پذیری مزمن از کودکان مبتلا به اختلال دو قطبی کلاسیک، تفکیک می شوند.


در ادامه بخوانید:

مهمترین علت افسردگی


منبع : آسیب شناسی روانی بر اساس dsm5 تالیف دکتر مهدی گنجی



اختلال افسردگی چیست ؟ علائم افسردگی کدامند؟


 تعریف افسردگی 


بیشتر بخوانید:

همه انسان ها در مقطعی از زندگی خود احساس افسردگی می کنند و معمولا می توانند علت این افسردگی را به رویدادهای مشخصی ربط دهند. در ایجاد افسردگی دو نوع رویداد اهمیت ویژه دارند:

1) فقدان یا از دست دادن : برای مثال فوت بستگان نزدیک ، و یا از دست دادن شغل می تواند باعث آغاز دوره ای از غم ، خمودگی ، و تکرار دایمی بعضی از  افکار منفی شود.

2) شکست : اتفاقاتی مثل رد شدن در امتحان ، و یا عدم موفقیت در قانع کردن فرد مورد علاقه برای ازدواج نیز می توانند به ناامیدی و ایجاد احساسات و افکار منفی مثل بدبینی و تردید درباره خود ، منجر شوند.

اکثر مردم می توانند این احساسهای منفی را  در عرض چند روز یا چند هفته از بین ببرند و به زندگی عادی خود بازگردند. اما برای بعضی افراد نشانه های افسردگی به مدت طولانی باقی می مانند و همه جوانب زندگی آنها را فرا می گیرند. همچنین در جنبه های هیجانی ، رفتاری ، شناختی ، و فیزیکی افراد تاثیر می گذارند و این تاثیر ممکن است به افسردگی بالینی منجر شود. افسردگی بالینی و قابل تشخیص با معیارهای DSM-5 ، باعث می شود که فرد نتواندکارهای عادی زندگی روزمره خود را به خوبی انجام دهد. گاهی افسردگی بدون حضور رویدادهای منفی مثل از دست دادن ها یا شکست ها ، به وجود می آید و گاهی بسیار بیشتر از آنچه انتظار می رود طول می کشد.

افسردگی


 مهمترین علائم افسردگی 


علائم هیجانی و انگیزشی

تجربه های هیجانی افراد افسرده منفی هستند و دیگران آنها را معمولا غمگین ، نا امید ، پریشان ، محزون ، بی نشاط ، و دلسرد توصیف می کنند . این افراد زود به گریه می افتند و دوره های گریه کردن آنها نزدیک به هم و فراوان هستند. به ندرت پیش می آید که هیجان های مثبت و لذت بخش داشته باشند ، آنها حس شوخ طبعی را کاملا از دست می دهند و به ندرت لبخند می زنند. اضطراب نیز معمولا به همراه افسردگی وجود دارد . 

افراد افسرده معمولا بی انگیزه هستند ، برای مثال علاقه خود را به کارهایی که تا قبل از ابتلا به افسردگی از انجام دادن آن لذت می بردند از دست می دهند. این افراد در تعامل با دیگران یا انجام دادن کارها پیشقدم نمی شوند. یعنی برای انجام دادن هیچ کاری انگیزه درونی ندارند و باید تحت محرک های خارجی قرار بگیرند تا کاری را انجام دهند( مثل فشار از طرف دیگران یا وظایف زندگی ) . دائما اعلام می کنند که دیگر هیچ چیزی برایشان اهمیت ندارد . عدم پیشقدم شدن در کارها ممکن است به صورت انزواطلبی اجتماعی ظاهر شود . از تمایلات جنسی آنها نیز به شدت کاسته می شود.

علائم شناختی

افراد افسرده معمولا احساس بی فایدگی ،خلأ ،تهی بودن، و نا امیدی دارند . برخی افکار و باورهای افراد افسرده با واکنش های افسردگی مرتبط هستند. افراد افسرده درباره توانایی های خود باورهای بسیار بدبینانه دارند ، معتقدند که دیگران نمی توانند به آنها کمک کنند ، و مطمئنند که آینده ای تیره و تار در انتظارشان است.

افراد افسرده معمولا خودشان را به بی عرضگی و بی لیاقتی متهم می کنند ، از خودشان عیب و ایراد بیجا و غیر منطقی می گیرند ، خودشان را مسخره و تحقیر می کنند، فکر می کنند مرگشان به نفع اطرافیان است و به خودکشی فکر می کنند. از دیگر علائم شناختی افسردگی ، ناتوانی در تمرکز حواس ، باورهای غیر منطقی یا نا موجه ، و ناتوانی در تصمیم گیری سریع و آسان می باشد.

علائم رفتاری : 

از جمله علائم رفتاری افسردگی ،آهسته شدن گفتار و رفتار است . افراد افسرده با جملات کوتاه به دیگران جواب می دهند ، از لحاظ فیزیکی غیر فعال هستند، ساعت ها در رختخواب می مانند ، و به طور دایم به خستگی ، بی رمقی ، و کمبود انرژی دچار می شوند. کند شدن همه حرکات بدنی، ژست های بیانی ، و واکنش های خودجوش ، کندی روانی -حرکتی نامیده می شود. 

کم تحرکی روانی- حرکتی در اکثر افسرده ها مشاهده می شود اما بعضی افراد افسرده حالتی از پر تحرکی روانی-حرکتی و علائم بی تابی و بی قراری نشان می دهند. مثلا نمی توانند یک جا آرام بنشینند ، تند تند راه می روند ، دست های خود را دور هم می چرخانند.

از دیگر سمپتوم ها ( نشانه های) رفتاری افراد افسرده ، پوشیدن لباس های شلخته یا کثیف ، ژولیدگی موها ، و اهمیت ندادن به بهداشت و تمیزی شخصی است.

علائم فیزیولوژیک ( معرفی علائم جسمی افسردگی ) :

اشتها و تغییر وزن : در طول افسردگی بعضی افراد ممکن است کمتر یا بیشتر از قبل بخورند یا لاغرتر و یا چاقتر از قبل شوند. آنهایی که پرخوری می کنند ممکن است حتی زمانی که گرسنه نیستند نیز به خوردن ادامه دهند. بعضی هم اشتهای خود را از دست می دهند و برای آنها خوراکی ها و غذاهای مختلف بی مزه است. در افسردگی شدید ، از دست دادن وزن ممکن است زندگی شخص را به خطر بیاندازد.

یبوست : فرد مبتلا ممکن است حتی چند روز پشت سر هم اجابت مزاج نداشته باشد.

اختلال خواب : فرد نمی تواند راحت به خواب برود ، زود از خواب بیدار می شود ، در طول شب چند بار از خواب می پرد ، بی خوابی یا اینسومنیا ( insomnia ) دارند ، و کابوس های زیادی می بینند. همه اینها باعث می شوند که فرد در طول روز خسته و بی رمق باشد. اما بعضی افراد افسرده بیش از حد می خوابند یا هایپرسومنیا (hypersomnia) دارند. آنها با اینکه ساعت ها خوابیده اند، باز هم به طور مداوم احساس خستگی می کنند.

اختلال در سیکل ماهانه عادی در زنان : سیکل یا پریود معمولا بیشتر از معمول ادامه می یابد، و زنان افسرده ممکن است یک یا چند ماه پریود نشوند. حجم مایعات پریودیک نیز ممکن است کاهش یابد.

بیزاری از فعالیت جنسی : بسیاری از افراد افسرده می گویند که میل و برانگیختگی جنسی آنها به شدت کاهش یافته است.


در ادامه بخوانید:

انواع افسردگی


منبع: کتاب آسیب شناسی روانی بر اساس DSM 5 تالیف دکتر مهدی گنجی


اختلالات خلقی pdf - انواع اختلالات خلقی در dsm 5


 اختلالات خلقی 

اختلالات خلقی


بیشتر بخوانید :

اختلال افسردگی چیست ؟ ( علائم افسردگی کدامند ؟)



اصطلاح اختلالات خلقی برای اشاره به اختلالات افسردگی و اختلالات دو قطبی به کار می رود.

DSM 5 از سه نوع معیار برای تشخیص اختلالات روانی مرتبط با خلق ( mood ) استفاده می کند :


1 ) اپیزودهای خلقی : به طور خلاصه ، اپیزود خلقی به هر دوره زمانی که فرد در آن به طرز غیر عادی احساس شادی یا غم می کند گفته می شود . اپیزودهای خلقی آجرهای ساختمانی هستند که بسیاری از اختلالات خلقی قابل کدگذاری از آنها ساخته می شوند. اکثر بیماران مبتلا به اختلالات خلقی حداقل یکی از این سه اپیزود را خواهند داشت :

 اپیزود افسردگی عمده : به مدت حداقل دو هفته ، بیمار احساس می کند غمگین است یا نمی تواند از زندگی لذت ببرد ، در خوردن و خوابیدن مشکل دارد ، احساس گناه می کند ، بی حال و بی حوصله است ، در تمرکز حواس مشکل دارد ، و راجع به خود کشی فکر می کند.

 اپیزود مانیک : به مدت حداقل یک هفته ، بیمار احساس می کند خیلی خوشحال است ( یا گاهی فقط تحریک پذیر و اعصابش خرد است ) ، ممکن است احساس خود بزرگ بینی کند ، پر حرف است ، بیش فعال است ، حواسش به آسانی پرت می شود ، قضاوت های غلط ( تصمیم گیری های اشتباه ) به ناکارآمدی در شغل یا مشکلات با دیگران منجر می شود به گونه ای که گاهی مسئولان مجبور می شوند این افراد را بستری کنند.

 اپیزود هیپومانیک : عمدتا شبیه به اپیزود مانیک است ، اما کوتاه تر است و شدت کمتری دارد . این افراد نیاز به بستری شدن ندارند.


2 ) اختلالات خلقی: که عبارت است از مجموعه سمپتوم های ناشی از یک خلق غیر عادی یا آنرمال . اکثر بیماران مبتلا به اختلالات خلقی در یکی از طبقات قابل کدگذاری زیر قرار می گیرند . 

الف ) اختلالات افسردگی                    ب ) اختلالات دو قطبی و اختلالات مرتبط با آنها


3 ) اسپسیفایرها : یعنی سمپتوم های اضافی ، این سمپتوم ها ممکن است به همراه اختلالات خلقی باشند و درمانگر باید ، در صورت حضور آنها ، این موضوع را دقیقا قید کند. اسپسیفایر ها ، در صورتی که به همراه اختلال خلقی باشند ، به درمانگر کمک می کنند تا بهترین درمان ممکن را انتخاب کند و خط سیر یا روند بیماری را بهتر حدس بزند.  

 انواع اسپسیفایرها :

  • اسپسیفایرهای توصیف کننده اپیزود کنونی یا آخرین اپیزود قبلی :

با ویژگی های آتیپیکال ( غیر معمولی ) : بیماران مبتلا پرخوری می کنند و دچار اضافه وزن می شوند ، بیش از حد می خوابند ، احساس می کنند که تنبل ، کند یا زمین گیر شده اند ، انها معمولا نسبت به تحویل گرفته نشدن از جانب دیگران به شدت حساس هستند.

با ویژگی های ملانکولیک ( مالیخولیایی ) : بیماران مبتلا صبح زود بیدار می شوند و با پیشروی روز احساس می کنندحالشان بدتر می شود. آنها اشتها و وزن خود را ازدست می دهند ، احساس گناه ( عذاب وجدان ) می کنند، یا بیش ازحد کند هستند یا بیش از حد مشوش (حرکات تند دارند) ، وقتی رویدادی رخ می دهد که معمولا از آن خوششان می آید ، حالشان بهتر نمی شود.

با دیسترس اضطرابی : این بیماران سمپتوم های اضطراب ، تنش ، بی قراری ، نگرانی ، یا ترسی را که به همراه یک اپیزود خلقی می آید دارند.


با ویژگی های کاتاتونیک : حرکات بدنی فرد یا بیش فعالی دارند یا عدم فعالیت .

شاخصه کاتاتونیک، عدم توانایی حرکت دادن بدن به طور طبیعی می باشد. علائم آن نیز می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • بی تحرکی
  • صحبت نکردن
  • داشتن حرکات سریع
  • داشتن حرکات غیر طبیعی

با ویژگی های مخلوط : اپیزودهای مانیک ، هیپومانیک ، یا افسردگی عمده ممکن است  مخلوطی از سمپتوم های مانیک و افسردگی داشته باشند.


با آغاز پریپارتوم : زمانی است در طول بارداری یا در عرض یک ماه بعد از زایمان ، زنان اپیزود مانیک ، یا هیپومانیک ، یا افسردگی عمده یا یک اختلال سایکوتیک کوتاه مدت را تجربه می کنند.

با ویژگی های سایکوتیک : اپیزود مانیک و اپیزود افسردگی عمده ، فرقی نمیکند خفیف یا شدید ، ممکن است به همراه دیلوژن ها و هالوسینیشن ها باشند ، که می توانند وابسته به خلق باشند برای مثال شنیدن صداهایی که به فرد می گویند چقدر انسان بد و گناهکاری است . یا می توانند نا وابسته به خلق باشند برای مثال این باور که بدن فرد از درون در حال گندیدن است و در حال تبدیل شدن به هیچ.


  • اسپسیفایرهای توصیف کننده روند یا اپیزودهای مکرر

به همراه چرخه سریع : در عرض یک سال ، بیمار حداقل چهار اپیزود داشته  که معیارهای لازم برای اپیزودهای افسردگی عمده ، مانیک ، یا هیپومانیک را برآورده کرده اند( ممکن است فرد در یک اپیزود یک معیار را داشته اما در اپیزود دیگر یک معیار دیگر را داشته است) .

به همراه الگوی فصلی : این افراد به طور مرتب در مواقع خاصی از سال ، مثلا پاییز یا زمستان ، به اختلالات خلقی مبتلا می شوند.

  • اسپسیفایر شدت 

اپیزود افسردگی عمده و اپیزود مانیک مجهز به اسپسیفایرهای شدت هستند :

خفیف  

متوسط

شدید

  • اسپسیفایر بهبودی

در بهبود جزئی : این بیماران که قبلا همه معیارها را داشته اند ، اکنون تعداد سمپتوم هایشان کمتر از تعداد لازم است و یا اینکه هیچ سمپتومی نداشته اند اما مدت دوره بی سمپتومی کمتر از دو ماه است.

در بهبود کامل : این افراد به مدت حداقل دو ماه ، هیچیک از سمپتوم های مهم اپیزود خلقی مورد نظر را نداشته اند.


 انواع افسردگی 

  • اختلال نامنظمی خلقی اخلال گرانه (ِDMDD) 
  • اختلال افسردگی عمده
  • اختلال افسردگی دائم ( دیستیمیا )
  • اختلال دیسفوریای پیش از قاعدگی
  • اختلال افسردگی ناشی از یک عارضه پزشکی دیگر
  • اختلال افسردگی ناشی از ماده یا دارو
  • دیگر اختلالات افسردگی مشخص ( یا نا مشخص )

 انواع اختلالات دو قطبی 

  • اختلال دو قطبی I
  • اختلال دو قطبی II
  • اختلال سیکلوتیمیک
  • اختلال دو قطبی ناشی از ماده یا دارو
  • اختلال دو قطبی ناشی از یک عارضه پزشکی دیگر
  • دیگر اختلال دو قطبی مشخص یا (نا مشخص)


بیشتر بخوانید :

اختلال افسردگی چیست ؟ ( علائم افسردگی کدامند ؟)



منبع : آسیب شناسی روانی بر اساس DSM-5 تالیف دکتر مهدی گنجی


موفقیت چیست؟ عامل موفقیت در زندگی


 تعریف موفقیت

موفقیت



شاید بتوان گفت موفقیت یعنی رشد و پیشرفت در ابعاد مختلف زندگی از جمله : سلامت جسمی ، سلامت روحی و معنوی ، سلامت روانی و آرامش ، موفقیت تحصیلی ، موفقیت به لحاظ موقعیت شغلی و اجتماعی ، موفقیت مالی ، احساس صمیمیت و عشق ، ارتباط مناسب با دیگران ، خدمت رسانی به دیگران ، و ...

از نگاه شما موفقیت یعنی چه ؟  هر کس بر اساس انتظارات ، باورها و برداشت های درونی خود ممکن است پاسخ متفاوتی به این سوال بدهد.

هدف از تعریف موفقیت از نگاه خودتان این است که بر پایه‌ی انتظارات خودتان و شرایط موجود زندگی کنید. وقت و انرژی‌تان را صرف کارهایی کنید که باعث خشنودی‌تان، احساس پیشرفت، کمال و خدمت‌رسانی می‌شود.



 فرمول موفقیت


برآوردن آرزوهایتان در حیطه ی اختیار شماست. قدرت جذب و تسلط بر موفقیت در شما وجود دارد و موانع این قدرت هم تحت کنترل شماست. شما از نیروی بیکرانی برای تفکر برخوردارید و این همان رشته پیوندتان با سرچشمه لایزال قدرت مطلق است. موفقیت نتیجه شیوه تفکر شما می باشد. قدرت حکومت در وجود شما قرار دارد . موانعی هم که شمارا از حکومت بر خویش باز می دارند نیز در وجود شما قرار دارند. بزرگترین مانع جهالت است.

با فکر متمرکز می توان به نتایج ظاهرا غیر ممکن دست یافت . همزمان با شکستن موانع محدودیت ، آرزوهای جدیدی بیدار می شوند. به تدریج تفکر آگاهانه را فرا می گیرید . کافی است درک کنید که از طریق تمرکز عمیق به قدرت مطلق در جهان متصل می شوید. آنگاه تمام اعتقاد به محدودیت ها را در هم خواهید شکست .

دیواری که مانع رسیدن شما به خواسته هایتان شود وجود ندارد ، به شرط اینکه خواسته درستی داشته باشید. اگر آرزوهای خود را بر مبنای عدالت و حسن نیت بنا کنید ، از جریان های مفید قدرت در جهان بهره خواهید برد و به جای برخورد با مشکلات می توانید به اوج قدرت امیدوار باشید ، هر چند در ابتدا بطور کامل عوامل خارجی بر وفق مراد نباشد.

هرگز به ظواهر زودگذر فکر نکنید و اعتقاد تزلزل ناپذیر خود را به هدف نهایی حفظ کنید . به دقت برنامه ریزی کنید . 

نکته مهمی که نباید فراموش شود ، دور نگه داشتن نیروهای مخرب ترس ، خشم ، اهمال کاری ، و مانند آن است .


راز موفقیت 


خواستن توانستن است . هر قدر اراده خود را تقویت کنید ، شانس بیشتری برای موفقیت خواهید داشت .البته بایستی با تلاش و پشتکار خواسته هایتان را بیافرینید.

هنگامی که همه چیز تاریک و دلسرد کننده به نظر می رسد ، هنگام نشان دادن توانایی شمااست . از کنترل رفتار خود و حفظ آرامش و خونسردی احساس لذت و کامیابی کنید. بذر فکری موفقیت را با ایمان بکارید. با اعتماد کامل بر اینکه خورشید همواره خواهد درخشید و در موعد مقرر محصول زیادی به بار خواهد آمد.

زمانی که قوانین فکری را یاد بگیرید و غیر ازخوبی ،درستی و موفقیت به چیز دیگری فکر نکنید، با تلاش کمتر پیشرفتی بیشتر از قبل خواهید داشت.

نکته دیگر اهمیت عادت به تمرکز است . فرقی نمی کند چه کار می کنید ، فقط در هنگام تمرین به چیزی غیر از آنچه انجام می دهید فکر نکنید. مقصود این است که بتوانید اعمال بی اهمیت خود را کنترل کنید.اگر به ذهن خود اجازه دهید در حال انجام کارهای جزئی منحرف شود ، تمرکز بر کارهای مهم برای شما مشکل می شود. کسی که بتواند تمرکز کند، فردی شاد و فعال است. زمانه برای او سخت نمی گذرد و اغلب کارهای زیادی برای انجام در دست دارد. و همچنین فرصتی برای تفکر درباره اشتباهات گذشته و غصه خوردن را هم ندارد.


 نکاتی که شما را به موفقیت می رساند ( رازهای موفقیت )

  • توجه به اهمیت مدیریت زمان

  • با تمرین نگاهتان را به زندگی اصلاح کنید و از زندگی لذت ببرید

  • دارای شخصیت مستقل باشید

  • سرنوشت و تقدیر هیچ کس از قبل رقم نخورده ، بلکه این منش، شخصیت و انتخابهای ما هستند که زندگی مان را رقم می زنند.

  • آموزش دیدن و افزایش توانمندی یک فرایند دائمی در تمام عمر است

  • ظاهری آراسته و متشخص داشته باشید

  • ورزش کنید تا اندامی متوازن و بدنی سالم داشته باشید

  • انتقادپذیر باشید

  • برای رسیدن به اهداف خود فقط با افراد شایسته مشورت کنید

  • از جر و بحث کردن و مشاجره با دیگران بپرهیزید

  • نیازهای زندگی خودتان را بشناسید و به آنها پاسخ مناسب بدهید

  • به جای اینکه تماشاگر موفقیت های دیگران باشید خودتان اهل رقابت باشید

  • پشتکار داشته باشید

  • هیچ چیز ارزش از دست دادن سلامتی را ندارد


بیشتر بخوانید:

موفقیت ، روش زندگی افراد موفق


منابع :

کتاب " عادتهایی برای کسب موفقیت های شگفت انگیز برای شما " اثر ترون کیودومانت

کتاب " مهارت زندگی در جامعه امروز " تالیف مهندس داود سعادت کیش